چرا بعضی ها از ترازو و وزن کردن خودشان می ترسند!

 

 

یکی از ویژگی های اختلال تغذیه ای این است که چنین افرادی بشدت نسبت به وزن بدن، شکل اندام و رژیم غذایی خودشان دچار مشغولیت ذهنی دائمی هستند.

به همین دلیل دائماً به چک کردن ظاهر و وزن بدنشان می پردازند؛

خودشان را بطورمکرر وزن میکنند (شاید چندین مرتبه در یک روز)،

جلوی آئینه می ایستند و بدنشانرا وارسی و چک میکنند،

بدن خود را با دیگران مقایسه میکنند،

روی قسمت خاصی از بدن شان زوم یا دقیق می شوند،

به روش های مختلف بدن شان را پینج می کنند(یعنی به شیوه های و ابزارهای گوناگون مثل تاتو کردن،جراحی،دارو، دمنوش، گرسنگی و…) میخواهند از بدن شان چربی زدایی کنند.

و الگوهای مختلف مشابه اینها.
نکته جالب این است که   اغلب این اشخاصی، اصلاً به این نکته توجهی ندارند که بطور مکرر مشغول ور رفتن با بدن شان هستند. درواقع چک کردن «شکل  اندام» میتواند بصورت ناهوشیارانه به یک عادت تبدیل شود که آثار وتبعات منفی بدنبال دارد.

گاهی اوقات اشخاص دچار اختلال تغذیه ای، از وزن کردن خودشان ترس دارند.

اینها کسانی هستند که ممکن است اضطراب زودگذر راجع به وزن خود را تجربه کرده باشند.

این تجربه معمولا بعد از شکست در رژیم غذایی احساس می شود.

یعنی وقتی شخصی با همه تلاش ها و کوشش های سخت ازجمله رژیم و محرومیت و گرسنگی و ورزش سخت و خوردن انواع قرص و دمنوش و…. وقتی می بیند وزن بدن او استپ کرده و یا برعکس دچار افزایش می شود،

از تلاش های خود نومید شده و احساس اعتماد به نفس خویش را از دست میدهد و گاهی حتی عزت نفس او بشدت آسیب می بیند

در نتیجه از رفتن به سراغ ترازو و وزن کردن،دچار هراس می شود.بتدریج گریز از وزن کردن میتواند به «فوبیای ترازو» تبدیل شود.

بصورت یک مسئله تبدیل شود؛ هدف شخص گریزان از وزن کردن،این است که دچار استرس و ناراحتی ناشی از اعداد روی عقربه ترازو نشود، اما هرچقدر از وزن کردن پرهیز شود،همچنان به فعال ماندن مشغولیت ذهنی نسبت به وزن،کمک میکند.

کسانی که دچار چنین ترسی هستند باید، اصل واقع بینی را مدنظر داشته باشند

اولاً؛ این ناراحتی واسترس ممکن است باگذشت زمان حتی بدتر و وخیم تر هم بشود،چون شما با گریز از وزن کردن بدن تان، این فرصت را ازخود میگیرد که حقیقت مربوط به «وزن بدن»تانرا بدانید:

چونکه احتمال دارد اصلاً اضافه وزن نداشته باشید،و فقط ترس از اضافه وزن برشما سلطه دارد.

خیلی از اوقات ترس شما به مراتب بدترازواقعیت می باشند ازاینرو با وزن کشی دو هفته ای یا هفتگی  و حصول شناخت درست به وزن بدتان، درحقیقت گامی به سوی غلبه بر مشغولیت ذهنی نسبت به وزن وشکل  اندام برمیدارید.

ثانیا؛ آنچه باید از آن بهراسید، رفتارهای تغذیه ای تان می باشد، نه ترازو.

ترازو همان وسیله ای است که روزی از آن لذت می بردید، همان موقع که عقربه هایش درجه به درجه به نفع شما پائین می افتاد.

ترازو نیز مثل آئینه است، فقط واقعیت شما را به شما نشان میدهد. البته اگر شما علاقمند به دیدن واقعیت باشید. اگر کسی با زشت دیدن خودن در آئینه، آئینه را بشکند، هیچ کمکی به خود نمیکند.

اضافه وزن و چاقی شما، نتیجه رفتارهای شماست. آنچه باید از آن بهراسید، رفتارهایی می باشد که بدن مظلوم و بی زبان را مجبور به ذخیره کردن و انبار کردن چربی می سازد.

شما با اجرای تکنیک های چهار کلید طلایی میتوانید این فشار و ضجر بدنی را به پایان ببرید و پس از دو هفته با اطمینان خاطر به سراغ ترازو بروید، بدون ترس از واقعیت.

