گفتگوی سرنوشت ساز-بخش دوم

برای گفتگوی سرنوشت ساز باید «صندوق مفاهیم مشترک»،درست کنیم

هرکدام از ما با درنظر گرفتن عقاید، احساسات، نظریه ها، و تجربه های خودمان  درباره موضوعی بحث و گفتگو میکنیم.این ترکیب کاملا منحصربفرد و مختص شخص ما می باشد. این خزانه نه تنها موجب آگاهی و شناخت ما می شود،بلکه علت هرعملی است که از ما سرمی زند.

به همین دلیل وقتی دو یا چند نفر وارد گفتگوی سرنوشت ساز می شنوند، از یک منبع اشتراک فکری،احساسی و نظری برخوردار نیستند. عقاید انسانها با هم فرق دارد.هرکسی باور مخصوص خودش و تاریخچه و تجربیات ویژه خودش را دارد. ولو اینکه بردار و خوهران همجنس و دوقلو باشند.

این تفاوت ها ایجاب میکند که در هنگام گفتگو به فکر احساسات، افکار وعقاید و نقطه نظرات مشترک باشیم، طوریکه همه افراد بتوانند سهمی در این «سبد مفاهیم مشترک» یا «صندوق مفاهیم مشترک» داشته باشند.

 

conversation-23495723984528937

افرادی که درگفتگو مهارت دارند،تلاش خود را میکنند تا همه حاضرین در گفتگو، بتوانند در اضافه کردن نکته های خود به این «سبد مفاهیم مشترک»، احساس امنیت بکنند.

حتی نظریاتی را که در نگاه نخست بحث برانگیز، غلط و درتضاد با باورهای خود آنان است را، آزادانه بپذیرند و به داخل سبد یا صندوق رای بیاندازند. بدیهی است که با هرعقیده ای موافق نیستیم، ولی بعنوان یک فرد خبره و ماهر درگفتگو، همه تلاش خود را میکنیم تا مطمئن شویم که همه عقاید مجال بروز و ظهور پیدا کنند.

 

چرا باید صندوق آرای مشترک را بوجود آوریم، درحالیکه میدانیم خیلی از افراد نظر و عقاید و احساسات غلط و نادرستی را ارائه میدهند؟

 

داشتن بانک مفاهیم مشترک از دو نظر به افراد کمک میکند:

در گفتگوهای معمولی و بدون وجود «صندوق رای مشترک»، کاملاً رایج است که افراد نظر خودشان را به طرق مختلف از بقیه پنهان می سازند، وقتی صندوق مفاهیم مشترک بسیار فقیر یا خالی باشد، چه اتفاقی می افتد؟ وقتی مردم تعمداً نظر خود را از یکدیگر پنهان می سازند، درمیان جمع ممکن است ازتک تک افراد بسیار با هوش،کارهای احمقانه ای سربزند!

 

چرا در بیمارستانی به جای جراحی لوزه بیمار پای بیمار را قطع میکنند؟

چرا با وجود دستگاههای پیشرفته تشخیصی و نمونه برداری، بیماری متهم به سرطان معده می شود و بعداز شکافتن شکم او متوجه می شوند که خبری از سلولهای سرطانی نیست؟

آیا این فوق تخصص ها آدم های ابلهی هستند؟

خیر!

مسائلی از این دست به این دلیل بوجود می آیدکه پزشکان، پرستاران وسایر کارکنان بهداشتی و بیمارستانی از بیان افکارخود درهراس هستند.

سیستم هایی که یک چنین اتفاقات وحشتناک و باور نکردنی، در آنها واقع می شود، سیستم بسته و عاری از«صندوق رای مشترک» می باشد.

اگر به پزشکان و پرستاران و کادر بهداشت و سلامت، بطور منظم و برنامه ریزی شده فرصت اظهار نظر و عقیده داده شود و آنها برای صحبت کردن احساس راحتی بکنند(منافع شغلی و شخصی آنها بخاطر بیان نظراتشان تهدید نشود) و محتوا  به آزادی جریان یابد، صندوق مفاهیم مشترک بسیار غنی بوجود خواهد آمد که تصمیم گیرندگان را در بهترین وضعیت تصمیم گیری قرار میدهد.

علاوه براین همه افراد از صمیم قلب از چنین تصمیمی پشتیبانی خواهند کرد.

درنتیجه، جریان آزاد مفاهیم باعث می شود که «کل» یا «انتخاب نهایی» از تک تک بخش های اولیه بهتر باشد.

 

conversation-23495723984528925

«صندوق مفاهیم اشتراکی» سرچشمه تشریک مساعی یا همکاری می باشد.

 

این صندوق به افراد درعمل کردن براساس بهترین انتخاب کمک میکند، همچنین از آنجا که مفهوم به اشتراک گذارده می شود، افراد مشتاقانه به تصمیمی که گرفته شده، عمل میکنند.

 

جایی که مردم درآن عقاید خود را آزادانه مطرح میکنند و درجریان آزاد مفاهیم شرکت میکنند،خود را درعمل کردن به آن متعهد می دانند.

