هنر مقرنس در عهد صفویه

 

دوره صفوی را عهد هنر طلایی ایران می گویند که به راستی این نام گذاری در مورد هنرهای تزیینی از جمله مقرنس مصداق دارد. ولی این عنوان به معنی آن نیست که هنر مندان دوره صفوی دست به ابتکار و اختراع فوق العاده ای زده اند بلکه به علت این است که بر اثر توجه شاهان صفوی مراکز هنری زیاد شد و رشته های مختلف هنری به اوج ترقی خود رسید . بی شک عصر صفوی دوران نوینی در عرضه هنرهای با ارج ایران زمین به شمار می آید .

در این دوره هنر دارای صلابت و یکپارچگی و مهرت استادی منحصر به فردی است که در دوران پس از صفویه کمتر به چشم می خورد . در این دوره برخی از سنتهای هنری مغول کنار رفت و در تلاش آغازگر دست ساخته های نویی عرضه شد. به ویژه در زمان شاه عباس هنرهای این عهد به حد اعلای شکوفایی خود وصال یافت. مقرنس در این دوره کاملا جنبه تزیینی داشت و اغلب با موزاییک و کاشی صورت می گرفت.

نیز هر چهار دسته مقرنس با دقت فراوان به کار رفت و تازگیهایی نیز به ظهور رسید . نخستین نشانه های مقرنسکاری در این عهد در بنای گنبد دار مقبره شیخ صفی الدین اردبیلی در شهر اردبیل متجلی گشت، که متفاوت با فرمهای قبلی و بلکه به صورتی پیشرفته به کار گرفته شده است. نمای خارجی این مقبره که از آجر ساخته شده ، کاشی فیروزه ای ساده و معرق تزیین شده است. درگاه مقبره بلند و دارای طاق هلالی است که در سمت چپ آن حواشی مقرنس کاری شده به خوبی به چشم می خورد .

از دیگر آثاری که نشان دهنده تحول و گسترش عنصر تزیین مقرنس همراه با کاشیکاریهای با ارزش و بی مانند در دوران صفوی باشد از مقرنسهای زیبای عمارت عالی قاپو، مسجد امام اصفهان ، مسجد شیخ لطف الله اصفهان و دیگر آثار این دوره یاد می کنیم که در نوع خود از بهترین موتیفهای مقرنس الهام گرفته شده است. بخصوص مسجد امام بیشتر از نظر مقرنسهای کاشیکاری شده در ایوان مدخل و نیز از نظر فضاهای وسیع و کاشیهای رنگارنگ با نقوش گوناگون و بی نظیر صحن ، ایوانها و همچنین گنبد و محراب دارای اهمیت و اعتبار ویژه ای است. توسعه مقرنسهای آویزان یا استالاکتیکی در مناره خای بالکندار این مسجد از نمونه های بارز دگر گونی این عنصر تزیینی است.

مقرنس گونه ای تاقچه بندی آذینی در زیر گنبد های روی ایوان ها و درگاه ها با آجر،کاشی و گچ می باشد که در آن هر رده از تاقچه ها از رده زیرین خود پیش می نشیند تا درگاه به هم آید.در حقیقت،مقرنس اساساً یک هنر تزیینی هندسی است که هدف تزیینی آن در درجه اول ایجاد سایه روشن و القاء خطوط و در درجه دوم فراهم نمودن سطوح بیشتر برای اجرای تزیینات ظریف تری هم چون آجر چینی،گچ بری،موزاییک کاری و نقاشی می باشد.

در سرزمین ایران مقرنس کاری به عنوان هنری والا و شکوهمند همواره مورد توجه هنرمندان معمار قرار گرفته به طوری که رد پای این عنصر زینتی را در اغلب آثار معماری بر جای مانده از دوران های مختلف حکومتی می توان جستجو نمود. در دوره ی صفویه که یکی از دوران های مهم و با صلابت ایران زمین می باشد، مقرنس به عنوان عنصری شکوهمند جلوه گر شده است.در این برهه ی زمانی هنر مقرنس کاری دارای وحدت و مهارت منحصر به فردی است که در دوران های گذشته کم تر به چشم می خورد.

