گفتگو را با دل آغاز کنید!

بخش سوم از مجموعه مباحث گفتگوی سرنوشت ساز

وقت آن است که به روش گفتگو کردن بپردازیم. شما چطور در شرایطی که عقیده ها گوناگون و هیجان ها قوی هستند، منظورتان را بیان میکنید؟

بررسی تاریخچه رفتاری یک فرد معمولی نشان میدهد که این کار آن قدرها هم ساده نیست. درواقع، با درنظر گرفتن عادت پایدار اکثر افراد در بروز رفتارهای گزاف و مخاطره آمیز،این امر احتمالاً نیازمند کوشش زیادی است.

حقیقت این است که هر انسانی میتواند تغییرکند، همانطور که تجربه میلیون ها انسان نشان میدهد این کارنیازمند تلاش و کوشش می باشد.یعنی خودتان را برای ورود به یک کار دقیق و طولانی آماده سازید. نباید توقع داشته باشید صرفاً با نوشیدن معجون سحرآمیز(خواندن و گوش سپردن راجع به گفتگو)، یکباره میتوانید  از یک گفتگو کننده ضعیف به یک حرفه ای تبدیل شوید.

conversation-23495723984528940

نخستین اصل در گفتگو این است که آنرا با دل آغاز کنید.

یعنی با دل خودتان. اگر نتوانید خود را اصلاح کنید، برای اصلاح جریان گفتگو اوقات سخت و دشواری در پیش خواهید داشت.

زمانی که گفتگو سرنوشت ساز می شود، شما به آن الگوهای ارتباطی پناه می برید که با آن ها بزرگ شده اید!یعنی؛

بحث و جدل، سکوت و قهر کردن، تلاش برای کنترل، به بازی گرفتن طرف مقابل و امثال اینها.

منشاء اختلاف و بگومگوهای بین آدم ها همیشه در این اصل نهفته است که هرکسی تلاش دارد برحق بودن خود را با ناحق جلوه دادن طرف مقابل به اثبات برساند.

آکثریت آدم به دلیل برخورداری از «من ذهنی»  یا اگو که ساختار آن برای خود برتر و بهتر بینی متکی است، گفتگو میکنند.

انسانهای با اگوی نیرومند برایشان تفاوتی ندارد که با چه کسی گفتگو میکنند، همیشه تلاش شان براین است که غالب باشند تا مغلوب. غلبه کردن حتی بریک طفل خردسال نیاز اگوی شماست. پس با هروسیله و امکانی که در اختیار داشته باشید، درهنگام بحث و گفتگو برای کسب احساس برتری تلاش خواهید کرد.

یقینا فرد مقابل شما نیز دارای چنین دستگاه و سامانه برتری جویی می باشد. او نیز فقط غلبه کردن و بالاتر بردن اگوی خویش را هدف قرار میدهد.

در چنین وضعیتی دو نفر یا چند نفر قادر به گفتگو نخواهند بود، بلکه بیشتر انرژی آنها برای برتری طلبی شخصی صرف می شود.

اما هنگام تصمیم هوشیارانه می گیرید که گفتگو را با دل آغاز کنید، یعنی با شناسایی، ارزیابی و قضاوت افکار و احساسات و رفتارهای خودتان شروع کنید، و بر طرف مقابل عیب و نقص نگذارید، قضاوت نکنید، یعنی نورافکن نظر شما فقط روی خودتان باشد، در اینصورت قادر خواهید بود، گفتگوی سرنوشت ساز را به نحو احسن شروع کنید.

 

داستان بگومگوی کودکانه:

به این داستان دقت کنید:

دوبرادرکه پس از تفریح و سرگرمی وخوردن انواع و اقسام تنقلات درپارک،بشدت نیازمند رفتن به توالت شده اند،پس از پیاده شدن ازماشین به سرعت و دوان دوان خود را به توالت منزل می رسانند.

از آنجائیکه منزل بیش از یک توالت ندارد کاراین دو پسرک به مشاجره می کشد درحالیکه هردو ازشدت ناراحتی این پا و آن پا می کنند. پدر و مادر شاهد سخنان طعنه آمیز و فحش ها و سخنان تند فرزندانشان هستند.

پسر۱: ببین پدر جان، اول من به درتوالت رسیدم، نوبت منه

پسر۲: نخیر،اینکه دلیل نمیشه، من وضعیتم خیلی بدتر از تو است

پسر۱: ازکجا معلوم، توکه حالم مرا نمی دانی. من از صبح دستشویی نرفتم

پسر۲:واقعاً که خودخواهی

…..

