چرا من دچاراضطراب سلامتی هستم؟(۳)

 

درمباحث مدل اول سعی کردیم به تفاوت بین نگرانی های روزمره و معمول نسبت به سلامتی خود و اضطراب سلامتی مسئله دار و افراطی نگاهی بیاندازیم. همچنین  برخی از آثار منفی اضطراب سلامتی را مورد ملاحظه قراردادیم که می تواند برعملکردهای زندگی روزمره، روابط، خشنودی و رضایتمندی از زندگی تاثیر گذار باشد.

سئوالی که بیشتر افراد درگیر این مشکل می پرسند، این است که«چرا من دچاراضطراب سلامتی هستم؟»

این سئوال درحقیقت علت اضطراب سلامتی را جویاست. و متاسفانه هنوز علت دقیق این اختلال ناشناخته باقی مانده است. درعین حال دست دانشمندان در این خصوص خالی نیست، بلکه شواهدی وجود دارد که نشان میدهد اضطراب سلامتی مثل همه اختلالهای اضطرابی، ممکن است تاحدودی ارثی  یا ژنتیکی باشند.

در دو عامل مذکور این امر پذیرفته شده است که چندین فاکتور مهم دیگری میتوانند احتمال رشد این مشکل در شما را افزایش دهند.

هدف ما دراین مدل، روشن  ساختن فاکتورهایی می باشد که به شروع و رشد اضطراب سلامتی کمک میکنند.

همان گونه که تاکنون در مدل یک بحث شد، اضطراب سلامتی به نگرانی افراطی اشاره دارد که ممکن است بدنبال آن پاسخ اضطرابی  جنگ یا گریز را در شخص فعال سازد. پس این یک تهدید مهم برای سلامتی افرادیست که بخاطر بیماری دچار نگرانی افراطی هستند.

سئوال اینجاست که: این نگرانی افراطی ازکجا ناشی می شود؟

 

فاکتور سابقه یا  تجربه شخصی

اضطراب سلامتی میتواند بعلت سابقه خانوادگی یا پیشینه و تجربه شخصی بوجود آید. در این خصوص چند عنصر دخالت دارد که به توضیح مختصر هریک اشاره میکنیم:

عضوی از خانواده یا نزدیکان بیمار، دچار اضطراب سلامتی شده باشند: مخصوصاً تجربه شخص بیمار از دوران کودکی و نوجوانی،می تواند طرزتفکراو نسبت به خود،دیگران وآینده را تحت تاثیرقراربدهد.

اگرچنانچه از نزدیک شاهد درد کشیدن ورنج بردن شخصی از نزدیکان و اطرافیان باشیم، ممکن است  احساس کنیم که من نیز به چنین درد و رنجی مبتلا می شوم و بنابراین به  احساس آسیب پذیری و نگرانی دچارمی شویم.

در این میان، اگربیماری شخصی بصورت مزمن باشد و هر روز بدتر و وخیم تر بشود، احتمال دارد که کاملاً دچار احساس یاس و نومیدی بشویم. درنتیجه حتی این حس تقویت شود که “بیماری” یعنی چیزی که “نمی توان بر آن غلبه کرد و شفا یافت”.

در موقعیت ها و شرایطی که بیماری بوسیله عضو خانواده ای تجربه می شود، تا حدودی نقش وراثت را نیز باید جدی گرفت. یعنی ممکن است روی این احتمال تمرکز کنیم که ” من نیز این بیماری را خواهم گرفت، چنانکه …

 

یکی از اعضای خانواده یا کسی که می شناختیم فوت کند: درحالیکه مرگ یک سرنوشت قطعی برای همه انسانهاست، اکثر ما میتوانیم براساس فقدان آگاهی به اینکه کی یا چه وقت و چگونه خواهیم مرد، بردباری و شکیبایی بخرج دهیم.

اما اگر دروضعیت و شرایطی قرار گرفته باشیم که ما را به اندیشیدن راجع به اینکه “چطور خواهم مرد و مرگ من چه تاثیری بر روی دیگران خواهد گذاشت”، دراین حالت اکثر مردم دچار احساس قدری ناراحتی و نگرانی می شوند.

مرگ یک شخص نزدیک و آشنا برای ما، درحالیکه بخودی خود پریشان کننده و غمناک است، میتواند موجب هوشیاری ما از فناپذیری خودمان و منجربه فکر کردن وفرو رفتن در اینگونه مسائل شود.

