معالجه اضطراب اجتماعی و رابطه تفکر با احساس!(۱۱)

 

مردم اغلب باوردارندکه احساسات وعواطف آنان بوسیله رخدادهای بیرونی،شرایط،ورفتاردیگران بوجود می آید. مثلاً وقتی که با خودمان اینطوری حرف می زنیم:

رئیسم امروز حسابی رفته رو اعصابم،

همسرم مثل اینکه میخواهد با این طرز رفتارش مرا دق بدهد،

این سفرآخری به شمال حسابی برام چسبید و آرامشی داشتم،

خیلی حالم گرفته چونکه شغلی را که میخواستم از دست دادم.

بنظر شما مبنای فکری این اظهارنظرهاچیست؟

اساس این اظهارات به این موضوع مربوط می شود که ما  براین باوریم احساس ما تحت تاثیر عناصر و عوامل بیرون از خودما قرار دارد. درهمه این اظهارات ما بصورت کاملاً اتوماتیک و بدون هیچگونه سئوال از خودمان که”آیا این فرض حقیقت دارد یاخیر”، به نتیجه گیری فوق می رسیم.

اگر ما از این فرایند تحلیلی بیرون بیائیم که واکنش های عاطفی ما، تحت تاثیر موقعیت های خارجی می باشد، در آنصورت خواهیم فهمید که  یک حلقه واسط دیگری نیز در بین احساس ما و جهان بیرونی قرار دارد که متاسفانه از آن غافل هستیم و نقش و اهمیت آنرا ندیده می گیریم.

هدف ما از نگاشتن مطالب این مدل توصیف وشرح این ماجراست که تفکرات ما چگونه میتوانند روی احساسات و عواطف ما اثر بگذارند واولین گام مهم در فرایند بهبود روحیه و ارتقاء آن، فهمیدن این قضیه و بکار بستن آن می باشد. ووقتی نقش و اهمیت افکار و اندیشه های خود را در تولید احساسات بخوبی متوجه شدیم و ایمان آوردیم، بهبود عاطفه و احساس به سهولت انجام خواهد شد.

افکار ما چطوری بر احساسات ما اثر میگذارند

آنچه بطور واقعی در ما احساسی را بوجود می آورد و رفتاری که از ما سرمی زند، اغلب ناشی از موقعیت و شرایط، یا کلمات و سخنان دیگران و اعمال و کردار اشخاص دیگر نیست، بلکه چگونگی برداشت یا پنداشت ما از موقعیت نسبت به اعمال و گفتار دیگران است. همانطور که آدم ها و اشیاء را می بینیم و راجع به آنها فکر میکنیم، بطور واقعی نحوه احساس ما را تعیین میکند.

تفکرات و باور های ما راجع به یک حادثه بطور قابل ملاحظه ای عواطف و کردار ما را تعیین میکنند.

به این مثال دقت کنید. یک روز پرکار و مملو از استرسی در محل کارتان سپری کرده اید و عصر به منزل آمده اید تا استراحت کنید. وقتی وارد خانه می شوید می بینید که ردپای گلی پسرتان روی فرش تا اتاق ایشان نقش بسته است. با مشاهده این واقعیت،

اگر فکر کنید:

” خدایا،چه خاکی به سرم بریزم ازدست این بچه، باور نمیشه بعد ازیک روزکاری خسته کننده، وقتی وارد خانه میشم با چنین صحنه ای مواجه شوم.نمیدانم از دست این بچه احمق و بی ملاحظه چکار کنم!!”

بنظرتان بدنبال این اظهارات یا افکار منفی دچار چه نوع احساسی می شوید؟

حالا، اجازه بدهید ببینیم اگر به موضوع از زاویه دیگری نگاه کنید، چه اتفاقی می افتد؟

“بارها بهش گفته ام که پسرم وقتی از کوچه میایی داخل خانه حتماً کفشات را جلوی در از پات دربیار، گویا اصلا حرف های مرا نشنیده! خیلی سعی میکنم، اما نمیتوانم مجبورش کنم واقعاً مادر بدی باید باشم.”

احتمالاً متوجه شده اید که درنتیجه این دو نوع تفکر، احساسات متفاوتی را تجربه میکنید. شاید در تفکر اولی دچار خشم و نفرت شدید و در دومی دچار یاس و نومیدی. اغلب مواقع ما از جریان فعالیت افکار و باورهای مان مطلع نیستیم چونکه بقدری سریع وکاملاً اتوماتیک در مغز فعال می شوند که  رصد کردن شان در آن لحظه خیلی سخت می شود. ولی وجود دارند و می توانند  نوع احساس و حتی رفتارهای ما را تحت تاثیر قرار بدهند.

 

چه احساسی دارم؟

خیلی از اوقات تشخیص دادن دقیق احساس خودمان سخت است و اگر بخواهیم آنرا گزارش کنیم و بنویسیم، چند مرتبه سخت تر می شود. در اینجا  فهرستی از کلماتی را  ارائه کرده ایم که به احساسات اشاره دارند و آنرا توصیف میکنند.

بدیهی است که این فهرست بسیار محدود است ولی میتواند به شما بگوید که برای توصیف احساسات تان انواع مختلف و متنوعی از کلمات وجود دارند و شاید کمک کنند تا بتوانید پیوند بین تفکر و احساس خود را بهتر درک کنید وآنها را تفکیک نمائید.

برای مشاهده در اندازه بزرگتر روی تصویر کلیک کنید

 

ادامه دارد…

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!