مگه قول ندادی؛ خدایا غلط کردم دیگه پرخوری نمیکنم؟!

به صدای بدن تان گوش بدهید… با شما حرف می زند!

تجربیات گذشته میتواند کمک تان کند که چطوری به صدای بدن تان گوش بدهید

برگردید به گذشته به ایام تعطیلات و عید، سفر و گردش و جشن عروسی و تولد و….

آیا بیاد میارید که در آن روز و ساعت بخصوص چه حسی داشتید؟

شاید بقدری غذا و تنقلات خوردید که  معده تان بشدت دردگرفت؟
یا اینکه فقط در حد احساس سیری ملایم خورده باشید؟

بیاد می آورید  که غذا آنقدر خوشمزه  و دلچسب و لذیذ بود که  شما بدون توجه به درد معده، و انباشتگی شدید و نفخ شکم همچنان میخوردید.
آیا بیاد دارید که بعدش چه حسی داشتید؟

 آیا به یادمی آورید که به خودت قول دادی؛ خدایا غلط کردم، دیگه پرخوری نمیکنم!!

متاسفانه موقعیت ها و شرایطی وجود دارد که باعث می شود تا ما به راحتی از خودمان،از تعهد و مسئولیتمان چشم پوشی کنیم و به خودمان مرخصی بدهیم برای عهده شکنی!

موقعیت هایی مثل میهمانی، جشن ها، اعیاد و مسافرت باعث می شوند که ما فراموش کنیم  که مسافر چه راهی هستیم و مقصدمان کجاست. و قرار و عهدمان چی بود؟!

ما برحسب عادت همیشگی که غذا را طبق آئین و سنت و شرایط بیرونی مصرف میکنیم،‌ فراموش میکنیم که جوانه تازه ای را در زندگی مان کاشته بودیم و باید مراقبت و مواظبت کنیم تا رشد کند و میوه بدهد.

در جاهایی که بیشتر درمعرض تعارف به خوردن قرار میگیریم به راحتی ممکن است تحت تاثیر شرایط قرار بگیریم. و ازخودمان و بدن مان غفلت کنیم. به راحتی و به سهولت سیگنال ها یا علائم ارسالی از جانب بدنمان را ندیده بگیریم و بی توجه کاملی نسبت به بدن مان داشته باشیم؛  همان علائمی که به ما میگویند که آیا الان من گرسنه ام یا خیر؟ آیا بقدر کافی غذا خورده ام و سیر شده ام یا خیر؟

ما میدانیم که گرسنگی جسمی یا بدنی تنها دلیل اساسی و روشن برای غذا خوردن می باشد.

گرسنگی یک سیگنال کاملا طبیعی بدن  است و وظیفه و ماموریت آن کمک به ما می باشد تا در بهترین زمان و قبل از دیر شدن، کالری، ریزمغذیها،ویتامین ها و املاح  مورد نیاز بدن را به او برسانیم.

وقتی حواس مان به سیگنال گرسنگی و سیری باشد،‌ هیچ وقت دچار پرخوری یا کم خوری نمی شویم و  مکانیسم  بدن را در وضعیت متعادل و طبیعی نگهمیداریم.

شما می توانید با اجرای ۴ کلید طلایی که برطبیعت و  بیولوژیکی بدی تان استوار است، غذا بخورید و هرگز نگران چاقی و اضافه وزن خود نباشید. وقتی خودتان را عادت بدهید که مطابق ۴ کلید طلایی روی ریلی که طبیعت برای شما قرار داده حرکت کنید، هیچ وقت در هیچ موقعیتی بلاتکلیف نیستید و دقیقا میدانید که چکار باید بکنید.

شما وعده ها و میان وعده های منظم و قاعده مندی را دنبال خواهید کرد چون ملاک و معیار روشن و صریح  برای خوردن و آشامیدن در اختیار دارید. نه چشمک زدن غذاها، نه هوس ها، نه تعارفات، نه مسافرت نه میهمانی و نه هیچ وضعیت درونی و بیرونی نمی تواند شما را به مسیر اشتباه بکشاند.

چون قانون را میدانید:  هر وقت سیگنال گرسنگی داشتم میخورم، و هر وقت سیگنال سیری داشتم خوردن را متوقف میکنم.

وقتی به این شیوه غذا میخورید، هیچ وقت گرسنگی نمی کشید که بخاطر گرسنه ماندن گرفتار عوارض مختلفی همچون افت فشار،ضعف، تغییر عواطف و روحیه ازجمله خشم و ضعف تمرکز و بی حوصلگی نمی شوید.

ازهمه مهمتر بدن تان بخاطر گرسنگی دچار احساس قحطی نمی شود تا سیستم چربی اندوزی آن فعال می شود وکالری غذا ها را به جای سوخت و ساز بدن، ذخیره سازی نماید.

کاملا به این نکته آگاه هستید که شما رژیم نگرفته اید. میدانید که بدبختی امروز شما و وجود اینهمه چربی و دنبه در بدن تان بعلت همین رژیم گرفتن است.

شما میدانید که مردم به بدن شان محرومیت و گرسنگی میدهند تا لاغر شوند،و طبق دستورات رژیمی آنقدرکالری بدن راکاهش میدهند که  درواقع یک «شوک» به بدن محسوب می شود. با این شوک  بطور موقت سیستم دفاعی بدن از تعادل خارج می شود، و  بدن  با تخلیه آب میان بافت ها و چربی های به شوک پاسخ میدهد.

دچار کندی متابولیسم می شود. بخش ناچیزی از کالری ورودی به مصرف نیازهای ضروری بدن می رسد. این خست که باعث کندی متابولیسم بدن شده است، فرد را از حرکت و ورزش کردن با شگردهای مختلف منع می کند.

حس تحرک و فعالیت را در شما ضعیف می سازد.  شادی و لذتی که باید از طریق ورزش و ترشح هورمون کورتیزول حاصل شود،‌بوسیله خوردن خوراکی های بدون فیبر و کربوهیدرات های ساده مثل شیرینی و شکلات تامین می شود.

به این ترتیب وسوسه  به خوردن شیرینی و خوراکی های بنجل و فیک به عادت تبدیل می شود.

و بعلت آسیب به نروترانزمیترها یعنی انتقال دهنده های عصبی، شخص رژیم گیرنده دچار افسردگی و سایر اختلالهای روانی می شود.

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!