پس از دچار شدن به هوس!(۳)

ازخودتان سئوال کنید: از این تجربه پرخوری که الان مرتکبش شدی چه چیزی یاد گرفتی؟

آیا فهمیدی چه چیزی کلید این هوس  کنترل ناپذیر را در شما روشن ساخت؟

بعد از اینکه «سئوالات شناسایی» را مطرح کردید، احتمالا پاسخی را به آنها خواهید داد.

اگر چنانچه شما با تکنیک های چهار کلید طلایی لاغری دائمی آشنا باشید و آنها را اجرا کرده باشید، قطعاً با علائم و سیگنال گرسنگی بدنی و جسمی آشنایی دارید و میتوانید بفهمید که فرق بین گرسنگی عاطفی و هیجانی با گرسنگی واقعی در چیست و اساساً هوس ها را خیلی راحت تر شناسایی میکنید

برهمین اساس، پس از اندکی درنگ و تامل، می فهمید که در این لحظه خوردن تنقلات و شیرینی یا هر غذای دیگری نمی تواند مشکلی را از شما برطرف سازد،

چون بخوبی میدانید که وظیفه اصلی و ذاتی مواد غذایی، پاسخ به گرسنگی بدنی می باشد!و بجز رفع گرسنگی و تامین مواد مغذی بدن هیچ مشکلی را نمی توانند برطرف کنند.

اگر شما واقعاً گرسنه هستید، یعنی از نظر بدنی و جسمی گرسنگی دارید، پس  بهتر است برای خوردن عجله کنید و بخودتان گرسنگی ندهید! چون گرسنگی کشیدن و گرسنگی دادن به خود و دیگران، اولین علت و مهترین علت چاقی و اضافه وزن شماست! من بطور مفصل در کلید طلایی اول این مطلب را توضیح داده م. لذا هیچ دلیلی برای گرسنگی کشیدن وجود ندارد. وقتی گرسنه هستید حتماً چیزی بخورید حتی اگر بدترین غذاهای  روی زمین باشد.(گرچه توصیه اصلی ما این است که بهترین غذاها و لذیذترین آنها را بخورید)

البته شما میتوانید با یک برنامه ریزی ساده و با انتخاب بهترین مواد غذایی  و سالم ترین آنها بخودتان  و سلامتی تان احترام قائل شوید و درموقع گرسنگی از خودتان به زیباترین شکل پذیرایی کنید. نباید بدن عزیز و گرانمایه و هوشمند خود را همچون باک ماشین پر کنید.عجولانه، بدون فکر، هرچیزی که گیرتان آمد و جلویتان قرار گرفت، بخورید!!!

 

معده و شکم انسان،کیسه زباله نیست!

بله، شما میتوانید داخل بدن تان هر چیزی بریزید، ولی نتیجه اش همان می شود که اکنون ملاحظه میکنید. اما ، وقتی به فکر ساعات و لحظات گرسنگی خودتان باشید و غذاهای کامل و سالمی تدارک ببینید، یعنی  مشغول مراقبت  و مواظبت  از خودتان باشید،  یعنی به خودتان و نیازهای طبیعی و خدا دادی تان احترام قائل باشید، میدانید که  این  مواد غذایی که میخورید  سازنده  سلولهای بدن شما و اندیشه شما و احساس  شما می باشند. می دانید که  افکار، احساسات و شعورانسانی ما بطور مستقیم و غیر مستقیم متاثر از آنچیزیست که میخوریم! پس در آنچه برای خوردن انتخاب میکنیم، بای دقیق و حساس باشیم.

