وزن متعادل در گرو زندگی متعادل بدست میاد!

یاد بگیرید چطوری طبق نقشه، دست پخت زندگی تان را عوض کنید!

By Bob Wilson BS, DTR

 

وییییژژژژژژژژژژژژژ! یکی کمکم بکنه!سرعتم خیلی زیاده، نمی تونم ترمزکنم، دارم میرم ته دره!!

زندگی مدرن امروزی  مخصوصاً درکلان شهرها، زندگی طبق سلیقه شخصی نیست، میدان رقابت و گاهی اوقات میدان مبارزه وجنگ  برای زیستن تبدیل شده است.همه ما در یک محیط بسیار شلوغ، پرهیاهو و فوق العاده تحریک آمیز زندگی میکنیم.

این محیط با محرک های ویژه ای که ازنظر فرهنگی و اجتماعی و رسانه ای  طراحی  شده  همه ما را به تلاش بی وقفه، احساس فرسودگی، اجبار ورقابت  برای زیستن فرا میخواند.

 

بارزترین شکل این زندگی، چند شغله بودن  اکثرما می باشد.

طبق این فرهنگ حاکم، وقتی فقط مشغول انجام دادن یک کار خاص باشیم، یا اصلاً کاری انجام ندهیم و مشغول استراحت باشیم، یعنی مشغول بطالت و هدر دادن وقت مان هستیم!!

لذت نبردن از کار سهم مشترک همه ماست،چرا؟

چون در یک لحظه چند کار را با همدیگر انجام میدهیم.وقتی مشغول یک کارهستیم، در همان لحظه به کاری دیگری نیز مشغولیم و یا درافکار دیگری غرق هستیم.

آیا به نظرتان ما به یک ماشین کار(تراکتور و بولدزر و…) تبدیل نشده ایم بجای اینکه موجود انسانی باشیم؟

بقدری معتاد به استفاده از لوازم تکنولوژی ومصرف هستیم  که در مورد اکثریت ما بساط زندگی خردمندانه، توام با آرامش درونی و لذت بردن از زندگی به فراموشی سپرده شده است. به کجا چنین شتابان؟

 

حرکت آهسته در چنین اجتماعی یعنی اقدامی ضد زندگی!

ما با انتخاب جمعی خویش(افکار و اندیشه های جمعی مان)فرهنگ نامتعادل و نامتوازنی را را خلق کرده ایم!

ما سبکی از زندگی را خلق کرده ایم که حقیقتاً تحمل ناپذیر شده است.

فشار همتایان و نزدیکان و فرهنگی ما را در درون “سیلاب افراط و زیاده روی” غرق کرده،  چونکه همانند کودکان از سرگرمی های های خودمان احساس امنیت کاذب بدست می آوریم. نمیدانیم این اسبی که سوار شده ایم و تاخت می رویم، اسب چوبی است!

چطوری می توانیم خود را رهایی ببخشیم؟ چطوری  می توانیم بخودمان اعتماد کنیم؟

مقدمه هرتغییر شیوه زندگی، نیازمندتعیین قصد و هدف، تشویق، و تمرین بسیار می باشد.

برای اینکه گام نخست را برداریم،  پذیرش مسئولیت  درجه و شدت فعالیت فعلی تان می باشد. یعنی اینکه بدون هرگونه سرزنشی(خواه خود یا دیگری)، به نتایج  حاصل از فعالیت خود توجه کنید. سپس فکر کنید برای بدست آوردن آینده چه چیزی را میتوانید تغییر بدهید؟

بنابراین زندگی شما میتواند متفاوت از آنچیزی باشد که اکنون هست.

برای تغییر در دستورالعمل های زندگی تان، حتماً به برداشتن گام های کوتاه یا کوچک فکرکنید.

انتخاب انسان لحظه به لحظه است

سعی کنید هرلحظه یک انتخاب جدید را جایگزین یک انتخاب قدیمی بسازید.

از سرعت خود بکاهید، برآنچه که هم اکنون انجام میدهید،وقت بگذارید.

انتخاب هایی که هرلحظه بعمل می آوریم، افکاری که در سرمی پروریم، درست مثل بذرهایی هستند که برای ایجاد تعادل و توزان در باغ زندگی مان می کاریم.

عادت به هجوم بردن و تصرف یکجای همه چیز باعث توهم خوشبختی در ما شده است؛

این باور را از ذهن تان دور بریزیدکه چرخ پرتلاش زندگی بتواند به شما همه چیز بدهد!

در روی چرخ زندگی سریعترین، ثروتمندترین، لاغرترین، با هوش ترین،  هیچ چیزی را به اثبات نمی رساند.

از قطار سریع السیر «ترین»  پیاده شوید!

آرام بگیرید، نظاره کنید، و بگذارید که زندگی مثل  رودی در بستری آرام  برای پیوستن به دریا پیش برود

اندک اندک با درنگ کردن و ترمز کردن، سعی کنید موتور معنویت احساسی و عاطفی را درخود روشن سازید.

 

چرا که فقط به مدد چنین موتوری میتوانید از کارتان و زندگی تان لذت ببرید و احساس خوشبختی کنید.

در برنامه تغییر سبک و الگوی زندگی، یادداشت کردن اتفاقات خیلی مهم است.هر ایده ای که به سرتان می زند را روی کارت مخصوصی یادداشت کنید و آنها را در فرصت مناسب مرور کنید:

به لحظه حال و اکنون دقت کنید که در بدن شما چه حسی و حالی جریان دارد. اگرکار فشرده و سنگین دارید دقت کنید که چه تاثیری بر روی انتخاب های شما در سبک زندگی گذاشته است.

وقتی میخواهید استرس خود را بکاهید، مکث کنید، عقربه زمان را اندکی متوقف سازید.

به تمام کارهایی که هم اکنون در زندگی انجام میدهید، نگاهی بیاندازید.

به عادت ذهنی «تهاجم» و «فشار» توجه کنید. ذهن ما به حالت فشار معتاد شده است چون به جاری شدن سیلاب آدرنالین بعنوان هرمون مخدر طبیعی نیاز دارد.

وقتی مکث کردید می توانید از خودتان بپرسید: آیا به این کارالان  نیاز دارید؟ واقعاً؟ وقتی میخواهید ماشینی را بخرید؟ وسیله ای را به منزلتان اضافه کنید؟  و هرچیزی از خودتان بپرسید، آیا واقعاً به آن نیاز دارید؟راجع به آن هوشیارو آگاه باشید.آیا اولویت بندی کرده اید؟ چه چیزی واقعاً مهمترین است؟

اگرانتخاب کنید که هیچ کدام از این کارها را  انجام ندهید، در درون شما چه اتفاقی می افتد؟ مثلاً انتخاب کنید که فقط برخی کارها را انجام دهید در مقابل انجام ندادن همه کارها؟ آیا ذهن تان آرام تر و روشن تر نمیشود؟تمرکزتان بالا نمی رود؟

ادامه دارد…

 

وقتی که غذا میخورید،فقط غذا بخورید و بس!

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!