معالجه برای افسردگی یک فرایند طبیعی است!(۱۲)

افسردگی، درمان افسردگی

گام هایی بسوی درمان افسردگی:

گام سی و چهارم: رمانتیک ساختن افسردگی

در روزگاران گذشته مخصوصا پیش ازمیانه ۱۹۵۰چندین شیوه معالجه موثر برای افسردگی وجود داشت. مردم افسردگی را بخوبی می شناختند، هرچند که عمرافسردگی به قدمت عمربشراست.” مردی که از زندگی خسته شد” عنوان چکامه ایست که درسال ۱۹۹۰یعنی ۱۹۹۰ قبل ازمیلاد نوشته شده است.

درآن زمان هنگامی که شعرا و فلاسفه به مرضی دچار می شدند که درمانی نداشت، چکار ازدست شان برمی آمد؟ تنها کاری که ازدست شان بر می آند، درد ومرض را رمانتیکی می ساختند. به همین دلیل،  باوربه این ایده که  افسردگی برای رشد موجود انسانی اساسی است، جهش یافت.

لاورنس  دورل گفته،” تمامی هنرمندان امروزی منتظرند بدبختی را بعنوان مد روزترویج دهند.”

درسال ۱۶۲۱، روبرت بورتن گفت که هیچ چیز” به اندازه غمگینی شیرین وچسبنده نیست،”

ومائوریس ماترلینک درسال ۱۸۹۶ دراین اندیشه غوطه وربود که ” ارزش خودمان بدون غمگینی مان و ناراحتیمان، بی ارزش است.”

برخی اهل فکروهنربخاطرترس ازدست دادن حساسیت های خلاقانه خویش، ازمعالجه امتناع میکردند. مراوده وگفتگوبا کسانی که رنج بردن مستمر ر«حقیقت واقعی» زندگی یا پیشرفت خلاق تلقی میکنند، دشواراست.

افسردگی یک بیماری است، ورنج بردن ازآن اصیلترازرنج ناشی از بازگشت بیماریهای اسکروی یا کمبود ویتامین سی،سیفیلیس،یاگواتر نیست؛ سه بیماریی که همانندافسردگی یک قرن پیش وقبل ترازآن، درمانشان ناشناخته بود.

 

رنج و عذاب بردن فوق العاده مهم است.

بیل ویک BILL VEECK

 

گام سی و پنج: ننگ افسردگی

بخشی از نتیجه گستاخانه رمانتیک ساختن افسردگی، داغ اجتماعی سنگین برای افسردگی ومعالجه آن میباشد که بوسیله رسانه ها دامن زده می شود.

چنین ادعا می شود که افسردگی گام نخست حرکت آهسته به سمت بیمارستان روانی است، امادرمقابل برخی نیز معتقدند که معالجه افسردگی  دقیقاً درآستانه حقیقت یافتن است.

نیوزویل درپشت جلد شماره هفتم فوریه، ۱۹۹۴، می نویسد؛ ” خجالت؟ فراموشکاری؟ اضطراب؟ خوف؟ وسواس؟ علم چگونه با یک قرص میتواند این شخصیت شما را دگرگون سازد؟” این نشریه ادامه میدهد؛ شرمساری، فراموشکاری، اضطراب، ترس و وسواس بخشی از شخصیت فرد هستند، بلکه همچنین ممکن است نشانه های افسردگی باشند.

بنظر ما تا زمانیکه افراد افسردگی شانرا بصورت قسمتی ازخود(self) می شناسند، احتمال کمی وجود دارد  درجستجوی تشخیص و معالجه آن بروند. درست همانطورکه باید باشم، هستم.

برخی افراد هم معالجات ضد افسردگی را امری زود گذر یا مد مورد تمسخر قرار میدهند. توضیحاتی عوام فریبانه درباره”ویتامین پی(P) ” یا “پروزاک” میدهند. درواقع، افرادی که معالجه موفقیت آمیز دارند، خودشان بیشترچنین احساسی دارند.

