تمرکز ذهنی و تمرکز بدنی در هنگام تغذیه

تمرکز ذهنی و تمرکز بدنی درهنگام تغذیه نقش و تاثیر متفاوتی بر جای میگذارند.

بنابراین در اینجا دو رابطه مهم داریم که هرکدام نقش بسزایی در عادت و شخصیت ما بالاخص در زمینه تغذیه بوجود می آورد.

انسان در شرایط متعارف و عادت واره ، دائماً‌در ذهن یعنی افکار و هیجاناتش زندگی میکند.

آنقدر این قضیه بدیهی شده است که خیلی از مردم اساساً در این خصوص هیچ درنگ و تاملی نمیکنند.

افکار و باورهای ما درست مثل سلولهای زندان می ماند که ما را کاملاً درخودش گرفته

و اجازه رفتن به بیرون و تنفس در هوای آزاد را نمیدهد. خیلی از ما چون در زندان بدنیا آمده ایم، اصلاً چیزی به نام فضای آزاد نمی شناسیم و برایش احساس نیاز هم نمی کنیم.

اینقدر این موضوع اهمیت دارد که حتی فلاسفه و بزرگان اندیشه نیز در این خصوص دچار سردرگمی شده اند

چه برسد به افراد دیگر. زندگی در قعر اندیشه ها و هیجانات آنقدر طبیعی جلوه کرده

که اگر کسی بخواهد برای برون رفت از آن تلاش کند، موجودی عجیب و دیوانه محسوب می شود.

زندگی در ذهن و کنترل شدن توسط باورها، برای اقشاری از انسان مخصوص دینداران

جزو مقدسات محسوب می شود؛ چه بسیارند کسانی که همدیگر را به کفر و شرک متهم می سازند چونکه جنس باورهایشان با همدیگرمتفاوت است.

 

گروه الف جماعت ب را متهم میکند که باورهای شماکفراست اما باورهای ما عین ایمان.

 

میخواهیم بگوییم، گرفتاری ما در ذهن موضوعی بسیار عمیق و جدی است طوری که خیلی از اولاد بنی آدم،

هیچ وقت موفق نمی شوند از آنها بیرون بیایند و یا اصلاً‌به چنین مرحله ای از

تفکر نزدیک هم نمی شوند که اسارت خود را در زندان ذهن و باورها و هیجانات ببینند.

بنابراین ذهن و محتویات آن، ازشرافت وحقیقت انکار ناپذیر برخوردارند و در نزد باورمندانش ستوده شده و پرستیده می شود.

وقتی محتوای ذهنی اینقدر مقدس و شریف تلقی شود، در نتیجه زندانیان و زندان بانان

آن نیز از شرافت و شانیت ویژه ای بهره مند میگردند و جایگاه با شکوه و محترمی پیدا میکنند.

طرح این موضوع در اینجا فقط جهت درک عمیق ریشه های کج رفتاری و بیماریهای روحی و ذهنی و جسمی مان می باشد.

این حق شماست که بدانید منشا واقعی و مصدر سرایت همه نوع بیماری ازکجاست و سپس برای درمان آن اقدام کنیم.

یعنی بجای درمان های تک به تک و شخصی باید منشاء تولید و گسترش بیماری را شناخت.

چون در غیر اینصورت تمام پزشکان برای تمام عمر باید مشغول مداوا و معالجه آدم ها باشند.

 

مشغولیت ما انسان ها در ذهن ام الامراض است.

وقتی شبانه روز حتی در عالم خواب شبانه نیز ذهن ما دائماً‌از طریق کابوس هایی

که می بیند، به خلق افکار و سپس ایجاد هیجانات منفی خواه مثبت می باشد، ما بعنوان انسان هرگز قادر نخواهیم بود، روزی را به آرامش واقعی سپری کنیم.

تعبیر خواب را احتمالاً تجربه کرده اید یعنی برای تعبیر و تفسیر خواب های ما افراد بی شماری شغل و کاسبی نان و آبداری به راه انداخته اند.

چقدربصورت مستقیم راجع به تعبیر رویا کتاب نوشته شده است. و چقدر کتاب های دینی

ومعتبری که توسط بزرگان نوشته شده بعنوان کلید گشایش رویاها و تفسیر آنها مورد استفاده قرار میگیرد.

ملاحظه کنید که برای یکسری افکار درحالت خواب، ما اینقدر دکان و دستک راه انداخته ایم. چه برسد

به افکاری که در حالت بیداری با آنها دم ساز شده ایم، باور کرده ایم، ایمان آورده ایم!

آیا این مطالب بدان معناست که ما مخالف فکر و باور هستیم، ابداً چنین نیست.

