گام های معالجه افسردگی : هر احساسی قابل قبول است (۲۲)

 

گام شصت و یک : بله و خیر

بله و خیر دو کلمه فوق العاده گرانبها در بدست آوردن و حفظ کردن آزادی شخصی هستند.

راز قضیه درچیست؟

با گفتن بله و خیر منظورخودت را به یک نفر اعلام میکنی.

بله و خیر حافظ وقت و زمان توهستند. به آنها همچون درهای ورودی داخل مغز خود بیاندیش : درب باز بمعنی بله ، و درب بسته بمعنی خیر است.

اگر درب خانه را هنگامی که واقعاً میخواهی بسته باشد، بازکنی، و یا هنگامی که واقعاً میخواهی بازباشد، آنرا ببندی، خیلی زودخانه خود را مملو از چیزهایی خواهی دید که نه میخواهی و نه میخواستی.

درواقع این افسرده کننده است. خیلی از اوقات ما به دلیل نادرست، بله یا خیر میگوییم. غالباً دلیل این کار ما هم ترس است؛

می ترسیم که طرف مقابل، ما را دوست نداشته باشد و از ما برنجد؛ یا ازقضاوت ذهنی دیگران نسبت بخودمان و دلایلی منفعت اندیشی و از این قسم دلائل، پاسخ نادرستی بشکل «بله» یا «خیر» میدهیم.

پاسخ های بله و خیر، برای بیان آنچه که شما میخواهید و آنچه که جزو اولویت های شماست. در واقع آنچه مایل هستید انجام بدهید و آنچه مایل نیستید انجام دهید.

اغلب، ازما خواسته می شود برای چیزی که قراراست درآینده واقع شود، پاسخ بله یا خیر بدهیم.چگونه ما اکنون میتوانیم بدانیم که در آینده خواسته ما چی خواهد بود؟

یک شاخص خوب؛

اگر مقدور باشد که کاری را هم اکنون بدرستی بتوان انجام داد، آیا حاضر به انجامش می شوید؟ یا خیر؟

با ملاحظه اینکه زمان آینده و گذشته، مفاهیمی هستند که ذهن انسان بوجود می آورد و واقعیت ندارند، و تنها زمان حقیقی «اکنون» می باشد و همیشه در لحظه اکنون زندگی میکند و هرگز امکان رفتن به آینده یا گذشته وجود ندارد، پس تنها ما در زمان حال میتوانیم کاری را انجام بدهیم یا ندهیم.

هنگامی که وقت انجام دادن درست کاری فرا برسد که هم اکنون می باشد،انجام میدهی، چونکه«بعدا»شیوه پنهانی هم اکنون می باشد.

بنابراین اگر شما همین حالا نمیخواهی کاری را انجام بدهی، احتمالاً بعداً هم مایل به انجامش نخواهی بود.

 

من فقط به “بله” گفتن افراد اطراف خود نیازدارم.
چه کسی به “نه” افراد نیازدارد؟
مای وست

 

 

گام شصت و دو: هراحساسی قابل قبول است

احساسات “بد” وجود ندارد. حتی ” بد احساس کردن نیز یک احساس “بد” نیست.

رازش در لذت بردن از سواریست، خواه سربالایی یا سرپایینی.

احساس کن دامنه کاملی ازعواطف برای توامکان پذیراست.

مردم میزان قابل ملاحظه ای از وقت و پول خود را درسالن های سینما، جلوی تلویزیون و ویدئو،مطالعه رمان ها،گوش دادن به موسیقی صرف میکنند، فقط بخاطراینکه بتوانند، چیزی را احساس کنند.

کسانی که میتوانند درما احساسی را بوجودآورند،اکثراً، بعنوان نابغه های سرگرم کننده شهرت یافته اند. ما با احساساتمان ستاره می سازیم و ثروتمندشان میکنیم.

حتی اگربه آنچه آنها تولید میکنند احترام و ارزشی قائل نباشیم، میدانیم که محصول آنها قدرت به حرکت واداشتن ما را دارد.

نوئل کوارد گفت؛ چگونه «فوق العاده» موسیقی بی مایه وضعیف را نیرومند می سازد.

