ممنوعیت و محدودیت رژیم غذایی منجر به چاقی می شود؟

CalorieRestrictionDiet-658723465788

واقعاً چرا و چطوری محدودیت رژیمی منجر به کاهش وزن نمی شود

از این دستورات و قوانین رژیمی چاق کننده پرهیز کنید!

در این مقاله میخواهیم دو نوع رفتار رژیمی را توضیح بدهم که قوانین رژیم سخت گیرانه را با نمونه نشان میدهند اینها به قوانین ۲ و۳ مرتبط هستند؛ راجع به اینکه چه چیزی را، چگونه و چقدر بخوریم. این قوانین غالباً درمقدار و تعدادکالریهای یا میزان غذای روزانه محدودیت ایجاد میکنندیا به نوع خاصی ازغذا “اجازه”خوردن را میدهند.

محدودیت رژیمی

محدویت رژیمی شامل  تلاش برای محدود ساختن تغذیه، و پرهیز از غذاهای خاص می باشد. ممکن است ازقوانین رژیمی سخت گیرانه دنباله روی کنید، مخصوصاً قانون چه چیزی بخوریم. این قانون شامل پرهیز نمودن ازغذاهایی است که شما “ممنوعه”به حساب می آورید، مانند شکلات، چیپس سیب زمینی یا هر غذای دیگر. ممکن است روز خود را با تصمیم به نخوردن  هیچ نوع مواد غذایی شروع کنید. باور شما به پیروی نمودن از این قانون میتواند به شما حس کنترل برغذا خوردن و بدن تان را بدهد. بدلیل اینکه این احساس کنترل داشتن  مورد استقبال قرار می گیرد،  ممکن است نتیجه بگیرید که  قوانین رژیمی سخت گیرانه شیوه ای نیرومند دربرطرف نمودن نگرانیهای مرتبط به وزن و شکل اندام تان می باشند. بنابراین، اینجا همان نقطه ایست که مصیبت رژیم های غذایی آغاز می شود.

محدودیت رژیمی( یا رژیم گرفتن ساده) اغلب بعنوان شیوه ای برای کنترل وزن بکار می رود.  شما ممکن است بعنوان راه حل ناراحتی خود درباب شکل و وزن اندام تان آنرا باور  کنید و به  پیروی از محدودیت رژیمی برانگیخته شوید. تفهیم این نکته به خودتان که خوردن کالری اندک به کاهش وزن منجر میشود، اجرای قوانین رژیمی را منطقی جلوه دهد. اما با تمام این حرف ها محدودیت رژیمی یک شیوه کنترل وزن موثر نیست. همانگونه که بعداً روشن خواهم ساخت، محدودیت رژیمی یک مشکل یا مسئله واقعی در کاهش وزن و لاغریست، نه راه حلی برای رفع آن.

شاید سئوال کنید که واقعاً چرا و چطوری محدودیت رژیمی منجر به کاهش وزن نمی شود. بالاخره، منطقی بنظر می رسد که وزن انسان کاهش پیدا کند وقتی که خود را به کمتر خوردن مجبور می سازیم و کالری کمتری به بدن مان وارد می سازیم؟

توضیح این مطلب را بنده در چهار کلید طلایی کاهش وزن دائمی و طبیعی بطور مفصل ارائه کرده ام. اما در یک جمله میتوانم بگویم که این قوانین در تضاد کامل با منطق بیولوژیکی بدن انسان عمل میکنند.و در حقیقت نوعی پاسخ از جانب بدن و ذهن تان به محرومیت غذایی می باشد.

محرومیت عاطفی

باتلاش برای پرهیز از یکسری غذاهای خاص و محدود ساختن مواد غذایی به بدن، شما مشغولیت ذهنی نسبت به غذا را در خودتان بیشتر می سازید. اگر روزتانرا با این قاعده و قانون آغاز کنید که ” اجازه ندارید ونباید شکلات بخورید”، ممکن است ذهن تان دائماً مشغول فکر کردن به همان غذا باشد. فلذا چشمان شما بدنبال تبلیغات شکلات بر روی ایستگاههای اتوبوس و مترو، بیلبردها کشیده خواهد شد و به کسانی که شکلات میخورند با حسرت نگاه خواهید کرد. حتی با مشاهده شکلات وتصاویر تبلیغاتی آن بذاق های درون دهن شروع به ترشح میکنند و یا دهانتان آب می افتد. فشار ناشی از این مشغولیت ذهنی به شکلات و گرسنگی ناشی از محدودیت رژیمی نهایتاً میتواند منجربه خوردن شکلات بشود. اما بجای خوردن نرمال و بهنجارشکلات، احتمالاً مقدار خیلی زیادی ازآنرا خواهید خورد.