در پژوهش حاضر ابتدا به معرفی عنصر زینتی مقرنس در معماری می پردازیم و سپس به بررسی پیشینه تاریخی مقرنس کاری در سرزمین ایران خواهیم پرداخت و در نهایت،با تکیه بر مستندات معماری موجود به بررسی مقرنس کاری دوره صفویه با تکیه بر بنا های شهر اصفهان می پردازیم. نتایج تحقیقات به عمل آمده در این پژوهش نشان می دهد که : دوره ی صفویه دوران تکامل مقرنس کاری در معماری به حساب می آید.در این زمان،مقرنس به عنوان عنصری کاملاً تزیینی شناخته شده و اغلب با مصالحی هم چون گچ و کاشی کار شده است.هم چنین،دراین عصر معماران هنرمند مقرنس را به روی زمین قالب ریزی می کرده و پس از تکمیل بنا و عمارت به وسیله بست آهنی که در زیر تاق از قبل تعبیه شده مقرنس آماده را به زیر سقف متصل می نمودند.

عالی ترین و زیبا ترین نوع مقرنس اجرا شده در این برهه ی زمانی،مقرنس معلق یااستالاکتیت می باشد که نمونه بارز این نوع مقرنس را می توان در ایوان ورودی مسجد امام اصفهان، مدرسه چهارباغ اصفهان و مسجد شیخ لطف الله اصفهان به تماشا نشست.افزون بر این، مجلل ترین مقرنس کار شده در عصر صفویه که علاوه بر جنبه استالاکتیتی جنبه لانه زنبوری را نیز القاء می کند مقرنس بالای مدخل مدرسه ی مادر شاه اصفهان می باشد که درنوع خود از بهترین موتیف های مقرنس الهام گرفته است.

در مورد چگونگی قرار گرفتن و کاربرد مقرنسها دوران صفویه با سلجوقی تفاوت کلی داشته است : هنرمندان مقرنس ساز عهد سلجوقی ، هماهنگ با بالا آمدن ساختمان جرزها و دیوارهای جانبی بنا به هنگام قوس دادن آنها مقرنسها را با پس و پیش به کار بردن آجر ها می ساخته اند، تا جایی که در نوک از تعداد قرنیزها کم و پوشش مقرنسدار زیر گنبد یا طاق ایوان کامل شود؛ اما در زمان صفویه مقرنسها را بر روی زمین قالب میریختند و پس از تکمیل بنا و عمارت با بستهایی که زیر طاق از پیش تعبیه می شده است مقرنسهای آماده را به زیر سقف متصل میکرده اند و این کار از پایین به بالا صورت می گرفته است.

 

امروز هم این نوع مقرنسکاری در اصفهان ، یزد و شیراز رواج دارد؛ البته در هرکدام از این شهرها شکل ساختن مقرنس فرق میکند. مثلا در اصفهان با چوب مقرنسهای آماده شده را در زیر طاق قرار می دهند ؛ اما در یزد قالبهای مقرنس را به رسنی می بندند و در زیر سقف به صورت آویزان محکم می کنند و پس از آن فاصله بین مقرنسها را با بند کشی پر می کنند و سپس برای تزیین بیشتر روی مقرنس را با نقاشی یا کاشیکاری می پوشانند.

برای نمونه مسجد جامع کبیر یزد را که دارای محراب و سردر مقرنسکاری جالب مزین به کاشیهای زیباست می توان نام برد. در صحن جنوبی بقعه شاه نعمت الله ولی در ماهان کرمان، و نیز در قسمت پشت بنا و داخل رواقها مقرنسهای کار هنرمندان عهد صفوی به چشم می خورد. همچنین حمام گنجعلی خان کرمان مقرنسهای ساده و با ارزشی را در خود جای داده است.

منبع:isfhandicraft.blogfa.com

سنگ تراشی و چوب تراشی هنری به قدمت تاریخ

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!