چیزی همچون حزن ودلتنگی سالم وجود دارد؛ رها از ترحم بخویشتن و رها ازابتلای به افسردگی.

بواسطه زندگی خودتان حرکت کنید.کمال وشکوه آنرا،بصورت کلی احساس کنید.

نکته اینجاست که ما صخره نیستیم. آنکه میخواهد
درهرحال غیر قابل نفوذ وتغییر ناپذیر باشد،
پیشا پیش جایی درتاریخ ندارد.
جان روزنتال

 

 

گام شصت و سه : احساس خسران، نفرت، تقصیر

احساس خسران، تنفر و تقصیر پیوند نزدیکی باهم دارند.

هنگامی که چیزی ازما دور یا گرفته میشود،یا چیزی را که میخواهیم،غیرقابل دسترس میشود،دچاراحساس خسران می شویم.

احساس خسران وابرازکردن برای دیگران کاردشواری است.

ازاینروبرخی افراد باتبدیل آن به احساس خشم، ازتبعات خسران دوری میکنند.

اگرازجهان بیرونی کسی یا چیزی ما را خشمگین سازد، این حالت را تنفر میگوییم.

اگرازدست خودمان عصبانی شویم، تقصیر میگویند.

هروقت دچاراحساس خشم شویم، خواه بصورت تقصیریاتنفر،درریشه یاپایه هردوی این احساسات، خسران نهفته است.

اگردردوران طفولیت خسران قابل ملاحظه ای دیده باشید، میتوانید مستقیماً به گذشته برگردید، به محبت ورزیدن.

یادتان باشدشما ازجانب چیزی که علاقه ای برایش ندارید، هرگز دچار زیان وآسیب نخواهیدشد.

شما علاقمندی خودازچیزی مایوس کننده را به چیز دیگری (مانند عشق ومحبت بدون زیان وزحمت به خداوند، یا به طبیعت، یا به جهان خلقت) تعویض میکنید، تا بتوانید “بی هیچ خطری” برایش محبت کنید).

اگرازنومیدی ویاس دوران طفولیت بر خوردار نباشید؛ خسران، تقصیر، و / یا تنفر را پشت سرگذاشته اید.

با خسران، تقصیر یا تنفر کارهای سالمی میتوان انجام داد که ترجیحاً میتواند کارهای جسمی باشد.

چند نفس عمیق کشیدن، حرکات کششی خوب انجام دادن، قدم زدن، حرکات موزون، یا آواز خواندن.

فریاد یا جیغ زدنهای خاموش، یا جیغ های پرهیاهو، اگربتوانید بدون ایجاد هراس تمرین کنید.

خانم پاتریک کامبل یک قرن پیش گفته است:

“نگران نیستم که الان مشغول چکاری هستند، مگرتا وقتی که پا به خیابان نگذارند و موجب هراس عمومی نشوند.”

گریه کنید، تفکرات منفی تانرا روی کاغذ بیاورید و بعد کاغذ را بسوزانید. روی تخت خواب دراز بکشید و لگد بزنید و جیغ بکشید.

بالش را کتک بزنید.

اگربنظر می رسد همچنان دارای پسمانده ای ازاحساس خسران،تنفر،یا تقصیر هستید، میتوانید با درمانگر خود تماس بگیرید و تحت نظر او به تمرین«رها سازی»عاطفی اقدام کنید.

لازم میدانیم ازباب صداقت تذکری بدهیم که هیچکدام ازپیشنهادهای ما دراینجا برای تخلیه احساسات منفی جزدرمورد خودشما، شامل حال فرددیگری نبوده و تخصصی نیزنیست.

ما ادعا نمیکنیم که «واقعاً باکنارگذاشتن همه آن آلام، بعداً شما به احساس بهتری دست خواهید یافت!» که البته بندرت اینگونه پیش می آید.

 

درشرایط سخت، شرایط مبرم، شرایط نومیدی خاص،
ناسزا گویی حتی عبادت را براحتی خنثی می سازد.
مارک تواین

ادامه دارد….

 

 

گام های معالجه افسردگی : ابتدا خود را معالجه کن(۲۱)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!