وقتی که غذا میخورید،فقط غذا بخورید و بس!

ضرورت هوشیاری و حضور ذهن در هنگام تغذیه

وقتی که غذا میخورید،فقط غذا بخورید و بس!

آگاهی و حضور ذهن داشتن یک ابزار فوق العاده قدرتمند برای دست یابی به جنبه سری و مخفی تغذیه می باشد. حضور ذهن یا همان هوشیاری بهترین چاشنی یا طعم دهنده ایست که شما میتوانید به غذاهایتان اضافه کنید.

حضور ذهن، یعنی توجه ورزیدن سنجیده و تعمدی، آگاهی کامل داشتن از آنچه در درون شما، در ذهن تان، در بدن و قلب و روح تان واقع می شود و همچنین در محیط اطراف تان.

حضور ذهن یعنی هوشیاری بدون قضاوت یا انتقاد نسبت به آنچه که در لحظه اکنون واقع می شود.

 

تشخیص دادن انواع متفاوت گرسنگی:

گرسنگی چشمی:

بطور مسلم بیشتر ما در ساعاتی از روز دچار گرسنگی چشمی می شویم. یعنی می بینم و دلمان میخواهد که بخوریم. سیر هستیم ولی بخودمان میگوئیم: «بی خیال بابا برای چند لقمه که جا پیدا میشه، حیف از این غذای خوشمزه ننیست!

گرسنگی دهانی: آب افتادن دهان به هنگام دیدن غذاهای لذیذ. یعنی اینکه من به احساسات وشور هیجانات بیشتری نیازدارم، احساسات متفاوتی که بتوانم لذت تنوع را بچشم!

گرسنگی معده ای یا شکمی: همان غار وغورها، انقباضهای عضلانی و خالی شدن معده است. یعنی من به غذا نیازدارم.

گرسنگی بدنی یا سلولی: سرمنشاء آن هوس های غیرمعمول است. هوس هایی که به ما می گویند سلولهای بدن ما از یکسری کمبودها رنج می برند.گاهی با ضعف و سستی خود را نشان میدهد.جالب است بدانید که وقتی شتاب و عجله دارید، خیلی زود ناپدید می شود،  این گرسنگی فاقد انرژی و شفافیت می باشد.

گرسنگی ذهنی:  ترکیب تمام صداهایی می باشد که راجع به غذا صحبت میکنند، این صدای رسانه هاست، صداهایی که تحریک میکنند، می ترسانند، سرزنش میکنند وما را فقط از خوردن پرهیزمیکنند.

گرسنگی قلبی: صمیمیتی است که درهنگام پختن و آماده کردن غذا یا پختن غذا برای فردی که دوست داریم و علاقمند هستیم. صمیمتی که وقتی کسی برای ما غذا میدهد بوجود می آید. این یک ارتباط حقیقی است.

واقعی بودن گرسنگی جسمی و بدنی را چک کنید.

اگرگرسنگی تان واقعی نبود،کشف کنید که چه نوع گرسنگی است. سعی کنید آنرا ارضاء نمائید. از راه حلهای درمانی جایگزین استفاده کنید: مایعات بنوشید، غذا را فقط بو بکشید، مقدار کمی از آنرا با هوشیاری کامل بخورید و لذت ببرید، به دوستی زنگ بزنید و ذهن تان مشغول سازید، کتابی بخوانید، از آن محیط بیرون بروید، حمام گرم بگیرید، در فضای مجازی خود را سرگرم کنید، به محبت و عشق ورزی پناه ببرید که بهترین پناهگاه هست.

غذاهایی را بخورید که دلتان میخواهد؛

ولی بنشینید، با حوصله و آرامش و به آرامی و با هوشیاری بخورید. سعی کنید با خودتان مثل یک میهمان رفتار کنید؛ با قرار دادن شمع ها و دسته گل و چیدن منظم ظروف. این کار گرسنگی قلبی شما را معالجه میکند.

در نحوه کار وتعامل با گرسنگی دهانی تان، خلاقیت بخرج دهید.:
جشن و میهمانی در دهان لازمه اش توجه و دقت به طعم و مزه لقمه ی داخل دهان می باشد.ذهن تان را روی افکار پریشان و متعدد در گذشته و آینده بکنید و جشن دهان تان که هم اکنون برگزار می شود، شرکت بدهید.

