گام های معالجه افسردگی: معالجه شناختی-رفتاری و میان فردی افسردگی(۱۷)

معالجه شناختی رفتاری و میان فردی

ذهن جايگاه خودش را دارد، ودرخويشتن بهشتي ازجهنم، ياجهنمي ازبهشت خلق ميكند.

JOHN MILTON
PARADISE LOST -1667

 

از این پس میخواهیم یک رویکرد بسیار اساسی، ریشه ای وشفا بخش دائمی در افسردگی را دنبال کنیم. این رويكرد یعنی «معالجه ذهني»، به اندازه «معالجه مغزي» که تاکنون توضیح دادیم، نقش اثبات شده دارد. تحقيقات گسترده نشان داده است كه دو معالجه كوتاه مدت «شناختی-رفتاری» و «میان فردی» ازبالاترين تاثيرگذاري دردرمان افسردگي برخوردارهستند.

بعد از یک بحث کوتاه در زمینه این دو شیوه درمانی، مهارت های مناسب خود را برای درمان ذهن و داشتن زندگی شادتر و خلاقانه تر، ارائه خواهیم کرد.اما این شیوه های بیان شده در اینجا مکمل برای روش های درمانی شناختی-رفتاری و میانفردی می باشد، نه جایگزین.

 

 

گام چهل و نهم: روان درماني یک برنامه آموزشی است

من واقعیتی امیدوارکننده ترازتوانایی بی تردید انسان برای ارتقاء زندگی اش با تلاش هوشیارانه، چیزبهتری نمیشناسم.
Henry David Thoreau

 

روان درماني دريك دهه گذشته بنحو قابل ملاحظه اي تغييريافته است. دوره آن كليشه هاي ذهني كه اكثرمردم ازمعالجه رواندرماني در ذهن داشتند،‌سپري شده است؛ اينكه بيمار روي تخت پنجاه دقيقه درازبكشد وپزشك معالج با خونسردي درفضاي ساكت وآرام اتاق ویزیت کند و برايش نكاتي را توضیح بدهد و بعدا مریض خوب شود!

امروزه معالجه مخصوصاً درافسردگي،عمدتاًشكل آموزشي بخودگرفته است. ومنظور از آموزش(education) ازكلمه لاتين اجوكير(educare) ريشه ميگيرد كه بمعني «ظاهر ساختن اسراردرون»می باشد. یعنی در آموزش واقعی چیزی از بیرون به درون انسان نمی ریزد،‌ بلکه آنچه در درون انسان قرار دارد،‌کشف می شود. درست مثل جهان واقعی. چطوری دانشمندان اسرار و قوانین درون مواد مختلف را کشف میکنند. آیا دانشمندان چیزی را به آنها  اضافه میکنند. مثلا قانون جاذبه را دانشمندان به جهان بخشیده اند،‌ یا اینکه فقط  آنرا کشف کرده اند؟ جهان درون انسان عظیم تر و اسرار آمیز از جهان عینی است،‌بنابراین فقط باید کشف شود، چیزی کم ندارد که به آن بشود اضافه کرد.

همه فرایندهای آموزشی باید متکی به این اصل مسلم باشند، در مسیر صحیح حرکت میکنند. معالجه افسردگی یا هر بیماری دیگر نیز فقط از طریق آموزش ممکن و میسر می شود.

يك درمانگرخوب کسی است که ازدرون شما چيزهايي را راجع به خودتان کشف و ظاهر می سازد که روزگاری آن را می دانستید ولی حالا فراموش کرده اید، چیزهایی ممکن است داشته باشید که هرگز راجع به خودتان نمیدانسته اید، یا چیزهایی که شما می دانستید حقیقت دارد ولی، به هر دلیلی به فراموشی سپرده اید. بعلاوه،درمانگرتان به شما مهارتهایي تازه براي زندگي كردن خلاقانه، رضایتمندانه، وعاشقانه را تعلیم میدهد.

افراد افسرده گاهي اوقات كارهايي انجام ميدهند كه آنها را افسرده تر از قبل می سازد. چون از کسی تعلیم ندیده اند به شیوه دیگری رفتار کنند. بنابراين مهمترين بخش معالجه، «آموختن شيوه هاي ديگر»است.