شما به هیچ یک ازاین سخن پراکنی رسانه ای توجه نکنید و اجازه ندهید درجستجوی تشخیص، معالجه، وبهبودی شما خللی ایجاد کنند.

 

کارکرد اجتماعی و جسمی انسان  بیش ازاینکه بوسیله فشارخون، دیابت،انژین یا گلو درد، آرتروز، بیماریهای روده ای، مشکلات ریوی،یا بیماریهای مزمن، تخریب شود، بدست افسردگی نابود می شود.

JOSÉ M. SANTIAGO, M.D.

مجله روانکاوی بالینی، نوامبر، ۱۹۹۳

 

درمان افسردگی

  گام  سی و ششم:  چرا باید افسردگی را معالجه کرد

شاید این جمله کمی برایتان عجیب بنظربیاد؛ همانطور که متوجه شدید، ما بندرت از کلمه باید” حداقل درنگارش استفاده میکنیم. بهرحال این طرز بیان متعلق به مانیست، ازدپارتمان بهداشت و خدمات انسانی امریکا بدست ما رسیده است.

افسردگی اساسی، بدون معالجه، میتواند حداقل شش ماه تا یک سال طول بکشد. بعداً ناپدید می شود. چرخه افسردگی اساسی : شروع، میانه، و انتهای آن، بصورت  ضمنی یا اپیزود شناخته شده است. بدون معالجه، نصف افرادی که افسردگی اپیزود دارند، اپیزود دیگری میگیرند. بعدازدواپیزود، شانس گرفتن اپیزود سوم بیشترمی شود. بعد از اپیزود سوم، شانس داشتن افسردگی اپیزود چهارم ۹۰% است.

افسردگی کم درجه مزمن یا افسرده خویی یا دیستیمیا، ممکن نیست نشانه های ناتوان کننده جدی داشته باشد، ولی میتواند در جریان کار، زندگی خانوادگی، و تقریباً همه ابعاد دیگر زندگی دخالت نماید. بدون معالجه میتواند سالها، دهه ها، یا حتی درتمام طول عمر دوام بیاورد. افسرده خویی، درواقع،«یک بستره وجودی» است وبرای شخص دارای افسردگی بلند مدت،حتی تصورکردن شیوه دیگری ازاحساس، اندیشیدن، یا رفتارکردن دشوار است. بدون معالجه، فرصت هایی که افسردگی مزمن را استمرار می بخشند، تقریباً بدترمی شوند.

افسردگی مانیا، بدون معالجه استمرارمی یابد. دردرجات بالا بطور فزاینده ای بی ثبات می شوند، و درجات پایین بطورفزاینده ای رنج آور. جابجایی ناگهانی ازمانیا به افسردگی بطورمکررصورت گرفته وناتوان کننده است. افراد زیادی که معالجه را به تاویق می اندازند، فکرمیکنند افسردگی بخودی خود«محو میشود». این اتفاق ممکن است بیفتد وممکن است نیفتد. همانند همه بیماریهای جدی و خطرناک، عقل سلیم  میگوید که دنبال معالجه و درمان بروید.

افسردگی، همانند هربیماری اساسی دیگری، بهتر است هرچه زودتر، قبل ازآنکه دیرشود، مورد معالجه قرارگیرد. موفقیت معالجه درهمان ابتدای شروع بیماری، بیشتراست.

وکاملاً مهم است  بیماری هرچه سریعتر درمان شود، تا هرچه زودتر درد ورنج پایان یابد. و زودتر فرد بیمار به جمع زندگی، دوستان، وخانواده برگردد و مفید و ثمربخش باشد.

لطفاً معالجه خود را بتاخیر نیاندازید.

 شما هنگامی بدبین(بدبین دیوانه، قدرتمند، جانورخو) می شوید که زندگی تان درجنگ دائمی علیه افسردگی هزینه شودو بیشتر اوقات با شکست مواجه شوید.ئی .ام.کابرون

 

 

گام سی و هفتم: معالجه برای افسردگی یک فرایند طبیعی است

هردو رکن معالجه افسردگی (داروهای ضد افسردگی برای مغز و رواندرمانی برای ذهن) عمدتاً فرایند طبیعی هستند.