اگر ما شاهد رنج کشیدن یک فرد بخاطر بیماری طولانی، پیش از مرگش باشیم، ممکن است بیماری را با رنج کشیدن تلخ وسخت و مرگ خاص پیوند بزنیم. اگر مرگ ناگهانی باشد و مخصوصاً آن شخص قبلاً کاملاً سالم بوده باشد، این اتفاق میتواند منجر به افزایش حس آسیب پذیری و نومیدی درما بشود.

 

خود شخص درحال تجربه یک بیماری و درمان آن باشد: تجربه نمودن بیماری میتواند ما را  به سوی “سازگاری” با تغییرات بدنی سوق دهد ودرخصوص احتمال افزایش بیماری وحتی مرگ،هشدار بدهد.

موقعی که پزشک ما در خصوص تشخیص یک بیماری، برای ما توضیح میدهد، اغلب مواقع خطرات  و عوارض احتمالی ناشی از بیماری را یادآوری میکنند وهشدارهای لازم را راجع به مراقبت و درمان ارائه میدهند.

بعلاوه، در مورد اکثر افرادی که به یک بیماری دچارشده اند مثلاً بیماری سرطان یا سکته قلبی، یک بار تجربه کردن مشکل ممکن است احتمال وقوع مجدد آنرا افزایش دهد.

تمرکز کردن روی خطرات بالقوه، عوارض، و شانس عود یا برگشت مجدد بیماری، میتواند به یک تهدید مستمر برسلامتی شخص بیمار تبدیل شود و احساس اضطراب هرچه بیشتر را تولید نماید.

عضوی از خانواده دچار اضطراب سلامتی باشد: عمده یادگیری ما راجع به جهان، ناشی از اطرافیان ما می باشد.ازاینرو، اگرما درحالی بزرگ شده باشیم که شاهد یا شنونده نگرانی دیگران راجع به سلامتی باشیم یا شاهد چک و بررسی علائم بیماری یا صدمات توسط اطرافیان باشیم، به احتمال زیاد هنگامی که خودمان نیز دچار بیماری یا عارضه ای جسمی می شویم، ازهمان راهبرد، الگوبرداری کنیم.

 

اطلاعات منفی  رسانه ها و اینترنت  نیز علتی بر تولید اضطراب سلامتی می باشند

امروزه اینترنت و رسانه ها امکان دسترسی سریع به حجم انبوه و دامنه گسترده ای از اطلاعات و داستانهای مرتبط با سلامت و بیماری را برای ما فراهم می سازند.

آنها در تلاش هستند با هدف جلب توجه مردم برای “فروش” اطلاعات وداستانهای خود، به روش برجسته ساختن،اهمیت دادن بیش از حد و انگشت گذاشتن افراطی روی برخی مسائل، به اهداف خود می رسند.

رسانه ها یا اینترنت باتمرکز کردن روی بیماریهای نادر و درمان ناپذیر یا امراض کشنده و بعلاوه، نقل کردن تجربیاتی از بیمارانی  که تشخیص اشتباه و خطا در مورد آنها اتفاق افتاده است،  اثرات منفی روی ذهن مخاطبان باقی میگذارند.

گاهی اوقات علیرغم تلاش های مکرر درمراجعات پزشکی و دریافت خدمات درمانی، بخاطر تاکید خیالی رسانه ها روی بیماریها وحوادث غیرمحتمل وافکار منفی، درخصوص تاثیر واقعی مراقبت های درمانی، سئوالات یا ابهاماتی را در ما بوجود می آورند، طوریکه وقتی با تغییرات و عوارض جسمی حتی ملایم ومعمولی مواجه می شویم، موضوع را  با تردید و سوء ظن قوی دنبال می کنیم. و به این ترتیب سبب می شویم تا مشکلات بهداشتی و سلامتی فراموش شده و فوق العاده غیرمحتمل را، عمومیت ببخشیم.

ادامه دارد…

تمرین: لطفاً  دقایقی وقت بگذارید و تجربیاتی را که میتواند نگرانی های شما راجع به سلامتی تانرا افزایش بدهد، یادداشت کنید:

………………………………………………………………………………………………………………………………………..

ترجمه بهمن ابراهیمی

 

اضطراب سلامتی چه آثار منفی روی شما دارد؟(۲)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!