هنگامی که جامعه به چاقی معتاد می شود!

افراد چاق

اعتیاد بطورکلی میتواند به دو مقوله اصلی تقسیم شوند:

اعتیاد به ماده : الکل، داروها، نیکوتین، کافئین، غذا، و …

و اعتیاد به فرایند ها: اندوختن پول، قمار، سکس، کار،  باورها واعتقادات، یا نگرانی.

در واقع هرفرایندی که درآن ما بی اختیار شویم،کنترل ما از دست خارج شود، سبب شود کاری بکنیم یا به چیزهایی فکر کنیم که درتضاد با ارزش های فردی مان باشد و بطور روزافزون ما را به سمت تمایلات وسواسی و جبری سوق میدهد، اعتیاد نامیده می شود.

یک علامت مطمئن اعتیاد نیاز ناگهانی به فریب دادن و اغفال خودمان و دیگران است. ازجمله دروغ گفتن، انکارکردن وسرپوش گذاشتن.

اعتیاد هرچیزیست که ما احساس بکنیم برای دروغ گفتن راجع به آن وسوسه می شویم.

اعتیاد هرچیزیست که ما مایل نیستیم رهایش کنیم…

شبیه هربیماری خطرناک، اعتیاد نیز پیشرونده است و بالاخره منجر به تباهی می شود، مگر اینکه فعالانه آنرا درمان و معالجه کنیم.

دراعتیاد ما بجای اتکا و اعتماد بردانش وحواس خود، به پنداشت های مغشوش، مخدوش و مبهم خودمان تکیه می زنیم، ارتباط با خودمان را از دست میدهیم، درعینحال ارتباط مان با دیگران و جهان اطراف مانرا همینطور.

 اعتیاد حسیات و ادراکات ورودی ما را خفه میکند و به انحراف می کشاند. بالاخره ما توانایی مان برای ارتباط صمیمانه با دیگران را از دست میدهیم.

 اعتیاد ما را از مسئولیت پذیری راجع به زندگی مان معزول می دارد. درفرایند اعتیاد می پنداریم که برخی افراد… یا برخی چیزها… بیرون ازما، ما را به سوی کارهای بهتر سوق میدهند.

یک بخش اساسی تغییریا نجات از سبک ها و الگوهای ناسالم وزیان آور زندگی(اعتیاد) آموزش و یادگیری درباره«الگوها»ست، یعنی اینکه بدانیم چگونه این عادت یا الگوها شروع می شوند، وچه نیروهایی درتولید آنها تاثیرگذارهستند(نیروهای شرطی ساز)، و کدام نیروی درونی و بیرونی سبب می شوند این عادتها تداوم پیدا کنند یا پس از حذف مجدد ظاهر شوند.

وقتی کتاب  “هنگامی که جامعه معتاد می شود” اثر ان ویلسون اسکاف را میخوانی به این شناخت می رسی که چگونه خانواده و جامعه مدرنی که در آن زندگی میکنیم میتواند معتاد باشد و عمیقاً روی انسان تاثیر بگذارند. یا کدام علائم هشدار دهنده را باید مواظب باشیم و جستجو کنیم که درحال کشیده شدن به درون شیوه های کهنه و قدیمی پاسخدهی به محرک ها و عوامل اعتیاد آور هستیم، و اینکه چگونه بایدشاخص هایا معیارهای اصلاحی برای دگرگونی اعتیادخویش را بدست آوریم.

نویسنده کتاب میگوید: “من می فهمم که ازخانواده ای کاملاً ازهم گسیخته بیرون آمده ام،خانواده بشری، وفرهنگ آمریکایی بعنوان سمبل مادیگرایی وامثالهم عواملی هستند که من عمیقاً تحت نفوذ و تاثیرآن قرار گرفته و شرطی گشته ام. جامعه ما به مرز هشدار دهنده ازتباه کنندگی  شهروندانش نزدیک شده است. بیش ازآنکه درجستجوی شیوه هایی برای تغییرباشیم، خودمانرا حفظ کنیم ونجات بدهیم، روز به روز محافظه کارتر، ازخود راضی ترشده  و درموضع دفاعی نسبت به وضع موجود قرار میگیریم.

برخی ازکسانی که می فهمند و نسبت به مشکلات فزاینده توجه میکنند با انکاریکپارچه و گسترده روبرو میشوند. هنگامی که نامزدهای این گروه ها برای شرکت در انتخابات پافشاری میکنند، برگزیده نمی شوند. و وقتی آنان ما را با آنچه که میدانند  رو درو می سازند، مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته ، و یا به بدنامی و کج فهمی متهم می شوند.”

این وضعیت جامعه آمریکا ازنظر واکنش به موضوع اعتیاد اجتماعیست!

اگر ما هم فکرکنیم که تافته جدا بافته هستیم، و از ریسک فاکتورهای فرهنگی که جامعه امریکا را تهدید میکند، مصون هستیم، احتمالاً خیلی آسانتر و سریعتر از جامعه آمریکا به ارزش های تباه کننده مادیگرایی وابسته می شویم، ولو اینکه سعی کنیم چهره خود را با ارزش های ملی و مذهبی بپوشانیم.

شاید امروز اعتیاد به برخی مواد درمقایسه با جامعه امریکا کمتر باشد، ولی روند کلی حاکم برجامعه ایرانی نشان میدهد که خیز نسل جوان و ازجمله طبقه مرفه اجتماعی به سوی اعتیاد اجتماعی بسیار سریع و وحشتناک و گسترده است.