به چهار دلیل اساسی، چک کردن دائمی بدن ناموثر وبی فایده است

در مقابل ترازو گریزان، همانطور که اشاره شد، گروهی هستند که دائما به چک کردن بدن شان مشغول می باشند.

آنها فکر میکنند اگر روزی چند مرتبه خود را وزن کنند، زودتر لاغر خواهند شد، یا اگر روزی چند ساعت جلوی آئینه با بدن شان ور بروند، فرم و شکل بدن شان طبق خواست و انتظار آنها عوض خواهد شد.

بنا به دلائلی که ذکر می شود، اینگونه چک کردن دائمی بدن بی فایده و گاهی کاملا مضر می باشد:
دلیل نخست

اینکه، بدن درطول مدت چند دقیقه یا چند ساعت دچارتغییرنمی شود، پس لمس کردن و چک کردن مکرر آن چه دلیلی دارد؟ در صورت عادت به چنین کاری، از آنجائیکه بدنبال شواهدی بر چاقی و زشتی خودتان می گردید، بنابراین هر شاهد ضعیف و نامعتبر میتواند این فکر را به ذهن تان بیاندازدکه: «چاق شده ام»

دلیل دوم

از آنجائیکه بیشتر قضاوت های ما راجع به بدن مان براساس اطلاعات و دریافت های گذشته انجام میشود، و چون اطلاعات سپرده شده به حافظه موقت انسان، ثبات ندارد و ناموثق میباشد، پس ازسپری شدن یک ساعت، نسبت به اینکه یک ساعت قبل چگون بنظر می رسید و احساس میکرد، مجموعه ای از اطلاعات سست و ضعیف در اختیار خواهد داشت.

دلیل سوم

افراد دارای اختلال تغذیه ای اغلب بدن خود را بخاطر کیفیت هایی که دوست ندارند مورد بررسی قرارمیدهند،تابخاطرکیفیت هایی که دوست دارند! آنها بیشتردرجستجوی نواحی «چربی دار» یا «شل و ول و آویزان» دربدن شان هستند، و نسبت به این بخش های حساس و تمرکز می شوند.

احتمالا این مطلب را شنیده اید که زنان می گویند، قبل از اینکه خودشان باردار شوند، هرگز متوجه بارداری زنان دیگر نشده اند!

یا بعنوان مثال دیگر، هیچ وقت متوجه نوع خاصی از ماشین یا لوازم وتجهیزات نبوده اید، تا هنگامیکه خودتان یکی ازآنها را خریده اید، و بعد از آن بنظرتان اینطور رسیده که هرجا قدم می گذارید، همان وسیله را می بینید!

کشف«چاقی»نیزتقریباً به همین شیوه انجام میگیرد.اگردائماً به علائم ونشان های چاقی تمرکزکنید،چیزی که کشف خواهید کرد چاقی خواهد بود! همه آدم ها حتی لاغرترین زنان دنیا، مقداری چربی دربدنشان دارند.

دلیل چهارم

برای افراد دچار اختلال تغذیه ای، داشتن افکار و برداشت های انحرافی و غیرواقعی نسبت به خودشان، کاملا رایج و متداول است، مخصوصاً هنگامی که جلوی آئینه قرار میگیرند.

چرا؟

توضیحات مختلفی دراین خصوص وجود دارد، وارزش آنرا دارد درباره این مسئله جدی تراندیشید، طوریکه بتوانیم بفهمیم، این «تحریف ذهنی» را بهتر شناخت.

اگربه چیزی بیرون ازمتن یا زمینه ای که به آن تعلق دارد نگاه کنید، مخصوصاً اگرازپیوند ها یا پیوستگیهای منفی هم برخوردارباشد، بنظربزرگتر خواهد رسید:

برای مثال اگر عنکبوتی را روی میز خود ببینید،درحالیکه از این حشره ترس نیز داشته باشید، آنرا بشکل متفاوتی خواهید دید. ولی چنانچه ترسی ازآن نداشتید، با شوخی و تلنگر انگشت آنرا از روی میزتان بیرون می انداختید.

اما اگر فوبیای حشرات یا انکبوت داشته باشید، پس از خیره شدن به این حشره، ناگهان در یک چشم بهم زدن همه اشیای روی میز ازکامپیوتروکیبورت گرفته تا موس وزیردستی همه چیز روی زمین پخش میگردد.

درست به همین دلیل روانشاختی، هنگامی که فقط روی نشانه ها یا علائم «چاقی»نگاه میکنید، چیزهای دیگری بجز«چاقی» به چشم تان خطور نخواهد کرد.