من و شما چه بخواهیم و چه نخواهیم دستگاه مغز ما اساساً وظیفه اش پرورش افکار

و احساسات و هیجانات است. اشکال ما به ساختار ذهن نیست، بلکه اشکال به محتوای آن وارد است.

این دستگاه عظیم و شگفت انگیز که هیچ دانشمندی هنوز از ساده ترین اسرار آن آگاهی نیافته است،

برای بکار گرفتن و آنالیز و تحلیل خوراک دیگری خلق شده است.

نه خوراکی که ما براثر خواب رفتگی در ذهن مان و بخاطر تعلقات و هم هویت شدگی هایمان در دنیا می پروریم.

خوراک ذهن اکثر ما انسان ها که بصورت افکار و احساسات آشکار میگردد، یک محتوای باطل و انحرافیست.

آنچه ذهن ما می سازد ادراک و استنباط براساس عینک هم هویت شدگی با دنیایی می باشد که در ذهن ما بازتاب پیدا کرده است.

 

لطفا بخوانید:‌

خود زشت پنداری : پرورش توجه زنده بر وظیفه یا کار(۱۱)

ذهن ما شریک و وفادار به جهان است.

خودش را مقید به بقای جهان و خودش می داند.

ذهن میخواهد از طریق ماندگارساختن جهان یا دنیا، خودش را ابدی و دائمی بسازد. اما این مهلک ترین خطای ذهن است.

ذهن از همان دوران کودکی به این استنباط اشتباه گرفتار شده است

که بقایش در گرفتن چیزهایی از دنیا ممکن و مقدور است. گرفتار تصور جدایی و انفصال از مادر شده است.

وقتی نوزاد در رحم مادر بود، احساس جدایی یا استنباط جدایی در مغز جنین نبود.

ذهن جنین کاملا از ذهن مادر متابعت میکرد، یکسو و یک جهت با افکار و احساسات مادر بود.

ولی به محض تولد و جدا شدن ناف تغذیه اش از مادر، ذهن گرفتار استنباط جدایی از مادر شد.

دیگر همسو و هم جهت با مادر نمی اندیشید. مادرش تغییر کرده بود، نافش به دنیا بسته شد.

از شخص دیگری که اسمش مادر بود، شیر میخورد، و مشاهده و لمس چهره و صدای اشخاص دیگری

که بعداً بابا،داداش و آبجی و غیره نامیده شدند، به مفهوم جدایی او از مادر، کاملاً‌مهرتایید زدند.

 

انسان منزل به منزل در حال کوچ کردن است

در همه این اتفاقات شگفت انگیزی که برای نوزاد واقع شده، فقط زهدان عوض شده است.

فقط ظرف غذا و شکل غذایمان عوض شده است. منشاء تغذیه و حیات ما همچنان همانیست که بوده و از ازل بوده است.

بشر راه درازی طی کرده تا به اینجا رسیده است و از اینجا نیز به ناکجاآبادی که هیچ کس شناختی از آن ندارد، خواهد رفت.

انسان منزل به منزل در حال کوچ کردن است. اکنون، انسان در ذهن یا جهان ماده ، خانه کرده و اتراق نموده است.

این منزل نیز موقتی است ولی پذیرش آن برای ما سخت است. ما میخواهیم از سرنوشتی که برایمان رقم خورده بگریزیم.

 

همه تقلاهای بشر برای گریز از سرنوشت محتومش می باشد.

و البته در این راه مغز شگفت انگیزمان، به یاری ما آمده و با ساختن و پرداختن ذهن که آمیخته از ایده ها و احساسات است، میخواهد، برای این کلبه دنیا، حیات پایدار بسازد.

اینهمه گفتیم تا شما به این حقیقت نزدیک شوید که، ذهن و اندیشه های شما، تمام توجه و تمرکز شما را بلعیده اند.

 

خواستم بگویم که ما از ۲۴ ساعت شبانه روزمان، شاید برای لحظاتی بطور واقعی طعم آزادی را چشیده باشیم.

 

مهم نیست کجا هستید درکدام نقطه از جغرافیای این جهان ساکنید، مهم این است که زندان تانرا با خودتان حمل میکنید.

 

در طول ۲۴ ساعت، چند دقیقه در بدن تان زندگی کرده اید؟

شاید سئوال احمقانه ای باشد،ولی خواهش میکنم اندکی درنگ کنید.

من آدم با هوشتر و با فهمتر از شما نیستم، اما ۵۱ سال طول کشیده تا بفهمم

که داخل زندانم. چندین سال بصورت مستقیم برای فهمیدن آن شبانه روز وقت گذاشته ام.