خوب البته کسانی که مسئولیت فرهنگی و اجتماعی نمیخواهند براین واقعیت صحه بگذارند ولی آنچه که مظاهر عمومی نشان میدهد بطرز آشکار بازتاب اعتیاد اجتماعی است. گسترش وسرازیرشدن الگوهای فرهنگ طبقه مرفه در لایه های پاییون اجتماع،‌ مصرف زدگی را به واقعیت ملی تک تک ما تبدیل ساخته است. واقعیتی که میزان استعداد اعتیاد در جامعه ما را نشان میدهد.

اعتیاد به خرید

وابستگی به اشیاء مادی درمیان خانواده ها و گسترش مواد توهم زا درمیان نوجوانان و جوانان چراغ خطریست که جامعه درحال معتاد شدن است.

 

اما یک خبر خوش وجود دارد و آن اینکه ، همانند فرد معتاد، سیستم اعتیادی درجامعه را هم  میتوان درمان ومعالجه کرد. ما بایستی بپذیریم جامعه ای که ما نگران آن هستیم دارای یک بیماریست و درعینحال میتواند ازآن بیماری بهبود یابد.

وهمچنین بایستی به انجام اقدامات  اساسی و ضروری در راستای حرکت به سمت احیاء و بازیابی تمایل و برنامه ریزی داشته باشیم.

ما باید بپذیریم که جامعه ما بخاطر حاکمیت ارزش های اعتیاد، بمنظور معالجه و درمان مشکلات خود شدیداً به خرید و مصرف محصولات مختلف پناه می برد. خلاء عاطفی و رنج های ناشی از استرس و افسردگی که عمدتا با خرید کردن کالا و خدمات پر می شود، بخشی از فرایند اعتیاد اجتماعی هستند.

پایین بودن فاکتورهای عزت نفس عمومی  باعث شده است که اقشار جوان و عمدتاً دختران و بانوان به سمت انواع جراحی های زیبایی، مصرف محصولات آرایشی و وابستگی شدید به استفاده ازآنها گرایش یابند، که درنوع خود وابستگی اجتماعی به حساب می آید.

پدیده چاقی که امروزه اپیدمی شده و دامن اکثر مردم را گرفته است، بدون توجه و درنگ  در قابلیت های ذاتی و طبیعی بدن و وجود انسان، صرفاً بوسیله خرید محصولات معالجه می شود. والبته این معالجات هیچوقت موجب رفع مشکل نشده و نخواهد شد. چون روندیست در راستای اعتیاد اجتماعی.

به این ترتیب کسانی که خارج از الگوهای اعتیاد اجتماعی میخواهند به درمان یک معضل اقدام کنند، احساس تنهایی میکنند.

کسی که مکانیسم های تبلیغ شده و از پیش طراحی شده اجتماعی را زیر پا میگذارد و با اتکا به قابلیت های شخصی خودش به معالجه و درمان اقدام میکند،از جانب افراد معتاد مورد پذیرش قرار نمیگیرد.

اعتیاد به چاقی. روش های لاغری

چرا بایستی انسان به روشی لاغر شود که هیچ افتخاری مبنی بر هزینه سرم آور، اسم یک پزشک معتبر، آدرس یک دکان معتبر در بالای شهر به نام مطب را نداشته باشد که به فک و فامیل پز بدهد.

 

یعنی چه که من با چهار کلید طلایی خودم را لاغر میکنم!!

پزشکش چقدر معروفه؟ چند مرتبه در نمایش تلویزیونی شرکت کرده است؟‌در کدام محله بالای شهر مطب دارد؟ چند منشی دارد؟ درکدام بیمارستان خصوصی ۵ ستاره جراحی میکند؟ هزینه چند میلیون می شود؟

انسان باید به روشی لاغرشود که ملاک های عصر یغماگری اولیه درآن گنجانده شده باشد، والا اصلاَ ارزش ندارد که بخواهی بخودی خود با اتکا به توانایی شخصی  لاغربشی!!

اینکه کار مهمی نیست!

آدم از چاقی بترکه بهتره که اینطوری لاغر بشه!!

کاری که در آن پز دادن نباشه،‌بالا بردن آمپر حسادت فک وفامیل نباشه،هیچ ارزشی نداره.

برخی از افراد هستند بقدری از انواع روشهای لاغری پرهزینه و سرسام آور،‌ضجر آور و خودآزارانه در نزد پزشکان معروف  و جراحی های آنچنانی نام می برند که گویی تنها مشکل شان همین بوده که بروند این کارها را بکنند و بعد زنگ بزنند به این و آن داستانش را تعریف کنند.

درواقع اینها با چاقی هیچ مشکلی ندارند بلکه آنرا فرصت مغتنمی میدانند که در خدمت اعتیاد اجتماعی.

ما با این کار کاری نداریم چرا که بیماری اینها بسیار پیچیده و عمیق است، اما روی سخنم با کسانی است که حقیقتاَ بدنبال رهایی از اعتیاد پیش گفته هستند در موضوع رهایی از چاقی قابلیت های شخصی شما به تنهایی صد در صد برای این مشکل کافیست.
 بهمن ابراهیمی

 

منبع:

The Addictive Personality: Understanding the Addictive Process and Compulsive Behavior by Craig Nakken

When Society Becomes An Addict by Anne Wilson Schaef

 

فضای مجازی یا فضای رژیم های لاغری فریبنده و توهمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!