بعد ازیک روز وسواس کامل به شکلات، متوجه خواهید شدکه کنترل شما نسبت به پرهیزازخوردن شکلات درمقایسه باصبح، بمراتب کمترشده است. یا شما میتوانید بخودتان بگوئید: “من شکلات نخواهم خورد”،  اما بعداً خوردن چیز دیگری را شروع کنید مثل خوردن بیسکوئیت و … تا اینکه بعد مشغول خوردن حریصانه شکلات بشوید بدون اینکه قادرباشید جلوی خودتانرا بگیرید.

به این ترتیب تلاش برای گریز از غذاهای خاص، عملاً منجر به خوردن بیشتر ازآن مواد(یا مواد غذایی دیگر) خواهد شد. بنابراین اگر میخواهید کاهش وزن ماندگار داشته باشید باید بدون قانون رژیمی سخت گیرانه برنامه کاهش وزن خود را دنبال کنید، درست به همین دلیل است که محدودیت های غذایی به کاهش وزن ماندگار منجر نمی شوند.

CalorieRestrictionDiet-658723465784

هرچقدر بیشتر در محدودیت رژیمی درگیر شوید، بیشتر به بینج رو می آورید

محرومیت فیزیولوژیکی یا جسمانی

مثال بالا راجع به شکلات فقط یک نوع ماده غذایی را مد نظرگرفت. همیشه کسانی که درگیر محدودیت رژیمی هستند سعی میکنند تا آنجائیکه ممکن است ومیتوانند کمتر غذا بخورند، و ازخوردن غذاهای خاص و گروههای غذایی(مانند کربوهیدارتها یا چربیها) درمجموع دوری کنند. آیا شما هم به یک چنین محدودیت رژیمی درگیر بوده یا هستید؟ هنگامی که بدان عمل میکنید، بدن شماگرسنه می شود، ولو آنکه شما از این گرسنگی بی خبر یا بی اطلاع باشید. عاقبت شما به نقطه ای می رسید که بدن شما نمیتواند ازاین گرسنگی چشم پوشی کند. درهمان حال که شما کاملاً مصمم هستید ازورود غذا به بدنتان ممانعت بعمل آورید، گرسنگی و مشغولیت ذهنی به غذا همیشه به یک چیز منجر خواهند شد: تغذیه بینج.

بمحض اینکه شما بعد از یک دوره گرسنگی کشیدن ، به خوردن غذا مشغول شدید، متوقف ساختن خودتان دشوار خواهد بود. اگر چه شما ازوجود پیوند و رابطه بین  گرسنگی و تغذیه بینج بی اطلاع بوده باشید، ولی احتمالاً این وضع را تجربه کرده اید.

همانگونه که قبلاً بحث کردیم ماهیت تفکر سیاه-سفید/ یا همه – هیچ درقوانین رژیمی باعث می شود که شخص رژیم گیرنده  احساس کند برای ابد قوانین را نقض کرده اند، وباهمین رویه به خوردن خود ادامه میدهند، این کار موجب تشویق به خوردن بینج میشود. وانگهی، شکستن قوانین رژیمی منجر به واکنش های عاطفی منفی خواهد شد که خوردن بینج را تشویق میکند.

بعد از بینج، شما مصمم می شوید ازقوانین رژیمی یک باردیگرپیروی کنید. این ممکن است بر میل به تنبیه یا مجازات بدن تان بخاطر پرخوری،  میل به کاهش وزن، یا کنارآمدن با احساس خود- کم بینی منجر شود.