شاید من خنگ هستم که اینقدر فهم این موضوع ساده طول کشیده است، ولی حق بدهید که برای من بسیار پیچیده بود.

موضوع را ساده نگیرید و ساده از این نگذرید. تازه این فقط بخش نخست داستان است، بخش اصلی این بازی، تلاش برای خروج از زندان ذهن است.

چون وقتی فهمیدی که زندانی هستی، نمیتوانی مثل قبل بیخیال و آسوده خاطر باشی!

 

۵۱ سال فرق بین زندگی در ذهن و بدن را نمیدانستم.

۵ سال شبانه روز با خودم، یعنی باورهایم درگیر بودم.

از خواندن هیچ مقاله و کتابی فروگذارنکردم.ازگوش سپردن چندین ساعته در طول روز به سخنرانی های روشنگرانه

خسته نشدم تا بفهمم که کی و چه وقت در ذهنم هستم و چه وقت خارج از ذهن!

اگر شما زودتر به این حقیقت دست یافتید، تبریک میگویم. هیچ زمانی دراینجا مطرح نیست.

بحث بر سر ریختن پوسته های سفت و سختی است که ذهن بصورت دیواری محکم در اطراف ما ساخته و پرداخته است.

نمیدانم شکستن این دیوارسخت برای شما چقدر طول خواهد کشید.

شاید دیوار این پرده شما خیلی ضخیم نباشد. بعضی ها اینطوریند و خیلی ها نیستند.

وقتی تلاش کنید تمرکز خودتانرا روی بدن تان بگذارید، و سیگنالهای گرسنگی و سیری آن را در طول روز بشناسید و پاسخ بدهید.

مشغول تمرین خروج از ذهن تان هستید. مشغول شکستن دیواره سخت ذهن تان و باورهایتان هستید.

 

بدن نزدیک ترین مسیر هست، من نمیدانستم. می شود گفت راه میانبراست.

 

بشر راه درازی طی کرده تا به اینجا رسیده است و از اینجا نیز به ناکجاآبادی که هیچ کس شناختی از آن ندارد، خواهد رفت.

صبح نزدیک است، خاموش کم خروش            من همی کوش پی تو، تو مکوش

مولانا

آنی که قرار است بعد از خروج از ذهن خودش را به ما نشان بدهد، خداست.

همانی که در تمام طول این راه لحظه به لحظه، شانه به شانه ما برای تخریب دیوارسخت ذهن، به ما کمک میکند.

این خانه ذهن، بدن و قلب متعلق به اوست. ولی بخاطر کوتاهی و ناآگاهی والدین مان و خودمان، درتصرف نفس یا «ایگو» قرارگرفته است.

و خدا از باز پس گرفتن خانه اش لحظه ای آرام نمی نشیند.

وقتی تپش قلب تان را می شنوید، وقتی در لحظات دم و بازدم تان متمرکز هستید،

وقتی به صدای غار و غور شکم تان گوش میدهید و آنرا تجربه میکنید، یعنی از زندان ذهن تان بیرون افتاده اید.

این فضای آزادی را قدر بدانید و تا میتوانید آنرا بیشتر و بیشترتصرف کنید.

نگذارید ذهن تان فوراً‌شما را ببلعد و برگرداند.

لحظات ودقایق مرخصی از زندان را بیشتر سازید. شما فرمانده اید، همه چیز به تصمیم شما بستگی دارد.

 

هرچند لحظات بیشتربیرون از ذهن بمانید، همانقدر مشمول هدیه گهربار«نفخته من روحی» خواهید شد.

بهترین توصیه من به شما که درجستجوی لاغری هستید، تمرکز روی سیگنالهای طبیعی گرسنگی تان می باشد.

این پیام مقدس است. وقتی آنرا مورد توجه قرار دهید خواهید دید که مثل طفلی خردسال معصومانه از شما طلب غذا میکند.

با بی خیالی، بی توجهی و غرق شدن در ذهن تان از این طفل معصوم، دیو نسازید.

اگرآنرا به دیو مبدل سازید، حتی بزرگترین دانشمند تغذیه جهان نیزباشید،

دراسارتش بسر خواهید برد و به این سادگی امکان خلاصی از دیو نفس برایتان ممکن نمی شود.

 

بالاخص روی سخنم با کودکان،نوجوانان وجوانان است؛

چرا که هنوز طفل گرسنگی شان معصومانه، چشم به آنها دوخته و برای غذا التماس میکند.هنوزتبدیلی صورت نگرفته است.

زودتر دست بجنبانید، امروز و فردا نکنید.

