چه احساسی را در فقدان تجربه میکنیم و مراحل بهبودی آن-بخش دوم

%db%b5%db%b4%db%b3%db%b4%db%b2%db%b3%db%b3%db%b2%db%b1%db%b3%db%b1%db%b3%db%b2

فقدان  شبیه چه چیزی احساس می شود

درجریان فقدان، همسو با احساسات بدیهی درد، افسردگی و غمگینی، واکنش های دیگری نیز نسبت به آن وجود دارد، مانند:
•    احساس بی پناهی، هراس، پوچی، مایوس شدن، بدبینی، زود رنجی، خشم، گناهکاری، بی قراری.
•    تجربه از دست دادن تمرکز، امید، انگیزش، انرژی.
•    تغییرات در میل و رغبت، الگوهای خواب یا سائق های جنسی.
•    گرایش به خستگی و رنجوری بیشتر، لکنت  درکلام و کُندی حرکات.
هرکدام یا تمامی اینها درجریان و بعد ازیک فقدان قابل انتظارهستند. وبخشی از فرایند معالجه طبیعی بدن میباشند. لازم است با این تغییرات زندگی کنید وبا آنها نجنگید. راهش همین است.
اگرفقدان آشکارنداری، ولی با برخی ازاین واکنش ها قویاً درگیر هستی، ممکن است لازم باشد گذشته اخیر را مورد بررسی  قرار بدهی تا ببینی، آیا دچار یک نوع فقدان خیلی بدیهی نشده ای.
اگراینطورباشد. میتوانید خواهان پیگیری برخی ازپیشنهادات مشخص این کتاب باشید. البته ذهن و بدن شما قبلاً درگیرفرایند معالجه شده اند، بدون اینکه شما متوجه باشید.

مراحل بهبودی
بهبودی یا معالجه درسه مرحله مجزا و درعین حال همپوش قرار قراردارد:
۱٫    شوک- انکار- کرختی
۲٫    ترس- خشم – افسردگی
۳٫    درک – پذیرش- کنارآمدن

هرکدام ازمراحل بهبود، حالتی
o    الزامی
o    طبیعی
o    و بخشی ازفرایند معالجه میباشند.

اولین مرحله بهبودی
احساس شوک، انکار، بیحسی وکرختی
•    نمی توانیم چیزی را که برما واقع شده باورکنیم یا درک آن برایمان ثقیل است.
•    ذهن ما قویاً منکر فقدان میشود.
•    اغلب اوقات اولین کلماتی که پس ازدریافت خبرفقدان ازدهان ما خارج میشود: چی؟ اوه، نه،مگه میشه!؟
•    فراموش میکنیم که فقدانی واقع شده است، و هروقت بیاد می آوریم خودمان را گیج و حیرت زده وسردرگم می یابیم. مخصوصاً بعد از بیداری ازخواب این حالت به ما دست میدهد.
•    دراین اثناء، حفاظت طبیعی بدن برعلیه درد شدید، شوک و بیحسی فعال میشود.

دومین مرحله بهبودی
احساس ترس، خشم و افسردگی
•    ترس، خشم و افسردگی عاطفی،  واکنش هایی هستند که معمولاً با فقدان کاملاً پیوند خورده اند.

سومین مرحله بهبودی
احساس درک،  پذیرفتن و کنارآمدن
•    ما زنده ماندیم.
•    بدن ما بخوبی درمسیر معالجه قرارگرفته است.
•    ذهن ما می پذیرد که زندگی بدون چیزی یا کسی که  ازدست رفته نیز، امکانپذیراست.
•    به سوی فصل جدیدی از زندگی گام برمیداریم.

IMG_20160207_185751

خورشید درعرض چند دقیقه طلوع میکند
کارش بطورمنظم همین بوده وهست
ازآن هنگام که من بیاد دارم.
شاید من هم امیدم رابه امرمسلمی همچون خورشید پیوند بزنم که اغلب به چشم نمیاید،
نه برچیزهای جزیی وناچیز

 

همه ما در حالت فقدان  تمامی مراحل سه گانه بهبودی را طی میکنیم، بدون توجه به اینکه آنچه ازدست داده ایم چقدر مهم است یا نیست. فقدان، فقدان است واهمیتی هم ندارد که علتش چیست. وقتی چیزی یا کسی که دوست داریم ازما گرفته میشود،منکرش می شویم و این یعنی فقدان یا ازدست دادن. تنها تفاوت بین واکنش آدم به قضیه فقدان درجریان بهبود یافتن است که از فقدانی به فقدان دیگر برحسب نیرومندی احساسات و طول زمان فرایند معالجه، فرق میکند. درفقدان بزرگترومهمتر؛
•    هرکدام ازما مراحل بهبودی را باشدت تمام احساس میکنیم.
•    گذرازیک مرحله به مرحله دیگر، زمان زیادی طول میکشد.
امادرفقدان های کوچکتر، مراحل سه گانه بهبودی را میتوان درعرض چند دقیقه طی کرد. درمورد فقدان های بزرگتراین فرایند میتواند سالها زمان ببرد. بدن، ذهن و عواطف نسبت به فقدان ازشناخت ژرف و بزرگی برخوردار هستند. اما درمقابل آنها خوب میدانند چگونه خودشانرا بهبود بخشند، و چه میزان زمان برای انجام این کار نیاز دارند.  فقط شما چیزی را که لازم است  برایشان فراهم کنید و به فرایند بهبودی ومعالجه هم اعتماد داشته باشید.

ادامه دارد…

 

بخش نخست:

احساس فقدان عزیزان را چطوری تحمل کنیم؟

 

ترجمه بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!