کمالگرایی : تاثیر تفکر اتوماتیک (۱۷)

تفکر

واقعیت این است که ما از روی اراده و تصمیم یا به اختیار خود تفکر نمی کنیم

 

تاثیر تفکر اتوماتیک
انسان تنها موجودیست که می اندیشد، و زندگی او به جریان افکار وابسته است.برخلاف حیوانات که از روی غریزه و یادگیریهای بسیار محدود زندگی میکنند. اکثرجنبه های زندگیمان با اتکا برتفکر امکانپذیراست. از شیوه تغذیه گرفته تا روابط اجتماعی تحت تاثیر افکار ما انجام می شود.

باوجود اینکه ما انسان ها ظاهراً می اندیشیم، و طبق همین ویژگی خودمان را می شناسیم، ولی درواقع، اکثر انسان ها و در بیشتر اوقات زندگی شان، متفکرانه نیست، بلکه تفکرمنفعلانه است. اگر در خودتان و انسان های اطراف خود دقیق شوید، می بینید که دائماً ما درگیرتفکر هستیم، اما واقعاً تفکر میکنیم؟!

واقعیت این است که ما از روی اراده و تصمیم یا به اختیار خود تفکر نمی کنیم. بیشتر افکاری که آنها را در ذهن خود پردازش میکنیم، رفتار ذهنی غیر ارادی، اتوماتیک و وسواس گونه است.

ما در حقیقت مصرف کننده افکار هستیم. فکر یک جور کالای مصرفی می باشد که ما خیلی از مواقع مجبور به استفاده کردن آن هستیم. برخلاف اراده و اختیار خودمان، دائماً یکسری افکار را مصرف میکنیم، بدون اینکه کوچکترین نیازی به آن داشته باشیم. مثل آدم هایی که دچار اختلال گرسنگی عصبی هستند و بدون دلیل و نیاز دائماً غذا میخورند.

نشخوارکردن افکارکه عمدتاً بصورت اتوماتیک وتکراری درذهن به چرخش می افتند، قسمت مهمی از کارکرد مغز اکثر انسان ها را تشگیل میدهد.

اکثر این افکار را بدون توجه هوشیارانه و زنده، فقط براثر تحریک عصبی محیطی یا درونی، تکرار میکنیم!

افکار اتوماتیک برای ورود به ذهن و مشغول ساختن ما به خودشان، اصلاً به اجازه ما نیاز ندارند. هر لحظه ممکن است فکری به سر شما بزند، و «توجه زنده» شما را از لحظه «اکنون» و «کاری» که فعلاً در دست دارید، جدا بسازد و همراه خودش به ناکجا آباد در گذشته و آینده و یا تخیل ورزی، ببردو مشغول بسازد!!

این وضعیت اصلاً چیز عجیبی نیست، فقط کافیست به تجربه این دقیقه مطالعه کردن این سطور رجوع کنید. مثلاً از ۵ دقیقه پیش به این طرف را مرور کنید، ببینید چند مرتبه درهنگام خواندن این متن ذهن تان پریشان شده و به سراغ افکار دیگری رفته است؟

این رفتار همیشگی ما است. در هر کاری که مشغول باشیم، مخصوصا کارها و مهارتهایی که از روی عادت و بدون نیاز به توجه و هوشیاری انجام می شود، ذهن ما درگیر افکاری دیگری خواهد شد. هنگامی که رانندگی میکنیم، دوچرخه سواری میکنیم، پیاده روی هستیم، ظروف را می شوییم، خانه را جارو می زنیم، تایپ میکنیم،و دهها و صدها فعالیت دیگر.

افکار اتوماتیک در حقیقت سایه هوشیاری و توجه زنده ما می باشند. همیشه یک قدم جلوتر از آنها حرکت میکنند.

در موضوع سلامت جسم و روان و بالاخص کمالگرایی این افکار نقش قابل ملاحظه ای ایفا میکنند. برای اینکه تمرین دیگری جهت آشنایی با این سیستم ماشینی و اتوماتیک داشته باشید،

سعی کنید فقط به مدت یک دقیقه، یکی از دستان خود را روی سرتان بگذارید و با دست دیگرتان بطورمستقیم به طرف آسمان اشاره کنید. سپس، چشمان خود را ببندید و فقط به افکار مختلفی دقت کنیدکه درمغزتان به جریان می افتد.

بعد از یک دقیقه،چطوری گذشت؟

برخی از کسانی که این تمرین را انجام دادند، در پاسخ به سئوال فوق اینطورگزارش کردند:

 

«دستم روی سرم سنگینی میکنه»،

« قرار بود، اتومبیل را برای سرویس و تعویض روغن به مکانیکی ببرم»،

«بازوم درد گرفت»،

«یعنی هنوزیه دقیقه تمام نشده؟»،

«این دیگه چه کار احمقانه ای»

 

ساختار کلی عملکرد ذهن را متوجه شدید. محتوایی که دراین ساختارذهنی به چرخش می افتد عمدتاً سه نوع تفکراتوماتیک است:

افکار واقعی یا طبیعی، مثل “عصر بروم فروشگاه خرید کنم”.

افکارمثبت، مثل “این همان کاریست که من میتوانم بخوبی ازعهده اش بر بیام”.

افکارمنفی، مثل ” آدم شکست خورده هستم”

 

ادامه دارد…

غلبه برکمالگرایی با تاس ریختن!(۱۶)

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!