داستان هایی رهایی بخش از مثنوی معنوی مولوی

adabiyat-87234875200

شیر بی‌سر و دم
در شهر قزوین مردم عادت داشتند که با سوزن بر پُشت و بازو و دست خود نقش‌هایی را رسم کنند, یا نامی بنویسند، یا شکل انسان و حیوانی بکشند. کسانی که در این کار مهارت داشتند «دلاک» نامیده می‌شدند.

دلاک , مرکب را با سوزن در زیر پوست بدن وارد می‌کرد و تصویری می‌کشید که همیشه روی تن می‌ماند.

روزی یک پهلوان قزوینی پیش دلاک رفت و گفت بر شانه‌ام عکس یک شیر را رسم کن.

پهلوان روی زمین دراز کشید و دلاک سوزن را برداشت و شروع به نقش زدن کرد.

اولین سوزن را که در شانه پهلوان فرو کرد. پهلوان از درد داد کشید و گفت: آی! مرا کشتی.

دلاک گفت: خودت خواسته‌ای, باید تحمل کنی,

پهلوان پرسید: چه تصویری نقش می‌کنی؟

دلاک گفت: تو خودت خواستی که نقش شیر رسم کنم.

پهلوان گفت از کدام اندام شیر آغاز کردی؟ دلاک گفت: از دُم شیر.

پهلوان گفت, نفسم از درد بند آمد. دُم لازم نیست.

دلاک دوباره سوزن را فرو برد پهلوان فریاد زد, کدام اندام را می‌کشی؟

دلاک گفت: این گوش شیر است. پهلوان گفت: این شیر گوش لازم ندارد. عضو دیگری را نقش بزن.

باز دلاک سوزن در شانه پهلوان فرو کرد, پهلوان قزوینی فغان برآورد و گفت: این کدام عضو شیر است؟ دلاک گفت: شکم شیر است.

پهلوان گفت: این شیر سیر است. عکس شیر همیشه سیر است. شکم لازم ندارد.

دلاک عصبانی شد, و سوزن را بر زمین زد و گفت: در کجای جهان کسی شیر بی سر و دم و شکم دیده؟

خدا هرگز چنین شیری نیافریده است.

شیر بی دم و سر و اشکم که دید این چنین شیری خدا خود نافرید

داستان,داستان و حکایت

 کشتی‌رانی مگس
‌مگسی بر پرِکاهی نشست که آن پرکاه بر ادرار خری روان بود.

مگس مغرورانه بر ادرار خر کشتی می‌راند و می‌گفت: من علم دریانوردی و کشتی‌رانی خوانده‌ام. در این کار بسیار تفکر کرده‌ام. ببینید این دریا و این کشتی را و مرا که چگونه کشتی می‌رانم.

او در ذهن کوچک خود بر سر دریا کشتی می‌راند آن ادرار، دریای بی‌ساحل به نظرش می‌آمد و آن برگ کاه کشتی بزرگ, زیرا آگاهی و بینش او اندک بود.

جهان هر کس به اندازه ذهن و بینش اوست. آدمِ مغرور و کج اندیش مانند این مگس است. و ذهنش به اندازه درک ادرار الاغ و برگ کاه.

داستان,داستان و حکایت

کَر و عیادت مریض
مرد کری بود که می‌خواست به عیادت همسایه مریضش برود.

با خود گفت: من کر هستم. چگونه حرف بیمار را بشنوم و با او سخن بگویم؟ او مریض است و صدایش ضعیف هم هست. وقتی ببینم لبهایش تکان می‌خورد. می‌فهمم که مثل خود من احوالپرسی می‌کند.

کر در ذهن خود, یک گفتگو آماده کرد. اینگونه:

من می‌گویم: حالت چطور است؟ او خواهد گفت(مثلاً): خوبم شکر خدا بهترم.

من می‌گویم: خدا را شکر چه خورده‌ای؟ او خواهد گفت(مثلاً): شوربا, یا سوپ یا دارو.

من می‌گویم: نوش جان باشد. پزشک تو کیست؟ او خواهد گفت: فلان حکیم.

من می‌گویم: قدم او مبارک است. همه بیماران را درمان می‌کند. ما او را می‌شناسیم. طبیب توانایی است. کر پس از اینکه این پرسش و پاسخ را در ذهن خود آماده کرد. به عیادت همسایه رفت. و کنار بستر مریض نشست.

پرسید: حالت چطور است؟

بیمار گفت: از درد می‌میرم. کر گفت: خدا را شکر.

مریض بسیار بدحال شد.

گفت این مرد دشمن من است.

کر گفت: چه می‌خوری؟

بیمار گفت: زهر کشنده,

کر گفت: نوش جان باد.

بیمار عصبانی شد. کر پرسید پزشکت کیست.

بیمار گفت: عزراییل.

کر گفت: قدم او مبارک است. حال بیمار خراب شد,

کر از خانه همسایه بیرون آمد و خوشحال بود که عیادت خوبی از مریض به عمل آورده است.