رواندرمانی عمدتاً شامل صحبت کردن،بصورت یک فرایند انجام می شود. هیچگونه “شستشوی مغزی” درکار نیست، و به  شما هرگز گفته نمی شود باید کاری را انجام دهید.

داروهای ضد افسردگی میزان تولید انتقال دهنده های شیمیایی اعصاب(neurotransmitter) توسط مغز را به وضع عملکرد طبیعی خود برمیگردانند. به مغز شما انتقال دهنده شیمیایی اعصاب “مصنوعی”، اضافه نمی شود. داروهای ضد افسردگی درحقیقت موجب توازن درتامین انتقال دهنده های شیمیایی اعصاب میباشند.

برای مثال، انتقال دهنده شیمیایی اعصاب همچون پروزاک، پاکسیل، و زولفت به مغز پیام میدهند تا میزان سروتونین(serotonin) مربوط به انتقال دهنده های شیمیای اعصاب را هرچه سریعتر پایین بیاورد. این دستور سروتونین را به سطح طبیعی آن برمیگرداند،ومغزمیتواند مجدداً بطورمتوازن فعالیت کند.آپتیک مجدد بدان معناست که بدن سروتونین را مصرف کرده ومیزان آنرا پایین می آورد. ممانعت کننده ها عملکرد آپتیک مجددراکاهش میدهند، به سروتونین اجازه میدهند درسطح طبیعی باقی بماند. ازاینرو: سروتونین بازدارنده ها را آپتیک مجدد میکند(SRIs).

معروفترین  داروی ضد افسردگی امروزه که  از سال ۱۹۹۴ جریان دارد، افکسور است.

 

آنکه ساعت زندگی را بتعویق می اندازد مثل دهاتی است که منتظر می ماند تا سیلاب ازروی سقف خانه گذر کند.

هوریس

معالجه افسردگی، تفاوت های شخصی

گام سی و هشتم: معالجه هرکس منحصربخود اوست

معالجه شما درخصوص افسردگی منحصراً متعلق بخود شماست. هرچند شما راهنمایی، تشخیص، و مشاوره و پیشنهادهایی ازیک یا چند متخصص مراقبت های بهداشت روان کسب خواهید کرد، اما معالجه شما، بطور بنیادی متعلق بخودشماست.

ازجمله چیزهای دیگر،  بایستی  انتخاب فرد یا افراد مراقبت های بهداشتی خودتان میباشد. و، شما باید از جریانهای گوناگون معالجه عرضه شده دست به انتخاب بزنید.

ساده لوح نباشید. آموزش ببینید. سئوال کنید.

معالجه شما در دستان شماست.

احتمالاً بسیارمهم است، درمسیر معالجه انتخابی خود ثابت قدم باشید. اگرداروهای ضد افسردگی را انتخاب کرده ای، تا بهبودی کامل، مصرف آنها را کنارنگذار؛ تا آن مدت که پزشک شما تجویز میکند ادامه دهید. اگر با چندین جلسه درمانی توافق کرده ای، اجرای آنرا برخود الزامی سازید.

تا جایی که ممکن است، ازمعالجه خودت لذت ببر. اگر مدت مدیدی ازافسردی رنج میبری، ممکن است برای کشف اعماق و دست یابی به درون شخصیت خودت، سالها قادر به این کار نباشی، شایدهم بیشتر. این میتواند چالش برانگیز باشد اما سیاحتی هیجانبخش است.

 

خوشبختی، معشوقه مجلل و با وقارجشن ها در رقص زندگیست. ما را به تمام پیچ و خم ها و چرخش ها وادار می سازد، ولی هیچکدام از ما را به جاده ای مشابه هدایت نمیکند.

 

ادامه دارد…

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!