 

اما برعکس، وقتی افراد دست اندر کار درگفتگویی حساس با بی تفاوتی حاضر شوند، به ندرت در قبال انتخاب نهایی احساس مسئولیت میکنند.

 

از آنجا که عقاید آن ها مجال بروز نمی یابد و نظریاتشان هرگز به «صندوق مفاهیم مشترک» راه پیدا نمیکند، کارشان به انتقاد خاموش و مقاومت منفعل میکشد.

 

از این بدتر زمانی است که دیگران بخواهند نظر خود را به این خزانه تحمیل کنند، درچنین شرایطی مردم در قبول اطلاعات تحمیلی، درموقعیت دشوارتری قرار میگیرند.

 

هرچند ممکن است ظاهرا ادعا کنند که احساس مسئولیت میکنند، ولی مدت زمانی نمیگذرد که از انجام وظیفه و ماموریت شانه خالی میکنندو یا با میلی و اکراه آنرا دنبال میکنند.

 

ساموئل باتر در این زمینه می گوید:

 

«کسی که برخلاف خواسته اش تعهدی را می پذیرد، برسرنظر خویش می ماند.»

 

هر وقت متوجه می شویم که درحال بحث و مشاجره، طفره رفتن، یا عمل کردن به نحوی ناموثر هستیم، دلیلش این است که نمی دانیم چطور مفاهیم خود را به اشتراک بگذاریم و به جای مبادرت به بحث و گفتگوی سالم، دست به بازی های ناشیانه و پرهزینه می زنیم.

 

گاهی سکوت اختیار میکنیم. سلام والسلام. بازی در می آوریم.

 

به عبارت دیگر از رویارویی با افراد صاحب قدرت می پرهیزیم.

 

 یا در خانه احتمالاً محبوب و همسر خود را بصورت یک مجسمه فرض میکنیم(چون خود را نیز یک مجسمه می دانیم) و با این روش عذاب آور، به افراد مورد علاقه خود بی اعتنایی میکنیم تا وادارشان کنیم که با ما رفتار بهتری داشته باشند.

 

ما متاسفانه به تعبیر اکهارت تول دارای «تندیس درد» هستیم. در درون خویش مخزن انباشته از دردهای گذشته را داریم. وقتی براساس الگوهای ذهنی که توسط اگو(ego) یا من ذهنی هدایت می شوند،تندیس درد و ذخایر درد نهفته بهترین نیروی تولید قطب و مخالفت با دیگری می باشد.

 

هرحرفی یا اشاره ای بدنی و کلامی و غیرکلامی، بسرعت دردهای خاموش ما را فعال می سازند!

 

وقتی برای رساندن منظور خود، با طعنه، کنایه، و نگاههای انزجارآمیز متوسل می شویم،  اینها حامل ابزارهای درد هستند.

 

در حالیکه بنظرخودمان نقش یک فدایی را بازی و وانمود میکنیم برای رسیدن به هدفمان اینگونه اعمال کمک خواهند کرد.

 

ترس مادر همه دردهاست وما به دلیل ترس از رویارویی با فردی خاص، تمام گروه را به دلیل یک مشکل سرزنش میکنیم به این امید که فرد موردنظر و هدف اصلی ما، پیام را دریافت کند و به عبارتی، به درمیگوییم تا دیوار بشنود.

 

یا منظور خود را از «صندوق مفاهیم مشترک» دریغ میکنیم و درسکوت فرو می رویم.

 

conversation-23495723984528928

 

وگاهی چون نمیدانیم که چطوری حضور خود را حفظ کنیم، به خشونت متوسل می شویم؛ به هر کاری از روش های کنترل زیرکانه گرفته تا حمله های کلامی و جسمی دست می زنیم.

 

به این امید که مردم استدلالهای ما را باور کنند، به گونه ای عمل میکنیم که انگار عقل کل هستیم و همه چیز را می دانیم. دیگران را بدنام میکنیم چونکه استدلالهای ما را باور نمی کنند.

 

به هرنیرویی متوسل می شویم تا به هدف خود برسیم. ما قدرت را از رئیس به عاریت می گیریم،با تک گویی مغرضانه به مردم ضربه می زنیم. هدف همواره یکسان است، اینکه دیگران را مجبور کنیم «نظرما» را بپذیرند.

 

دراینجاست که همه اجزای گوناگون پازل جنگ و اختلاف با یکدیگر جفت و جور می شوند:

 

وقتی حساسیت موضوع بالاست، نظریات کاملا متفاوت هستن و هیجان ها نقش قوی دارند، ما بعنوان گفتگو کننده اغلب دربدترین حالت خویش، ظاهر می شویم.

 

برای تغییر وضعیت به بهترین حالت خویش باید برای توضیح نظریات شخصی خود (بخصوص نظریات و احساسات بحث برانگیز، حساس و مخاطره آمیزمان) راهی پیدا کنیم و دیگران را تشویق کنیم تا خزانه مفاهیم شخصی خود را با دیگران به اشتراک بگذارند.

ادامه دارد….

گفتگو را با دل آغاز کنید!

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!