از بشقابها، کاسه ها، سرویس های قاشق و چنگال کوچکتر در خوردن استفاده کنید:

ظرف خوراکی ها را بدور از چشم خودتان بگذارید. چقدر ارزشمند است که شما مقداری از غذایتان را نخورده در ظرف باقی بگذارید. یا آنرا نگهدارید و برای درست کردن کمپوست بسپارید، تا اینکه بخواهیم به شکم بریزید.تقریباً دو سوم آن مقدارغذایی را که در نگاه اول دلتان میخواهد بخورید.
بعد از خوردن این مقدار،مجدد انواع متفاوت گرسنگی را پیش از اقدام به خوردن چک کنید.

مقدار کمی خوردن و مزمزه کردن غذا برای چند ثانیه، در تولید احساس سیری کامل بسیارکمک کننده است. احساس سیری به انسان بعد از ۲۰ دقیقه از شروع تغذیه دست میدهد. شما می توانید با آرام جویدن لقمه ۲۰ لقمه بخورید، یا با افزودن به سرعت تان آنرا به ۳۰ یا ۴۰ یا ۵۰ تا برسانید. هرچقدربالاتر بروید، اضافه وزن بیشتری را برای خود می خرید.

نسبت به روشن بودن موتور” گرسنگی ذهنی” آگاه و هوشیارباشید:

اجازه ندهید شما را دستپاچه و مضطرب کند تا به خریدن و انبار کردن انواع و اقسام مواد غذایی مازاد وخوراکی های فاقد ارزش غذایی اقدام کنید.گرسنگی ذهنی خطرناک است مثل مار خوش خط و خال می ماند.

فقط مقداری بخورید که “سیر” شوید، نه اینکه معده و شکم تانرا “انبار” کنید.در صورتی که با هوشیاری و به آرامی بخورید، بزودی تفاوت بین این دو را خواهید فهمید.

اکنون که میدانید غذا روحیه را تغییر میدهد، میتوانید از دانش و علم خودتان بصورت ماهرانه و هنرمندانه استفاده کنید. برای مثال، وقتی که حالتان خوب نیست و روحیه تان افت پیدا میکند، میتوانید همان تنقلاتی را که قبلاً عجولانه از پاکت و بسته شان در آورده و در یک چشم بهم زدن می خوردید، با آرامش بیشتر وحوصله مزمزه کنید و از طعم آن لذت ببرید، و شاهد تغییراتی باشید که در روحیه شما تولید می شود. البته شما میتوانید قلب خودتان را بدون غذا خوردن هم با شیوه های متفاوت دیگری به آرامش و تسکین برسانید.

روحیه منفی یا معنویت خود را به هرشکل و صورتی که میدانید، ارتقاء بدهید.

با خدا راز و نیاز کنید چون داشتن معنویت خالص و ناب به شما نوعی آزادی خواهد بخشید. این آزادی میتواند از چیزهای رنج آور و تلخ، آزادی برای داشتن انتخاب های بهتر، و آزادی برای یافتن خوشبختی و شادمانی و خرسندی از تمام آنچه که هم اکنون صاحب هستیم، ولی از دیدن شان غفلت میکنیم، بیانجامد. هیچ چیز به اندازه تسلیم بودن و شکرگزاری کردن درد های انسان را تسکین نمیدهد. وقتی درد روانی و روحی تان آرامش بیابد قطعاً نیازی به خوراکی نخواهید داشت.

تلاش نکنید کار نشدنی را شدنی بسازید!

شما نمی توانید کاری که طبیعتاً یک سال طول می کشد در یک روز یا حتی یک ماه انجام بدهید. تغییر عادت های غذایی شما ازجمله این کارهاست که باید حداقل یک سال روی آن کار کنید. سعی کنید برای هر روز خود یک تغییر خیلی کوچک را درنظر بگیرید، وقتی این تغییرات کوچک طی یک سال یا دو سال جمع شوند، به نتیجه بزرگی ختم خواهد شد.

شما می توانید:
فقط یک وعده غذایی خود را به آرامی و با هوشیاری، در کمال سکوت و با توجه و تمرکز به داخل دهان تان نوش جان کنید.

می توانید فقط سه قاشق یا لقمه اول از هر وعده غذایی را در سکوت،آرامش و هوشیاری کامل بخورید.