هنگامی که بر ران های برهنه خود در آئینه خیره می شوید، بدنبال چاقی خواهید بود و احتمالاً آنرا کشف خواهید کرد، امابعد، درحالیکه برران های خود خیره هستید وچشم بر بقیه چیزها بسته اید، آنچه در آئینه انعکاس می یابد(اجزای دیگر بدنتان، اسباب واثاث پشت سرتان، غیره) درنظرشما دیده نمی شود، چون ران های شما  بزرگتر ازهرچیز دیگری بنظر خواهد رسید.

آئینه هم  به افراد چاق دروغ می گوید!

قانون ذهنی وجود دارد که بازتابهای تصویر در روی اشیاء صاف ازجمله آئینه را دچار تغییر میکند!

وقتی که بدن برهنه خود را در یک آئینه تمام قد نگاه می کنید، چی خواهید دید؟

خودتان را بصورت تمام قد مشاهده میکنید، اینطور نیست؟

بنظرتان خود را همانطوری می بینید که دیگران می بینند، درواقع فکر میکنید، بازتاب حقیقی بدن تان را در آئینه می بینید.

اما واقعیت چیز دیگریست!

اجازه دهید این مطلب را با آزمایشی به شما اثبات نمایم. برای انجام آن به شخص دیگری نیاز دارید.(درحضور شخص دوم حتماً از پوشش کامل استفاده میکنید)!

در مقابل آئینه تمام قد بیایستید،اطمینان حاصل کنید که ازنوک انگشتان تا فرق سرتان را بطور کامل در آئینه  می ببینید. در واقع شما یک تصویر تمام قد ازخودتان دارید، اینطورنیست؟

اکنون، ازهمسر یا دوست تان بخواهید نزدیک آئینه بایستد، وبا مقداری نوار چسب کاری انجام دهد.

ازاو بخواهید بخشی از نوار چسب را روی نقطه ای که سر شما را درآئینه منعکس کرده  بچسباند و سردیگر نوار را بر روی نقطه ایکه بازتاب پای شماست.

اکنون فاصله بین دوسر نوار را اندازه گیری کنید. بازتاب اندازه قد شما در آئینه چند سانتی متر است؟

نتیجه این آزمایش و مقایسه آن با اندازه قد واقعی تان نشان خواهد داد که، ایندو اندازه به هیچ وجه یکسان نیستند!

درواقع بازتاب شما درآئینه یک «نسخه مینی یا کوچک» از شما خواهد بود.

ولی هنگامی که شما در آئینه  به خودتان نگاه میکنید، نمیگوئید:« این تصویر کوچولوی من  است» بلکه میگوئید: «اون منم»

این نشان میدهد که وقتی ما درآئینه روی تصویر خودمان نگاه میکنیم، مغزما بازتاب تصویر را  مطابق خواست،انتظار، و شناخت قبلی ما از آن تصویر،اصلاح و تبدیل نموده و به ما نشان میدهد!

در نتیجه این دخالت مغز، شما تصویرمنعکس شده واقعی در آئینه را نمی بینید، بلکه تصویر اصلاح شده توسط ذهن را مشاهده میکنید!

بعبارتی، هنگامی که شما در آئینه روی «ران های چاق»  خودتان تمرکز میکنید و نگاه میکنید(و مطابق انتظار ذهنی تان که ران های چاق و کلفتی دارم)، قطعا «ران های چاق را در آئنیه می بینید» نه ران های واقعی خودتان را!

به همین دلیل وقتی اطلاعات واقعی راجع به اندازه قد و وزن تانرا توسط متخصص دریافت میکنید، حاضر نیستید، زیر بار واقعیت بروید.

چون شما به دلیل اختلال تغذیه ای، «دچار چاقی احساسی» هستید، و علاقمندید که آئینه، پزشک و مردم اطراف تان همین را به شما منعکس سازند!

شیوه دیگر چک کردن «شکل  اندام»، مقایسه خود با دیگران است.

آیا  هیچ وقت به خودتان درحال انجام چنین مقایسه ای،مورد توجه قرار داده اید؟

آیا خودتان را با هرکسی که از خیابان عبور میکند، مقایسه میکنید؟ یا اینکه فقط با افراد لاغر اندامتر مقایسه میکنید؟

آیا بدن خودتانرا با تصاویررسانه ها،ازجمله تصویر هنرپیشه ها و مدلهای سینما بعنوان مدل ایده ال بدن محبوب، مقایسه میکنید؟ بنظرتان این نوع مقایسه خود با تعدادی انگشت شمار،چقدرواقع بینانه است؟

حتماً به این نکته مهم توجه دارید که هنرپیشه ها و سوپراستارهای لاغر اندام، نسبت خیلی ناچیزی از جمعیت جهان و کشورمان را تشگیل میدهند؛

وحتی بسیاری از این افراد برای حفظ لاغری غیرطبیعی شان، دچار اختلالهای تغذیه ای بسیارشدیدی هستند.