اگر امروز به خودتان گرسنگی بدهید، فردا گرسنگی است که به شما عذاب خواهد داد،

با پرخوری کردن، حرص ورزیدن و انواع و اقسام اختلالات تغذیه ای و روانشناختی.

 

برای مطالعه بیشتر نسبت به گرسنگی معنوی و روانشناختی:

سایت سامانه تغذیه هوشمند

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!

پربازدیدترین ها
  • اشتباهات آرایشی که شما را پیر و زشت می سازد
  • چرا باید نان بخوریم یا اصلا نخوریم!
  • پروین اعتصامی شاعری که جوانمرگ شد
  • طرز تهیه شامی نارنجی به سبک ژاپنی
  • گوجه فرنگی و خیار را ترکیب نکنید!
  • چند ماسک برای روشنی و زیبایی پوست
  • کلید طلایی سوم لاغری دایمی بدون رژیم و گرسنگی
  • طرفندهای ۶ + ۴ برای لاغری بدون رژیم
  • روش دم کردن زعفران
  • انواع مدل آباژور جدید و زیبا
  • پیامدهای ازدواج فامیلی
  • استرس مزمن سوخت و ساز چربی را کند می سازد
  • مویز و کشمش و خواص هرکدام!
  • برای خرید رفتن به این نکات توجه کنید!
  • معالجه افسردگی با تحلیل گام به گام افکار بی فایده!(۱۲)
  • اسرار کاهش وزن دائمی-بخش دوم
  • روش تغذیه ای کنترل ناپذیر یا بینج-بخش چهارم
  • نظر حمید عسگری راجب معروف شدن خوانندگان پاپ
  • طرفندهایی برای کاهش وزن
  • مواد اعتیادآور چگونه سیستم مغز را مختل و معتاد می سازند
  • هنر عکاسی از کودکان!
  • چاق و تپل ساختن صورت در هنگام لاغری چکارکنیم؟
  • تلاطم زندگی خود را با این اصول آرام سازید
  • خوراک فیله ماهی با اسفناج
  • فوت و فن پخت برنج خوش طعم
  • طرز تهیه سمبوسه گیاهی
  • کلکسیون بهاری و توصیه های مد از ویکتوریا بکهام
  • عفونت گوش،علل و عوارض آن
  • اثرات عجیب پیاده روی در بدن
  • تیر اندازی از عصر حجر تا کنون
  • محبوبترین ها
  • برنامه شماره ۶۹۰ گنج حضور
  • مضرات و خطرات شکستن قولنج
  • کمبود آهن در بدن با چه علائمی همراه است؟
  • کلسیم داخل میوه ها و سبیجات را میتواند جایگزین لبنیات باشد؟
  • عزت نفس ضعیف و به چالش کشیدن انتظارات سودار!(12)
  • یک اسموتی مقوی زمستانی
  • توجیه کردن یا عذر و بهانه تراشی برای تعلل ورزی- بخش دوم
  • طرز تهیه ی مربای کیوی
  • شادمانی پس از تعطیلات
  • ۱۰ دقیقه پیاده روی کن به اندازه یک ساعت کالری بسوزان!
  • دشمنی استرس با خودتان را جدی بگیرید!
  • با ۸ ترفند،باهوش تر از آنچه هستید بشوید
  • خود را قربانی رفتار دیگران میدانید؟
  • ورزش های مناسب برای آرتروز
  • طرز تهیه ی ۸ نوع هات داگ
  • تاریخچه و ابعاد مختلف هنر عکاسی
  • طرز تهیه ی اونیون باجی غذای هندی
  • عوامل تاثیر گذار بر تضعیف استخوان در رژیم غذایی تان
  • کیف های زنانه بوم نقاشی هنرمندان
  • طرفندهایی برای شما که وقت ورزش ندارید!
  • طرز تهیه ی پیتزا کالزونه
  • تمرین هایی برای تقویت قفسه سینه
  • آشنایی با دستگاه موسیقی «نوا»
  • پ ن پ طنزی کاملا وطنی و بومی شده!
  • انواع ماسک برای از بین بردن جای جوش
  • غذاهای سفره افطاری مردم ترکیه
  • درب های منزل شیک و جذاب
  • چگونه بدون آسیب دیدن، سخت‌تر تمرین کنیم؟
  • آیا خواننده‌ها بیشتر در معرض ابتلا به سرطان حنجره هستند؟
  • زنان باردار چگونه باید ورزش کنند؟
  • تــمامی حقوق محفوظ و مربوط به پـرتال “ زیباخو ” میباشد کپی برداری از مطالب تنها با ذکر مـــنبع مــــجاز مــیباشد.

    طراحی سایت و سئو : پاناب