کشف تفکر ایجاد کننده اضطراب اجتماعی(۱۴)

افکار بی فایده

چطوری تفکربی فایده را کشف کنیم

با پرسیدن برخی سئوالات از خودتان، میتوانید هرنوع تفکر بی فایده هسته ای که در ریشه تفکرسطحی و اولیه قرار دارد را شناسایی کنید. اجازه بدهید از مثال قدم زدن در مرکز خرید استفاده کنیم تا به شناسایی تفکر هسته ای نهفته  در لایه زیرین تفکر سطحی یا اولیه«نمیخواهم اینجا باشم» قرارگرفته است، اقدام کنیم.

فرایند زیر افکاری را توصیف میکند که ممکن است  بصورت «افکاربی فایده« در ذهن شما پنهان شده باشند.

دقت کنید که پرسش های برجسته یا بولد شده که «سئوالات کشف تفکر بی فایده» می باشند.

 

«نمیخواهم دریک چنین محیطی باشم،»

نمیخواهم د ریک چنین محیطی باشم،چونکه…

«احساس میکنم قلبم هرلحظه سنگین تر میشه»

… و این بد است، چونکه….

«ممکن است تپش قلبم آنقدر زیاد شود که ناگهان دچار حمله قلبی بشوم!»

…. منظور از این حرف چیه؟…

«… اگراینجا دچارحمله قلبی شوم، همه مشغول کارخودشون هستند، هیچ دکتری و پرستاری در کارنیست، در چنین جای شلوغ و پرازدحامی، کسی قادر به کمک به من نخواهد بود»

…. و بعد چه اتفاقی می افتد؟

«….مگه قرار چه اتفاق بیفته!!…فاتحه!!….جنازه مرا از اینجا بیرون خواهند برد!»

 

وظیفه اساسی شما کسب تخصص در شناسایی افکار بی فایده خودتان می باشد.

گاهی اوقات، یکی دو فکر نمیتواند موارد بی فایده دیگری را که داشته اید آشکار سازند. از اینرو برای دست یابی به مابقی افکار،لازم است که یکسری پرسشهایی را بپرسید، که  سئوالات اکتشافی   می نامند:

 

بدی(ضررو زیان،تبعات منفی) آن چیست؟

آیا واقعاً همانچیزیست که الان شاهد وقوعش هستم؟

در این وضعیت راجع به خودم و دیگران، دست به چه نتیجه گیری می زنم؟

….و این(نتیجه گیری) بد است، به این دلیل که ….

… و راجع به من چه چیزی می گوید….؟

افکار بی فایده

بهترین شکل کار این است که تا جائیکه می توانید در شناسایی و نوشتن افکار خاص عمل کنید یعنی جزئی نگر باشید ولو اینکه بنظرتان بعضی از افکار بی فایده شما خیلی احمقانه و پیش پا افتاده بنظربرسند، یا وقتی راجع به آنها فکر میکنید احساس شرمساری کنید وخجالت بکشید. کشف کردن اینکه افکاربی فایده شما احمقانه هستند یا نه، فی نفسه اهمیت چندانی ندارد، اهمیت قضیه صرفاً در یادگرفتن کیفیت مدیریت افکارخودتان  می باشد که بتوانید احساسات و روحیه بهتری بدست آورید.

وقتی توانستید این کار را بکنید، در اینصورت به منشاء بروز مشکل پی برده اید. در این مرحله، اهمیت دارد که نحوه احساسات و افکار خودتان درباره یک موقعیت خاص را شناسایی کنید، مخصوصاً آن موقعیتی که عواطف بی فایده ای را تجربه میکنید. عواطف بی فایده یا پریشان کننده همان هایی هستند که واکنش فیزیولوژیکی نیرومندتری را در بدن تان بوجود می آورند؛ مثل سفتی در قفسه سینه بهنگام اضطراب، یا افزایش فشار خون درموقع خشم. این واکنش های فیزیولوژیکی نه فقط مانع رفتارهای حل مناسب مسئله هستند بلکه سبب آسیب فیزیولوژیکی مثل بیماری قلبی و عروقی یا آسیب روانشناختی و اختلالات روانی بلند مدت می شوند.

از تحلیل گام به گام استفاده کنید تا گام نخست به سمت یادگیری مدیریت روحیه خودتان(ازجمله اضطراب) را بیاموزید و کمک کندید که احساس بهتری بدست آورید. به یک نمونه از تحلیل گام به گام توجه کنید و سپس بطور حقیقی تفکر بی فایده خود را شناسایی کنید.

 

 

نمونه دفترثبت تفکر

گام نخست: رخداد فعال کننده

میتواند اعم از یک حادثه واقعی و عینی یا موقعیت و وضعیت، فکر، تصویر ذهنی یا خاطره باشد.

دوست دادشم در حالیکه روی تخت او دراز کشیده بود، سرصحبت را با من باز کرد.

 

گام دوم: افکار و باورها

۱٫ هرگونه توضیحاتی که گام نخست(رخداد) را به گام سوم(تبعات) ارتباط میدهد را، فهرست کنید: به چی فکر میکردم؟ به خودم چی میگفتم؟ در آن موقع چی در سرم میگذشت؟

۲٫ آشفته کننده ترین فکر(فکر داغ)را پیدا کن و زیر آن خط بکش

۳٫ این فکر را چقدر باور داری. بین ۰ تا ۱۰۰  به این باور خود نمره ای بدهید.

دلم نمیخواست با من حرف بزند

وقتی توجه اش به طرف جلب می شد، می فهمید که شبیه آدمهای«آشفته و عصبی هستم»

اگر با او حرف می زدم، شبیه آدم های ابله و عقب افتاده بنظر می رسیدم.

 

 

پرسش کشف فکر: … و این راجع به من چی میگوید؟

 

او فکر خواهد کرد که من دیوانه هستم (۸۵)

 

 

گام سوم: تبعات

·      کلمات توصیف کننده نحوه احساس تان را بنویسید.

·      زیر موردی که بیشترین ارتباط را با حادثه فعال کننده دارد خط بکشید.

·      شدت آن احساسات را با دادن نمره تعیین کنید(۰ تا ۱۰۰)

اضطراب(۷۰)

بی حوصله و عصبانی(۴۰)

 

واکنش های جسمی را که تجربه کردی یا رفتارهایی که انجام دادید.

·     تپش قلب، سرگیجه، خشکی دهان، تنفس سریع

قدم زدن نزدیک دیوار

·     پرهیز از تماس چشمی،

 

ادامه دارد…

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!