چیستان‌:اون چیه که در رشت، اوله در تهران سومه؟

child-2378598237489700

۱- اون چیه که در رشت ، اوله در ورامین دومه و در تهران سومه؟

۲- اون چیه که در گوش و چشم هست ولی در دهان نیست؟

۳- اون چیه که اگه از بالای یک کوه پایین بیفته نمی شکنه ولی اگه توی آب بیفته، می شکنه؟

۴- اون چیه که خیلی تیغ داره ولی نه ساقه، نه برگ و نه ریشه داره؟

۵- اون چیه که در ثانیه یک بار، در دقیقه هم یک بار ظاهر می شود ولی در ساعت اصلا ظاهر نمی شود؟

۶- اون کدوم جزیره ی ایرانیه که اگر سر و ته اش بکنی میشه تکلیف دانش آموزان؟

۷- آن چیست که برگ های زیادی دارد اما ساقه ندارد؟

۸- کدام کلیدی است که هیچ دری را باز نمی کند؟

۹- آن چیست که هم در آشپزخانه است و هم در اتومبیل؟

۱۰- شهری که در آخرش ماده ی خوشبو دارد؟

 

 

قصه قالیشویی موشها,قصه موشها,قصه های کودکانه
قصه قالیشویی موشها

خوب قبل از اینکه جواب چیستان ها را ببینید بهتر است یک قصه را بخوانید:

فرش موشها کثیف شده بود. خیلی کثیف. باید حتما شسته می شد. موشها می خواستند خودشان آن را در حیاط خانه شان بشویند. اما وسایل لازم را نداشتند. آنها مجبور بودند وسایلشان را از لابلای وسایل توی انبار آدمها پیدا کنند. موشها دنبال چیزی می گشتند که از آن به عنوان فرچه استفاده کنند.

آنها گشتند و گشتند تا بالاخره یک مسواک کهنه پیدا کردند. موشها خوشحال شدند چون مسواک مثل یک فرچه ی دسته دار است. البته دسته ی آن کمی بلند است ولی عیبی ندارد.

قالیشویی پارو هم می خواهد. حالا موشها باید یک پارو پیدا می کردند. آنها یک کارد آشپز خانه پیدا کردند. اما مامان موشه دعوا کرد و گفت این وسیله ی خطرناکی است به درد ما نمی خورد.

موشها کارد را سرجایش گذاشتند و باز هم گشتند. این بار یک کف گیر پیدا کردند. کف گیر برای بچه موشها بزرگ بود اما عیبی نداشت بابا موشه زورش زیاد بود و می توانست از آن استفاده کند.

حالا فقط یک ظرف لازم بود تا در آن کف درست کنند. مامان موشه یک لنگه کفش چرمی پیدا کرد. بابا گفت همین خوب است چون آب از آن بیرون نمی رود می توانیم در آن کف درست کنیم و روی فرش بریزیم . کفها که آماده شدند مامان و بابا فرش  را کفی کردند. بچه موشها دوست داشتند توی فرش شستن شرکت کنند. اما مامان موشه دعوا می کرد.

باباموشی گفت عیبی ندارد. بعدا می روند حمام و تمیز می شوند. با اجازه ی بابا، بچه موشها هم در شستن فرش کمک کردند. اما حسابی خودشان را خیس کردند. حالا شدند موش آب کشیده. آب از همه جایشان می چکید.

فرش شستن تمام شد. بابا فرش را از بالای پشت بام آویزان کرد. مامان موشه گفت خدا کنه این آدمها دست به فرشمان نزنند. آخه این آدمها گاهی وسایل دیگران را هم برمی دارند و اصلا خجالت هم نمی کشند!!!

بابا گفت نگران نباش من فرشمان را جایی گذاشتم که دست کسی به آن نمی رسد. تا حالا هیچ آدمی نتوانسته فرش موشها را ببیند. فرش موشها سه ساعت بعد خشک شد و موشها آن را از پشت بام برداشتند.

 

 

 

 جواب
۱- حرف ر
۲- حرف ش
۳- کاغذ
۴- جوجه تیغی
۵- حرف ی
۶- قشم
۷- کتاب
۸- کلید برق
۹- گاز
۱۰- اندیمشک

منبع:tebyan.net
منابع: کتاب چیستان و معما

شیوه های آموزش ادب و احترام به کودکان

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!