چه چیزی موجب استمرار رفتار کمالگرایی می شود؟(۷)

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b1%db%b2%db%b3%db%b16

درمدلهای۱ و۲ راجع به اینکه چگونه کمالگرایی میتواند رشدکند و تبعات دنبال کردن کمال گرایی  را صحبت کردیم.

قبل از شروع به درمان کمال گرایی اهمیت دارد که بفهمیم کمالگرایی چطوری حفظ می شود و چرا دست کشیدن ازاستانداردهای بالا اینقدرسخت است حتی هنگامی که دنبال نمودن این استانداردها برای ما تبعات منفی دارد. بنابراین دراین مدل، بحث اصلی ما برمحورعلل ودلائل تداوم یا استمرار کمالگرایی قرار دارد.

 

استانداردهای سفت و سخت چطوری موجب استمرار کمال گرایی می شوند؟

چرا به استانداردی که تعیین کرده اید دست نمی یابید؟

استانداردهای سفت وسخت بقدری بالا هستند که همیشه نمی توان به آنها دست یافت. افرادکمالگرا بجای اینکه نتیجه گیری کنند توقع وانتظارشان غیرواقع بینانه بود، نتیجه گیری می کنند که بقدرکافی وبسختی تلاش نکرده اند و بنابراین شکست خورده اند.

برخی کمالگراها کار را رها میکنند ولی بقیه همچنان برسخت ترکردن استاندارد خود ادامه می دهند. برای مثال، اگرشما برای خودتان استانداردی تعیین کنید که؛ درهردانشگاهی که ثبت نام میکنم باید همیشه رتبه بالایی داشته باشم، بنظرتان وقتی رتبه معمولی را در دانشگاه بدست بیاورید، چی فکر خواهیدکرد؟ ممکن است اینطورفکرکنید:”من باید سخت تر تلاش می کردم” و درنتیجه دچاراحساس نومیدی یا دلسردی بشوید. برخی افراد ممکن است ترم بعد احتمالاً سخت تر تلاش کنند، یا برعکس تسلیم شوند واز استاندارد خود دست بکشند.

تمرین: با اشاره به استانداردهایی که درمدل قبل مشخص کردید، اگر به یکی ازاستانداردهای تعیین شده خودتان دست نیافتید، چه اتفاقی افتاد؟

………………………………………………………

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b1%db%b2%db%b3%db%b17

دست یابی به استاندارد تعیین شده ولی با هزینه

دربرخی موضوعات، استاندارد بدست می آید ولی با هزینه سرسام آور، یعنی دست یافتن به استانداردی که تعیین می کنید مستلزم صرف وقت وتلاش خیلی زیاد برای انجام یک کار و وظیفه می باشد. هزینه چنین اقدامی آن است که وقت و انرژی کافی برای پرداختن به هدف مهم دیگردرزندگی تان ندارید. مثلاً وقتی کافی برای کسب آرامش و بر قراری روابط اجتماعی.

تعقیب بلند مدت استاندارد های سفت و سخت، احتمالاً هزینه جسمی نیز دارد. یافته های محققان نشان میدهد که درهنگامی که دچار استرس هستیم، به میزان زیادی هورمون کورتیزول ترشح و وارد جریان خون می شود.

هرچند ترشح هورمون کورتیزول درکوتاه مدت می تواند تاثیرات مثبت مثل سوختن سریع انرژی، بالارفتن قدرت حافظه، حساسیت کم به درد را درپی داشته باشد، ولی در حالت کمالگرایی که یک روحیه پایداری در طول زندگی است، ترشح مستمر و به میزان زیاد کورتیزول بدلیل استرس های مستمر، باعث می شود که کارکرد طبیعی و درست بدن مختل شود.

اختلال عملکرد طبیعی بدن در بلند مدت به چندین آسیب جدی منجر می شود که میتوان به آسیب بر فعالیت مغزی، تخریب عملکردسالم  غده تیروئید، کاهش چگالی یا تراکم استخوان، فشار خون بالا، کاهش سیستم ایمنی بدن، افزایش چربی شکمی و چاقی.