 

فراموش نکرده ایم که بحث ما بر سر هوسهاست و خوردن درهنگام هوس دو مشکل عمده برای ما ایجاد میکند:

 در اولین مرحله پس ازخوردن دچار احساس گناه و پشیمانی می شویم. خودمان را سرزنش میکنیم. احساس دلسردی  و نومیدی به ما دست میدهد چون نتوانستیم جلوی خودمان را بگیریم

حال اگرهوس تان برشما غلبه کرد و دچار بینچ شدید(یعنی بدون کنترل  به پرخوری پرداختید) بعداً باید موضوع را کاملاً فراموش کنید! چونکه نمی توانید گذشته را برگردانید. زخم زبان و سرزنش ذهنی  و مشغولیت ذهنی به عواقب پرخوری تان، نمی تواند کمکی به شما بکند.

بهترین راه این است که خود را ببخشید و قضیه را فراموش کنید.

دست خود را بگیرید و از زمین بلند کنید و برای یک حرکت مجدد و اقدام تازه درجهت رهایی از هوس ها، تلاش کنید.

اگر واقعاً خود را بخشیده باشید، پس هرچه راجع به موضوع باشد، فراموش کرده اید.

اگر همچنان به ناپرهیزی و ریزه خواری و پرخوری هوس آلود خود فکر کنید، بطور واقعی خودتان را عفو نکرده اید، یعنی هنوز از خودتان نفرت دارید.

این سندروم فکری بیهوده را رها کنید که؛ «اگر من این کار را نکرده بودم….»،

«اگر من آن خوراکی را نخورده بودم…. الان  اینهمه  چاق نشده بودم»

 

مشکل دیگری به تغذیه عاطفی و خود تخریبی مربوط می شود.

به هرحال ممکن است شما به هردلیلی برای خوردن خارج از ضابطه طبیعی، تحریک شوید و به سراغ خوراکی ها بروید.

اما درهنگام تغذیه،بسیاری از افراد دچار تغذیه بینچ یا کنترل ناپذیر می شوند و به پرخوری بسیار مخرب دست می زنند.

بدیهی است که این موضوع به هوس اولیه مربوط نمی شود، بلکه کاملا موید و نشان دهنده یک نوع اختلال می باشد.

اگر شما غذایی را بخاطر بیحس کردن  احساس منفی  یا سرپوش گذاشتن برناراحتی و فشار عصبی تان  بخورید، در گام نخست بهترین اقدام این است که به  سئوالات تشخیصی برگردید، وازخودتان بپرسید:

آیا  حالت عاطفی  و احساسی من یا آن موقعیت برانگیزنده و ناراحت کننده، با خوردن این غذا «برای همیشه از بین رفت و بعداً به سراغ من نخواهد آمد»؟

قطعاً چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد که ناراحتی عاطفی شما برای همیشه خاموش شده باشد. پس باید منتظر باشید که بازهم به سراغ شما بیاید، با این آگاهی و با تجربه شکست قبلی و درسی که از آن گرفته اید، نسبت به همیشه مهیاتر هستید و دشمن شما ضعیف تر شده است. البته اگر تکنیک های هوس زدایی را هم تمرین کرده باشید و طرفندهایی توصیه شده را هم بلد باشید، دست تان در دادن پاسخ معقول به هوس، بازتر است.

راه حل مطمئن برای جلوگیری از تغذیه بینچ، این است که اولاً هرگز به خودتان گرسنگی بدنی ندهید. و بدن خود را مستعد پرخوری نسازید، وقتی به ملایمت و ملاطفت به هنگام گرسنگی به بدن تان غذا برسانید، اگر اوقاتی هم دچار هوس به خوردن شوید، حداقل عقده یا نیاز سرکوب شده ای در شما نیست که باعث تغذیه بینج بشود.

حالا تصور کنیم شما هیچ یک از اقدامات پیش گفته را بعمل نیاوردید، با اینحال، همچنان شما دارای فرصت و قدرت کنترل برخویشتن هستید و میتوانید بطور قابل ملاحظه ای جلوی پرخوری هیجانی و عاطفی را بگیرید، چطوری؟

با تغذیه آرام و هوشیارانه!

ادامه دارد…

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!