بهرحال این بدترین کاریست که شما میتوانید انجام دهید. هرچقدر بیشتر در محدودیت رژیمی درگیر شوید، بیشتر به بینج رو می آورید.ممکن است بعد ازهربار بینج مصمم تر شوید، اما این یک چرخه مخرب و ویرانگر است. آیا هیچوقت بعد از بینج بخاطر محدودیت رژیمی، فکر کرده اید، “ایندفعه دیگه حتماً جواب میدهد؟”  اگر شما تعداد زیادی چرخه محدودیت رژیمی و تغذیه بینج را تجربه کرده باشید، آیا ازخودتان سئوال کرده اید که چرا دفعه بعد بایستی چرخه عوض شود؟ تنها راه و طریق ممکن برای خروج ازمحدودیت رژیمی، متوقف ساختن جاذبه آن است. و این اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه شما از قانون ۴ کلید طلایی پیروی کنید

درمدل نمودار زیر، چرخه ویرانگر محرومیت غذایی و تغذیه بینج را طراحی کرده ام تا درک کاملتر از چرخه ویرانگر محدودیت رژیمی بدست آورید.

CalorieRestrictionDiet-658723465782

ممنوعیت رزیمی

ممنوعیت رژیمی مشابه محدودیت رژیمی است. هردوی آنها درجهت محدود ساختن جذب غذا به بدن اجرا می شوند. کسانی که به ممنوعیت رژیمی برانگیخته می شوندعملاً میزان قابل ملاحظه ای از غذایی را که میخورند، محدود می سازند. در واقع این اشخاص از قانون خود- تحمیلی وسختگیرانه چقدر غذا بخورم، دنباله روی می کنند.

محرومیت فیزیولوژیکی

درست شبیه محدودیت رژیمی، ممنوعیت رژیمی  یک شیوه موثر برای بیان نگرانیها راجع به وزن و شکل اندام نیست. همانطور که گفتم، هنگامی که شما بوسیله رژیم غذایی سختگیرانه کمتر غذا میخورید، بدن شما یک واکنش خودکار نشان میدهد:

“میخواهد بخورد”

هنگامی که شما جذب غذا به بدنتانرا بصورت سختگیرانه و شدید محدود می سازید، بدن شما در یک وضعیت یا حالت کمیابی یا “قحطی”قرار می گیرد. چون بدن شما نیازهای تغذیه ای خاص دارد. بدلیل اینکه بدن به غذا نیاز دارد، ناکافی بودن غذا سبب می شود بدن بدین شیوه واکنش نشان بدهد که فرصت های دریافت غذا را افزایش دهد. این واکنش فیزیولوژیکی است. وقتی بدن شما محرومیت غذایی دارد، درگام نخست بوسیله کاستن از متابولیسم خود(یعنی، میزانی که بدن انرژی مصرف میکند)اقدام به ذخیره سازی انرژی میکند.

سپس سیگنالهای گرسنگی را بزرگتر می سازد. همه افراد  هنگامی که فاصله طولانی بین وعده هایی غذایی شان  پیدا می شود، شاهد قار وغور های شدید ودردناک شکم خواهند بود. بهرحال، این احتمال وجود دارد که وقتی شما این دردهای معده و شکم را احساس کردید، درپاسخ به آنها بی محلی یا بی توجهی نشان بدهید.

اینطور بی محلی کردن  به بدنتان میتواند نوعی برخورداری از حس کنترل یا قدرت بربدنتان، و احساس غرور ازاین محرومیت غذا را درشما بوجود آورد. هرچه بیشتر ازغذا پرهیز کنید، این احساس گرسنگی قویتر و نیرومندتر خواهد شد. بهرحال، شما ممکن است مجبورشوید درمقابل این میل پافشاری نمائید، احتمالاً احساس میکنید که گرسنگی شکلی ازتنبیه بدنتان میباشدکه بخاطرشکل و وزنی که دارد وبرای شما سبب ناراحتی شده، مستحق و سزاوارتنبیه است. یا گرسنگی نشانه ایست که درمحدود ساختن آن “موفق”بوده اید.

احتمال داردکه بعد از تکرار چند دوره های رژیمی و تغذیه ناهنجار، بدن شما با این وضعیت تا حدودی سازگاری ایجاد کند و گرسنگی تان به یک شیوه تنبیهی بدل شود، طوریکه  هیچ حس گرسنگی را تجربه نکنیدو صد البته این وضعیت اصلاً برای بدن تان مفید نیست.

خود ارزیابی :

آیا تاکنون پیش آمده که تمام روز ازخوردن غذا پرهیز کرده باشید، ودر بازگشت به منزل هنگام عصر، تغذیه شما شکل بینج بخود بگیرد، مخصوصاً غذاهای رژیمی را “ممنوعه” خورده باشید ؟ نقطه نظرات خود راجع به این سئوالات را در زیر بنویسید:

بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!