بیمار ناله می‌کرد که این همسایه دشمن جان من است و دوستی آنها پایان یافت.

از قیـاسی که بـکرد آن کـر گـزین صحبت ده ساله باطل شد بدین
اول آنـکس کـاین قیـاسکـها نـمود پـیش انـوار خـدا ابـلیس بـود
گفت نار از خاک بی شک بهتر است من زنـار و او خاک اکـدًر است

بسیاری از مردم می‌پندارند خدا را ستایش می‌کنند, اما در واقع گناه می‌کنند. گمان می‌کنند راه درست می‌روند. اما مثل این کر راه خلاف می‌روند.

منبع:داستان مثنوی معنوی

مولانا و حکایت مرد خفته

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!

پربازدیدترین ها
  • روش پخت زولبیا و بامیه
  • لرزش بدن درهنگام ورزش نشانه چیست؟
  • رشته ورزشی پرتاب وزنه
  • راههای سریع کاهش استرس!
  • تمرینات ساده و موثر برای تناسب اندام بانوان
  • تنظیم موتور روح و روان
  • طرز تهیه ی مربای کدوحلوایی
  • علل تبخال و آفت دهان و روش درمان
  • نشانه های رسیدن زمان زایمان را بشناسید
  • دو اصل خیلی مهم برای شروع به ورزش وتداوم آن
  • دیر شام خوردن عامل چاقی ست؟
  • چمدان سفر را چطوری کیپ کیپ پر کنیم؟
  • اس ام اس یا پیام تبریک برای موفقیت حرفه ای و شغلی
  • سوزاندن چربی بازو هابا چند روش اساسی
  • ارتباط جسورانه و نه گفتن جسورانه!(۲۰)
  • روش اصولی مسواک زدن
  • ارتباط بین سالمندان و اطرافیان چگونه باید باشد؟
  • پیری زود هنگام با نوشابه های رژیمی
  • زندگینامه شیخ اجل ابومحمد مصلح سعدی شیرازی
  • زندگینامه عطارنیشابوری
  • اشتباهات آرایشی که شما را پیر و زشت می سازد
  • شیوه های بی فایده کنترل افکار نگران کننده- بخش چهارم
  • سیگنالهای فاصله افتادن بین شما و همسرتان
  • تی شرت اسپرت جدید و پیراهن پسرانه
  • زالو درمانی در چه بیماریهایی مورد استفاده قرار میگیرد
  • آموزش ۵ بازی آپارتمانی برای کودکان دلبند شما
  • برنامه ریزی موفقیت در بخش ناخودآگاه ذهن!
  • چرا کهنسالان به گدایی می پردازند؟
  • کمبود ویتامین A چه علائمی دارد؟
  • فرعون را بهتر بشناسیم
  • محبوبترین ها
  • با جشن تیرگان آشنا شوید!
  • مدل چهارم تغییر دادن کمالگرایی(۱۱)
  • جویدن لقمه ضمن لاغری باعث درمان عفونت می شود
  • ورزش پس از سزارین چقدر مفید است؟
  • محدودیت مصرف کالری روشی درست برای رژیم
  • تنظیم موتور روح و روان
  • داد و فریاد هنگام خشم و راهکارهای کنترل عصبانیت
  • برنامه شماره ۶۵۶ گنج حضور.هر کجا دردی، دوا آنجا رود
  • عواقب مقایسه و تبعیض بین فرزندان
  • انواع نمک و کاربردهای آنها درزندگی روزمره
  • طرز تهیه خورش بامیه مغذی و مقوی
  • مواد غذایی همیشگی در سفره غذای شما
  • طرز تهیه ی دال عدس
  • گیلان با چشمه های زیبا و گمنام
  • نکاتی ضروری برای زیبایی بیشتر
  • اشعار زیبایی ازهاتف اصفهانی و فریدون مشیری
  • زبان بدنی مخصوص افراد موفق
  • طرز تهیه رولت خامه ای
  • اختلال پانیکی چطوری رشد میکند و بوجود می آید؟-بخش چهارم
  • زندگینامه ابوسعید ابوالخیر
  • درس هایی برای زندگی؛استوار باشید(۱۱)
  • کوکوی شیرین با ذرت و سیب زمینی
  • چیزهایی که باعث گرسنگی و اشتهای زیاد است
  • چای سبز را چگونه بنوشیم تا لاغر شویم؟
  • ورزش های مناسب برای آرتروز
  • کمبود ویتامین در بدن چه نشانه هایی دارد؟
  • ژن های چاقیتان را غیرفعال کنید!
  • فرهنگ رانندگی در جاده ها و خیابان های ایران!
  • با شعار برندهای مختلف آشنا شوید
  • سوپ اسفناج و پاستا
  • تــمامی حقوق محفوظ و مربوط به پـرتال “ زیباخو ” میباشد کپی برداری از مطالب تنها با ذکر مـــنبع مــــجاز مــیباشد.

    طراحی سایت و سئو : پاناب