در این کشمکش پدر وارد معرکه می شود ومی گوید، بچه ها من این یکی مشکل تان را حل نمی کنم، آنقدر در دستشویی بمانید تا تصمیم بگیرید که چه کسی باید اول دستشویی کند. اما کتک کاری ممنوع است.

پس از بگومگوهای تند و طعنه آمیز، و سپری شدن  ۱۵ دقیقه صدای سیفون به گوش رسید، گویا یکی از پسرها از توالت بیرون آمد و ۳ دقیقه بعد نیز سیفون دوم کشیده شد و پسر بعدی از توالت بیرون آمد.

وقتی پسرا به اتاقشان رفتند، پدر از آنها پرسید آیا میدانید در این ۲۰ دقیقه که مشاجره می کردیدهرکدام چند مرتبه میتوانستید توالت بروید؟

پسر۱: خوب خیلی زیاد، البته اگر این پسره ی  بد اجازه میداد..

پسر۲: شنیدی چی گفت بابا؟ داره به من میگه پسر بد، درحالیکه اگرخودش لجبازی نمیکرد همه چیز درست می شد

پسر۱: واقعاً که زرنگی! همیشه باید حرف حرف تو باشه!

 

انتخاب ماهرانه در بازی گفتگوچطوریست؟

شاید این داستان برای شما خنده دار باشد، ولی وقتی دقت کنید می بینید که رفتارهای ما بیشتر مواقع تفاوتی با رفتار این دوکودک ندارد.

زمانی که گفتگوی ناموفقی داریم، فورا دیگران را سرزنش میکنیم که ای کاش  خودش را تغییرمیداد تا اینهمه باعث دردسر و رنج برای خودش و ما نمی شد! اگر او اینقدر بد نبودند، من هم اصلاً مجبور نمی شدم به باورهای احمقانه متوسل شوم. چون اول او شروع کرد پس تقصیر اوست،

و توجیهات و سخنانی از این جنس…

این نکته را بخاطر داشته باشید، هیچ وقت در مشاجرات و گفتگوها بی گناه نیستیم، ولو اینکه تماشاچی باشیم. بیشتر اوقات کارهایی میکنیم(در حالیکه معتقدیم هیچ کاری نکرده ایم) که در ایجاد مشکل بی تاثیرنیست!

کسانی که ضمن آشنایی به مهارتهای گفتگو، در اجرای آن نیز مهارت دارند، اصل تغییر خود را قبول دارند و آنرا  در اولویت قرار میدهند، گرچه دیگران نیز نیازمند تغییر هستند و ما دلمان همین را میخواهد، ولی فقط بهبود و اصلاح شیوه خودمان مفید و سودمند است و اساساً ما تنها کسی هستیم  که میتوانیم تغییرش بدهیم!

افرادی که می پذیرند تغییر را باید از خودشان شروع کنند، درگفتگو نیز مهارت می یابند. با استعدادترین افراد دائماً سعی دارند که دربهبود مهارت های گفتاری خود تلاش کنند، نه بی استعدادترین ها.

conversation-23495723984528935

افراد ماهر تغییر را از دل آغاز میکنند، یعنی، مباحث پرتنش را با انگیزه های درست شروع میکنند، و بعد صرفنظراز این که چه اتفاقی ممکن است بیفتد، روی آنها متمرکز می شوند.

 

آنها این تمرکز را در دو جهت حفظ میکنند:

نخست اینکه، درمورد چیزی که میخواهند، ثابت قدم و پابرجا هستند به رغم اینکه دائماً از ایشان خواسته می شود که هدف خود را کنار بگذارد، ولی چنین فردی از هدف خود دل نمی کند.

دوم اینکه، افراد ماهر در انتخاب شان خود را مقید به «این» یا «آن» نمی سازند. آنها برخلاف معمول دیگران که رفتاروگفتار ناسالم خود را توجیه میکنند و میگویند که چاره ای  جز این نداشتم، ولی افراد ماهر براین عقیده اند که شرایط هرچه باشد همیشه گزینه ای پیش رو برای انتخاب متفاوت وجود دارد.

ادامه دارد…

برگرفته از کتاب گفتگوی سرنوشت ساز اثر کری پاترسون، ژوزف گرنی، ران مک میلان، ال سویتزلر

بخش چهارم

هنگام گفتگو علائم هیجانی خود را بشناسید

گفتگوی سرنوشت ساز-بخش دوم

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!