زمین گذاشتن قاشق،چنگال یا فنجان روی زمین درفاصله بین لقمه ها،حتی برای خوردن فقط قسمتی از غذا

از دوستان یا اعضای خانواده بخواهید شما را در رژیم غذایی جدیدتان یاری کنید و به مدت ۱۰ دقیقه در سکوت غذا بخورید

ازتغذیه کردن به هنگام مطالعه یا تماشای تلویزیون خودداری کنید.یک صفحه بخوانید،سپس با هوشیاری لقمه خود را بجوید،وسپس صفحه بعد را بخوانید.

یک وعده غذای تشریفاتی فراهم کنید.

نسبت به پرهیز یا نخوردن یا نیاشامیدن در حال ایستاده و حرکت،متعهد باشید.

 

بیاد داشته باشید هریک از گرسنگی ها چه غذایی لازم دارد و مواد مغذی موردنظر را تدارک ببینید:
گرسنگی چشمی: غذای گرسنگی چشمی، رنگ، شکل، جنبش، بازی نور و روشنایی، زیبایی می باشد.

گرسنگی بینی: بوی خوش و عطر دلنشین

گرسنگی دهانی:تنوع در حسیات، شدت طعم و مزه، تفاوت در بافت غذاها

گرسنگی معده ای: باید کاری انجام بدهم، اما نه خیلی فشرده و تمام عیار. بخودم اندکی وقت استراحت بدهم.

گرسنگی بدنی/سلولی: مقدار و میزان مناسب و سالم از مایعات، الکترولیت ها،ویتامین ها، پروتئین ها،کربوهیدرات ها، و چربی ها نیاز دارم.

گرسنگی مغزی: گرسنگی برای دانش جدید، کسب مهارت های جدید، تحقیق کردن بواسطه تغذیه هوشیارانه …

گرسنگی قلبی: گرسنگی برای داشتن یک رابطه صمیمانه و عاشقانه، زیبایی،آرامش،طبیعت،کودک،حیوانات،باغبانی،ورزش،خلاقیت،موسیقی،هنر،رقص،سکوت، وقت برای تمرین معنوی. مدیتیشن!

اگرماگرسنگی قلبی را تشخیص ندهیم وغذای مخصوص آنرا ندهیم، همیشه دچار احساس گرسنگی خواهیم بود، بدون اینکه واقعاً اهمیت داشته باشد در طول روز چقدر خوراکی خورده ایم!!

 

احساس خالی شدن و بی انرژی بودن، گرسنگی، خستگی،کاملا قابل قبولی  هستند، ولی خوردن غذا را در پاسخ به هر وضعیت عاطفی و جسمی دردآلود نمی پسندیم.

اگر بتوانیم بخاطر این تجربیات در لحظه حاضر بمانیم و توقف کنیم، به مراتب خیلی بیشتر از حرکت و جنبش، و تلاش و کوشش برای تحت کنترل درآوردن،

و تلاش برای ارضاء امیال،

از دریای عمیق درون خودمان یاد خواهیم گرفت.

اگر قادر باشیم در لحظه حاضرتوقف کنیم، سبب می شود تا ترس از مواجه شده با گرسنگی، خستگی، خالی شدن، تنهایی و درد ازبین برود.

وصد البته غذا خوردن برای خاموش ساختن این احساسات را بتدریج ترک خواهیم کرد.

تمرینات مدیتیشن به تغذیه هوشیارانه و آگاهانه مرتبط است
۱-حضور در لحظه حال ازطریق تنفس عمیق
۲- اسکن کردن بدن: حضور در لحظه کنونی با استفاده از تمرکر کردن روی احساسات هرکدام از اندام ها و قسمت های بدن
۳- اسکن کردن بدن با دوست داشتن ملایمت و مهربانی یا شکرگزاری بخاطر هرکدام از اجزای بدن
۴- مشاهده عمیق و اندیشمندانه غذا،با استفاده از چشم درونی برای ارتباط با تمام عوامل و عناصری که در تولید و به ثمر نشاندن این غذا در رسیدن آن به لقمه ای خوشمزه دخالت داشته اند.
۵- چک کردن و بررسی نمودن انواع گرسنگی به هنگامی که گرسنگی شروع می شود، قبل از خوردن، قبل از گذشت ثانیه ها.
۶- هوشیار و آگاه بودن از احساس سیری و جریان سیر شدن آرام و تدریجی در جریان غذا خوردن

لطفاً این مطالب را بارها و بارها بخوانید و با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

ترجمه بهمن ابراهیمی

آیا ازخودتان پرسیده اید که چرا بدن ذخیره گاه چربی هاست؟

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!