علاوه براین، تقریباً همه عکاسان شاغل درمجلات کارشان «صورت پروری» و رتوش تصاویر بوسیله نرم افزار میباشد. آنها با استفاده از تکنیک های مختلف ازنمونه های ناقص،یا انسانهای معمولی مثل شما، مدلهای«کامل» توهمی می سازند. مدلهایی که بدن شان فاقد هرگونه جوش، زگیل، و عارضه پوستی می باشد.

و البته تعدادی نیز بوسیله جراحی های متعدد به پیکر تراشی اقدام میکنند و سعی میکنند صورت و اندام خود را به وسیله روش های مختلف جراحی، برای تماشاگران خود تزئین نمائید.

بنظر شما اینهمه مداخله و چک کردن، چه تاثیری روی احساس شما برجا میگذارد؟

بدیهی است اگرشما همچنان به ور رفتن یا چک کردن  تنها بخش هایی از بدنتان بپردازید که دوست ندارید، باعث خواهد شد همیشه احساس تان  جریحه داربشود و با ناراحتی و غصه زندگی کنید وبطور کل از «خودتان» ناراضی وناخرسند باشید.

همچنین، چک کردن و وزن نمودن پی در پی  بدن  بدان معناست که توجه و تمرکز شما  فقط بر روی همین چیزهاست. واین کار هم باعث می شود مشغولیت ذهنی روی “شکل  اندام» و وزن  همچنان پایدار بماند، و یک چرخه مخرب وتباه کننده، همچنان بچرخد.

نمودار زیر نشان میدهد که  چک کردن “شکل  اندام» یا گریز از آن میتواند سامانه ارزیابی خود ارزشمندی شما، و مشغولیت ذهنی به وزن و “شکل  اندام» را حفظ نماید.

درسوی دیگر قضیه، افرادی هم هستند که  از نگاه کردن  بر اندام وبدن خود، گریزان میباشند و بقیه را هم تشویق و تحریک میکنند که چنین رفتاری با بدن خود داشته باشند، که البته  اقدامی بی فایده است.

برخی افراد هستند از نگاه کردن بر بازتاب خود درآئینه یا سایرانعکاس دهنده ها، فراری هستند. برخی از افراد از پوشیدن یا خریدن لباس های اندام نما درمحیط خلوت و خصوصی پرهیز میکنند.

بعضی از لمس کردن بدن یا نگاه کردن بر بدن برهنه خویش، دوری میکنند. برخی ازمردم نیز ازبرقراری تماس فیزیکی نزدیک با دیگران مشروع(بعنوان مثال، رابطه جنسی با همسر، بوسیدن ویا درآغوش گرفتن نزدیکان) می گریزند یا خیلی کم چنین اعمالی را انجام میدهند، بدلیل اینکه از “شکل  اندام» خود شان ناراضی وناراحت هستند.

پرهیز یا دوری گزیدن از بدن نیزمیتواند مشغولیت ذهنی نسبت به «شکل  اندام» را حفظ کند!

بیشتر مردم ازبدن هایشان دوری میکنند چون  می ترسند بقدری چاق هستند که  هیچ لباس تازه ای فیت یا متناسب بدن آنها نیست. یا از تماس جسمی خود داری میکنند، می ترسند چون خیلی چاق هستند،ازطرف دیگران ترد شوند.

درحالیکه هدف از این دوری گزیدن، ممکن است  نوعی گریز از پریشانحالی یا ناراحتی باشد، بر «شکل  اندام»شان هنوز متمرکز باشند و نسبت به قبل مشغولیت ذهنی کمتری داشته باشند!

درواقع، پریشانحالی ممکن است حتی بدتر از هروقت دیگرباشد چون  بخودشان این شانس یا فرصت را نمیدهند که بفهمند، شاید ترس شان واقعی نیست؛

اینکه  احتمالاً لباس های تازه فیت تن شان بوده و خیلی خوب بنظر می رسیدند، و اینکه آنها بخاطر «شکل  اندام» شان هیچوقت از طرف دوستان مورد ترد واقع نمی شوند.

اغلب اوقات، ترس های شما بمراتب خیلی بدتر از واقعیت هستند.

بهمن ابراهیمی

 

مدلهای علمی معالجه اختلال تغذیه ای

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!