گام هایی به سوی درمان افسردگی؛ افسردگی و خداوند(۷)

گام هیجدهم : قدرت تفکر مثبت درهم می شکند و درچهره افسردگی  می سوزد

افسردگی با توانایی مغزی برای حفظ تفکرمثبت درهردوره زمانی تداخل بیولوژیکی ایجاد میکند. درست مثل این است که  کشاورزی  بذرگندم خود را روی صخره ها بپاشد، همه تفکرات مثبت عرضه شده درجهان  در روی ذهن افسرده، به ثمرنخواهد نشست و میوه نخواهدداد.

هنری وارد بیچر می نویسد:

« شادیهایی وجود دارند که مدت طولانی باماهستند،خداوند ده هزارحقیقت را می فرستد،که شبیه پرندگان در جستجوی شاخه ای برای نشستن هستند، اما ما آنها را می گیریم، پرهایشان را میکنیم و خفه می  سازیم، ازینروآنها برای ما چیزی به ارمغان نمی آورند، ولی روی سقف خانه ما می نشینند وآوازمیخوانند، وبعد پروازکرده و می روند.»

افسردگی ما را خفه میکند.

شاید باور نکنید حتی افراد بشاش و فوق العاده مثبت نیز می توانند افسرده شوند، حتی افسرده تر از بقیه مردم.

درواقع، شاید کمتر کمکی که به فرد افسرده می شود کرد، گفتن این جمله است، «خوش باش!، غم دنیا را به دلت راه نده، دنیا دو روزه، برای چی غصه میخوری…»

هنگامیکه تفکر انسان بدلیل نفوذ  ابرهای سیاه افسردگی دچار تحریف میشود، در چنین وضعیتی معالجه پزشکی نیازاست تا موقعی که افکار مثبت بتوانند ریشه بگیرند.

 

هرروز و به هرطریقی،  امور بدتر وبدتر میشوند.

ویلیام اف.بوکلی،جی آر.

 

گام نوزدهم: آیا افسردگی تقصیر خداست

دراینجا کلمه خدا را در گسترده ترین معنای ممکن آن بکار می بریم.

تصورات بسیارغلط و اشتباه درباره خداوند و افسردگی وجود دارد:

ازجمله این موارد:

افسردگی تنبیهی از جانب خداوند است.

جستجوی کمک برای درمان افسردگی، یعنی انکار قدرت خدا درشفا بخشیدن به آن.

اگر«بقدرکافی رنج بکشیم» موجب خشنودی و رضایت خدا می شود.

افسردگی یک بیماری روحی است؛ تنها راه معالجه فرد بیمار با مداخله خاص خداوند امکانپذیراست.

درواقع(یا حداقل اینطورکه بنظرما میرسد)، خداوندوخیرخواهی اش اشکال و صور بسیاری بخود می گیرید و به شیوه های مختلفی بروز و ظهور می یابد.

میتوانیم علم مدرن وتخصص معالجه کامل را ازجمله آن  اشکال و شیوه ها بحساب آوریم. خداوند به شیوه های اسرارآمیزی اراده خود را جاری می سازد؛ متخصصان روانشناس دقیقاً یکی ازآنها هستند.

دشواراست بتوانیم فردی معتقد به خداوند را  بیابیم که برای درمان ذات الریه از پنیسیلین، برای درمان دیابت از انسولین، ویا برای استخوان شکسته از روش ترمیم، استفاده نکند.

اکثرافراد شدیداً تحت فشارو استرس که توانسته اند افسردگی را بطورموفقیت آمیزدرمان کنند،دریافتندکه ایمان و پیوند معنوی و دلی یا قلبی آنان، و طرز پنداشت وتفکرشان از رحمت پروردگار، بطرز عجیبی افزایش یافته است.

معالجه مدرن افسردگی، یک موهبت الهی است.

 

هنگامیکه گفتم،” پاهای من  بخواب می روند وبی حس می شوند، آه،  ای خدای من،

پشتبانی تو شامل حالم شد. وقتی اضطراب عظیمی بر وجود من مستولی بود،

تسلی ورحمت تو شادی را به روح من  ارمغان آورد.

 

 

 

گام بیستم: علت های افسردگی کدامند؟

افسردگی بصورت عدم توازن دربیوشیمی مغز بروز وظهور پیدا میکند. واین عدام توازن بیوشیمیایی مغزمنجر به وضعیتی می شود که برخی آنرا “تفکرمعیوب” می نامند. ترکیب وتلفیق این عدم توازن  بیولوژیکی و اعوجاج یا تحریف روانشناختی، موجب اختلال شناخته شده بنام «افسردگی» می شوند.

با داشتن هرتعداد ازفاکتورها و عوامل بوجود آورنده افسردگی، شما میتوانید آنرا خاموش ساخته ورهایی پیدا کنید.

فاکتورهایی مثل زمینه ژنتیکی، دچار شدن به فقدان اساسی و بزرگ در زندگی، دوران کودکی مصیبت بار، غم واندوه بجا مانده، استرس، بیماری جدی و خطرناک، مشکلات اقتصادی، روابط بد وعوامل بسیاردیگر

درهرحالت تمام این فاکتورها افسردگی را بیدار یا نمایان  می سازند.

 

امید احساسی است که شما دارید، واین احساس ابدی نیست.

جین کر

 

گام بیست و یکم: پیام رسان های مغز

مغز انسان مرکز ارتباطات بغرنج ، پیچیده، وعالی درروی کره زمین است.  ۱۰ بیلیون سلول درهر ثانیه بیلیون ها پیام را مبادله میکنند. و همانطورکه «آلن واتس» یاد آوری میکند، «همه اینها را حتی بدون اندیشیدن انجام می شود»

پیام رسانان بیوشیمیایی(نروترانزمیترها) این ارتباطات،  بعنوان انتقال دهنده های عصبی شناخته می شوند.(عصب به معنای سلولهای مغزی و انتقال دهنده ها، وظیفه دریافت و ارسال اطلاعات را بعهده دارد.)

هنگامیکه انتقال دهنده های عصبی درسطوح مناسب قراربگیرند، کارکرد یا فعالیت مغز هماهنگ خواهد بود،به سمت احساس خوب گرایش می یابیم.ازامیدواری،هدفمندی وهدایت برخوردارمیشویم. در این حالت، با وجود تجربه فرازونشیب های زندگی، درمجموع وضع مزاجی فرد از بهزیستی، اعتماد، وامنیت برخورداراست.

گرچه  دههاجفت انتقال  دهنده های عصبی متفاوت وجوددارند، تحقیقات نشان میدهندکه، نقص یا کمبود در برخی انتقال دهنده های عصبی مثل سروتونین، نورپین فرین، دوپامین میتواند علت افسردگی باشد. متقابلاً افزایش انتقال دهنده های عصبی نیز میتواند علتی بر روحیه شیدایی،  افسردگی – شیدایی  یعنی اختلال دو قطبی، باشد.

ترمیم کردن این انتقال دهنده های عصبی با سطوح طبیعی، بوسیله داروهای ضد افسردگی، مغز را به حالت کارکرد هماهنگ پیشین بر میرگرداند وبهزیستی فرد را تامین میکند.

 

آینده میتواند به ما بیاموزد چگونه با استفاده از وسایل خاص بصورت مستقیم در ماهیت شیمیایی مغز، روی میزان انرژی و نحوه توزیع آن درسیستم نفوذ نماییم.یعنی اینکه فرصت های درمانی بدون رویای دیگری هم وجود دارند.

زیگموند فرودید

خود کشی راه حل افسردگی نیست!(۶)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!