 

 

گام پنجاهم: شیوه درمانی شناختی- رفتاری

 

اگربصورت منفی چيزها را ببینیم،احتمالاً احساس منفي خواهیم داشت و بصورت منفي رفتارميكنيم.
AARON T. BECK, M.D.

 

شناخت درماني بوسيله دكترآرون تي. بك بوجود آمد. واژه شناخت به طرزادارك وتفكرما مرتبط است. براي مثال،كلمه شناخت به زبان ساده از دو جزء باز = re( مجدد يا دوباره)و cognize= ادراک تشگیل یافته که در واقع چیزی را که قبلا ما ادارک کرده و شناخته ایم، مجددا بشناسیم. عبارت مشهور دکارت در این زمینه: «من فکر میکنم، پس هستم» درواقع یک ترجمه بد یا غلط می باشد. ترجمه بهتر میتواند این باشد« من می شناسم، پس هستم»

درحقيقت به همان شيوه كه ما جهان را درك ميكنيم، به همان شيوه به جهان پاسخ ميدهيم. اگردرك ما اززندگي منفي است، تفكرات ما، احساسات ما، و اعمال ما نيزمنفي خواهند بود.

شناخت درماني، ادراكات یا شناخت های تحريف شده(پنداشت ها وارزشیابی ها) انسان را شناسايي میکند و آنها را درپرتو بررسي دقيقتروعيني تر«نوسازی یا تجدیدشکل» میکند. شناخت درماني تفكرمثبت نيست،خیلی ساده دنبال حقیقت زندگی فرد است درجستجوي اصل زندگي فرد است

افسردگی ادراک انسان را تخریب میکند. انسان افسرده زندگی از پشت عینک تاریک نگاه میکند. شناخت درمانی به چشم شما عینک رنگی نمی زند که جهان را رنگارنگ ببینید: هدف شناخت درمانی تمییز کردن شیشه عینک است تا جهان را بصورت درست یعنی آنطور که هست ببینید، هم خوب آنرا ببینید هم بد آنرا.

 

معالجه میان فردی

گام پنجاه و يكم : معالجه ميان فردي

 

همه آدم ها يك چيز بسيار اساسي را فراموش ميكنندکه:
کسی شما را دوست نخواهد داشت، مگراينكه شما آنها را دوست داشته باشيد.
PAT CARROLL

 

بيماري افسردگي موجب ميشود تفكرات، احساسات، واعمال فرد افسرده نسبت به همسر، معشوقه، دوست، مدير، همكار، والدين، يافرزندش، رنگ وبوي خاصي بگيرد. داشتن روابط آشفته و بهمریخته، قاعده افسردگي است.

معالجه ميان فردي بوسيله دكتر جرالد كلرمان رواندرمانگر دانشگاه هاروارد و دكتر مايرنا ويسمن از دانشگاه ييل بوجود آمد. اين شيوه بعنوان معالجه كوتاه مدت به افراد كمك ميكند تا مشكلات شان با دیگران را شناسايي و رفع كنند.

نظربه اينكه شناخت درماني بردرك و واكنش به ادركات فردتمركزدارد، معالجه ميان فردي عمدتاً بر مهارتهاي ارتباطي بيشترين اهميت را ميدهد. معالجه ميان فردي وشناختي توامان را بسياري از درمانگران درقالب معالجه شناختي – ميان فردي، اجرا میکنند.

معالجه شناختي- ميان فردي با عادت هاي فكري، احساسي، و رفتاري آن گونه كه هم اكنون هستند، سروكاردارد، نه آنچيزهايي كه درگذشته دردوران كودكي شخص، اتفاق افتاده است. خاستگاه الگوي رفتار به اندازه ي خود الگوي و همينطور چگونگي ايجاد دگرگوني درالگوي مذکور براي تبديل افسردگي به نشاط، رفتاراهميت ندارد.

ادامه دارد….

گام های معالجه افسردگی: خواب شبانه راحت(16)

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!