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b8%db%b7%db%b2%db%b1%db%b3%db%b4%db%b3%db%b2%db%b56

دست یابی به استاندارد و نوسازی مجدد آن

حتی اگر استانداردسفت و سخت بالایی هم تعیین بشود و تحقق هم پیدا بکند، بیشترکمالگراها برای مدت طولانی ازاین دستاورد خرسند و خوشحال نخواهند بود.

چونکه این دستاورد را بصورت “یک امراتفاقی یا شانسس”  تلقی میکنند،بیشتر مواقع هم فکرمیکنند استانداردی که قبلاً تعیین کرده بودند بقدرکافی بالا نیست، و تصمیم میگیرند دفعه بعد استاندارد بالاتری را تعیین کنند.

آقایان مجدیان فر در شغل قبلی خود ترفیع گرفت و رئیس اداره شد.موقعی که برای مدیریت ارتقاء یافت موجب خوشحالی بلادرنگ او شد اما بعداً به این فکر افتاد که اگرپست رئیس اداره ای را به او داده اند، بخاطر این است که شخص دیگری پیشنهاد نشده بود.

درنتیجه در این خصوص که آیا میتواند وظایف خودش را بدرستی انجام بدهد یا خیر، دچارنگران و تشویش شد. او سعی میکرد هر روز صبح اول وقت حداقل یک ساعت پیش از ورود کارکنان به اداره بیاید و کارها را جمع و جور نمایدو در پایان وقت اداری هم بیشتر از بقیه اضافه کار می ماند تا مطمئن شود که کارها را اتمام کرده یا صفر نموده است.

تداوم این وضعیت اندک اندک او را دچار خستگی و فرسایش جسمی و روحی ساخت و بخاطر اینکه وقت بسیاری کمی را درکنار همسر و فرزندانش سپری میکرد، موجب اختلاف خانوادگی شده بود.

 

تمرین: اکنون از شما میخواهم به استانداردهایی که در مدل قبل شناسایی کردید،رجوع کنید. وقتی که به هدف تعیین شده خودتان دست یافتید،چه اتفاقی افتاد؟

……………………………………………………

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b1%db%b2%db%b3%db%b15

آنالیز یا تحلیل اطلاعات

شیوه درک و دریافت ما انسان ها از اتفاقات اطراف  یعنی چگونگی دریافت و تحلیل اطلاعات توسط ذهن ما سهم مهمی در حفظ و استمرار کمالگرایی دارد. درهرلحظه اتفاقات زیادی(اطلاعات) دراطراف ما می افتد که درک  و توجه آگاهانه به همه آنها غیر ممکن است.

به همین دلیل، ازمیان همه اتفاقات بیشمار جهان اطراف مان، مغز آنچیزی را انتخاب میکند که به آن توجه میکنیم.همچنین نحوه درک ما آن، اثر مستقیم روی کیفیت تحلیل یا آنالیز مغز بجا میگذارد.

اغلب مواقع توجه ما به اتفاقات جهان پیرامونی، براساس باورهای ما تعیین می شود. یعنی باورهای ما هستند که تعیین میکنند به چه چیزی توجه کنیم، به چه چیزی توجه نکنیم و اساساً چگونه راجع به این چیزها فکر کنیم.

ما تمایل داریم به چیزهای اطرافمان مطابق توقع و انتظارمان  توجه کنیم وآنرا تفسیر نمائیم. درنتیجه فقط اتفاقاتی را در زندگی مان به یاد می آوریم که با آنچه که حقیقی بودنش را باور داشتیم، سازگار باشد.

این فرایند گرایش به توجه داشتن و تفسیر نمودن امور و اتفاقات به سبکی که با باورهای ما سازگار باشد(نه تضاد و ناسازگاری)، ویژگی مشترک نوع بشر می باشد.

بگذارید مثالی راجع به این مطلب بیاورم که هرچند ارتباط مستقیمی با کمالگرایی ندارد اما روشن کننده قوانین درک و تفسیر ما ازجهان می باشد.

تصور کنید شما باور دارید که: “همسایه ما آدم های شلوغ و پرسروصدایی هستند”.

منشاء این باور شما شاید به تجربه اولین شب حضور آنها در مجتمع مسکونی شما مربوط بشود که درهنگام اسباب کشی تا نیمه های شب زیاد مشغول رفت وآمد و سرو صدا بودند والبته به میمنت آپارتمان جدیدشان چند روزی هم میزبان فامیل و دوستانشان بودکه مجال و فرصتی برای تردد و سروصدای بچه ها در در ساختمان فراهم میکرد.

و بخاطر این شرایط شما نتوانستید چند روزی را بخوبی بخوابید و استراحت کنید. هرچند مدت زیادی از آن ماجرا گذشته است ولی شما راجع به همسایه تان همچنان آن باور روزهای نخست را حفظ کرده اید، چونکه:

  • شما فقط زمانی متوجه آن همسایه می شوید که از منزل و رفت و آمدهای آنها سرو صدا بگوش برسد، نه بقیه اوقاتی که آنها ساکت و خاموش هستند
  • سروصدای شنیده شده از آن همسایه مخصوص را تفسیر و تعبیر میکنید بدون اینکه راجع به ماهیت و دلیل آن بررسی و کنکاش بکنید.

از اینرو هروقت اسم همسایه مذکور جایی برده می شود شما فقط سروصدایی را که از آنها به ذهن تان سپرده اید، برایتان مرور می شود. باور اولیه تان: “همسایه شلوغ و پرسروصدایی هستند اونا”، تقویت و مستحکم می شود.

حالا به یک مثال مرتبط باکمالگرایی دقت فرمائید:

تصورکنید شما دارای یک باورقوی یا استاندارد محکمی دارید که:

“من هرگز نباید اشتباه بکنم”

این نتیجه گیری بخاطرتجربیاتیست که دردوران کودکی ونوجوانی درزندگی تان داشتید، ولی حالا چطوری بر روی فرایند تحلیل وآنالیزاطلاعات شما اثرمیگذارد؟

داشتن این باورکه: “من هرگز نباید اشتباه بکنم” بدان معناست که احتمالاً بطور مکرر درجستجوی هرگونه اشتباه یا نشانه ای از شکست می گردیدکه بتوانید بلادرنگ اصلاح کنید.

درچنین وضعیتی احتمالاً به موفقیت ها توجه و دقت چندان زیادی نخواهید داشت و احتمالی کمی وجود دارد که  اوقاتی را مورد تایید قرار دهید که کارتان را بطور قابل قبولی به انجام رسانده اید؛ چنین اوقاتی هیچوقت در تفکر ات شما جایی نداشته چون آنها “مشکل نبوده اند”.

بنابراین شما فقط به حوادث منفی توجه میکنید که باورمنفی شما را مورد تایید قرار میدهند:”من هرگز نباید اشتباه بکنم”.

احتمالاً شما دارای برداشت افراطی از مفهوم موفقیت و شکست هستید، و به حد متوسط اهمیت نمی دهید. شاید به آسانی به نتیجه گیری افراطی کشیده شوید که در برخی کارها شکست خورده اید، وقتی بطور واقعی کاری را که انجام داده اید به هیچ وجه آنقدر ها بد نبوده است مثلاً، «در آزمون نمره الف نگرفتم. این وحشتناک است، هرگزنباید یکباردیگر این اشتباه را مرتکب بشوم»

تمرین: به استانداردهایی که درصفحات قبل ذکرشد،رجوع نمائید.آیا استانداردهای خود شما برآنچیزی که توجه و دقت میکنید اثرمیگذارند و چه اثری روی نحوه تفسیرمبهم اطلاعات دارند؟آیا فرایند تحلیل وآنالیز شما از اطلاعات دارای سوگیری می باشد؟

………………………………………………

 

ادامه دارد….

ترجمه بهمن ابراهیمی

کمالگرایی نتیجه الگوهای ذهنی شرطی شده!(۸)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!