مدلهای معالجه افسردگی:بخش دوم

Image result for ‫احساس و تفکر‬‎

رابطه بین تفکر و احساس

مردم اغلب باور دارند  احساسات و عواطف که تجربه میکنند، بوسیله عوامل خارجی، شرایط، و رفتار دیگران تعیین می شود. برای مثال، ممکن است به خودمان بگوییم که “کارفرمایم مرا خیلی عصبی می سازد، همسرم خیلی به من گیرمیدهد، این سفربه شمال  خیلی برایم نشاط بخش بود، یا  اینکه افسرده ام چون کاری را که دلم میخواست بدست نیاوردم،و…”

واقعا مبنای این قضاوت ها و اظهار نظرها چیست؟

 

اگرما ازتحلیل فرایندی دست برداریم که مطابق آن یک موقعیت خارجی  موجب احساسات و هیجانات ما می شوند، متوجه خواهیم شد که دراین بین یک شکاف وجود دارد.

واقعیت این است که:

هیچ شخص یا چیزی جزخودمان مستقیماً درتعیین احساساتی که تجربه میکنیم دخالت ندارند.

 

چگونه افکار روی  احساسات اثر می گذارند

آنچه که واقعاً احساس و شیوه پاسخ ما را تشگیل میدهد، اغلب موقعیت، یا سخنان و اعمال اشخاص دیگرنیست، بلکه نحوه ادراک یا پنداشت ما ازآن موقعیت یا اعمال آن اشخاص میباشد.

اینکه عملی، چیزی یا شخصی را چگونه می بینیم و راجع به آنها چگونه فکرمیکنیم بطور واقعی برنحوه احساس ما تاثیر میگذارند.

 

درواقع باورها  وافکارما درباره یک حادثه بطور قابل ملاحظه ای بر عواطف واعمال ما نفوذ دارند

 

به یک مثال توجه کنید.

تصورکنید دریک میهمانی حضور دارید و میزبان شما را به فردی معرفی میکند. درحالیکه با او صحبت میکنید، متوجه می شوید که شخص مقابل مستقیماً به شما نگاه نمیکند وچشمانش دور واطراف اتاق می چرخد. با مشاهده این حالت اگر اینطورفکرکنید؛

” عجب آدم بی ادبیه! دارم با او حرف می زنم، ولی او به اینطرف و اونطرف نگاه میکنه. چقدر ازخود راضیه!”

و شاید اینطور فکر کنیم،«حتماً فکرمیکنه که من واقعاً آدم غیرجذاب و زشتی هستم. من باید خیلی گوشت تلخ و بدشکل و قیافه باشم. هیچ کس نمیخواد با من حرف بزند!»

و احتمالا اینطورفکرکنید که«شاید منتظرآمدن کسی باشه. احتمالاً همین باعث شده که اینطور مضطرب اینطرف وآنطرف را نگاه میکند.»

Image result for ‫احساس و تفکر‬‎

تفکر خودکار

حتماً متوجه این موضوع شدید که سه نوع عاطفه متفاوت در این قضاوت ها وجود داشت، چرا که سه نوع طرزتفکر متفاوتی در این اظهارات نهفته است.

افکار ما انسانها اغلب اوقات بصورت  خودکار یا اتوماتیک صورت میگیرد و ما هیچگونه هوشیاری و نظارتی روی آنها نداریم. یک اتفاق بیرونی یا یک خاطره و تصویر ذهنی در کسری از ثانیه فکری را در ذهن ما بالا می آورد و بدنبال احساس خاصی نیز در بدن مان به جریان می افتد.

دانشمندان معتقد هستند که به ذهن یک فرد معمولی روزانه  ۷۰۰۰۰ هزار فکر خطور میکند که می شود گفت همه آنها اتوماتیک هستند و بار عاطفی به همراه خود دارند!

درست همانگونه که همیشه ازنحوه قدم زدن خود یا جزئیات رانندگی کردن خودمان هوشیاری کامل نداریم، اغلب اوقات ازتفکرخودمان نیزبی اطلاع هستیم.

بسیاری ازتفکرات ما بقدری عادی هستند که بصورت خودکارعمل میکنند، و درست شبیه رانندگی کردن می باشند. وهنگامی که کاری خودکار باشد یا بصورت عادت و شرطی شده انجام شود، ما نمیتوانیم از وقوع آن آگاهی داشته باشیم.

درتمامی اوقات، مغزما حول محور تفکرات و ایده ها می چرخد. اما بصورت هوشیارانه از اکثرآنها اطلاع نداریم چون نسبتاً سریع اتفاق می افتند و ما عادت نداریم ازسرعت آنها بکاهیم. با اینحال، تفکرات خودکارما، نقش مهمی در بهزیستی عاطفی ما بازی میکنند.

 

سه نوع تفکرخودکار وجود دارد:

افکار طبیعی، مثل، “فکرمیکنم امروز باید مقداری نان بخرم.”

افکار مثبت، مثل، “این همان کاریست که من واقعاً میتوانم بخوبی انجام بدهم.”

افکار منفی، مثل، ” تمرکز روی آن برایم سخت شده، من واقعاً باید کودن شده باشم.”

تفکرات خودکاراغلب بازتاب نگرانی ها و علائق هستند، هرچند ممکن است ابداً راجع به چیزی نباشند، چیزی که هرگز ندیده ایم، نشنیده ایم یا نیاموخته ایم.

بعلاوه، میتواند هرچیزی باشد که ما می شناسیم و ازهرمنبعی باشد. بطور بدیهی، تفکرات خودکار منفی مواردی هستندکه میتوانند مسبب استرس عاطفی درما بشوند.

افرادی که افسرده اند تمایل دارند راجع به خودشان، جهان اطراف، و آینده شان افکارمنفی داشته باشند، و این افکار با زدودن افسردگی میتواند تغییریابند.

 

من چه احساسی دارم؟

یک موضوع حائز اهمیت دیگر در رابطه بین فکر و احساس این است که اغلب اوقات دانستن اینکه دقیقاًَ چه احساسی داریم سخت است، و گاهی اوقات بیان آنها در قالب کلمات بسیارسخت تر می شود.

و از همه اینها مهمتر اینکه بیشتر مردم بین فکر و احساس قادر به تفاوت و تشخیص نیستند و آن دو را اشتباه می گیرند.

درفهرست ذیل کلماتی هستند که احساسات را توصیف میکنند، و این میتواند نقطه شروع خوبی برای شما باشد تا بتوانید پیوند بین تفکر و احساسات و تفاوت آنها را بیشتر درک کنید.

 

کلماتی که احساسات را توصیف میکنند:

 

فشار عصبی

بستوه آمدن

ناخشنود

آرام

اضطراب

افسرده

عصبانی

اوقات تلخ

خوشحال

شاد

با نشاط

برانگیخته

بی حوصله

هیجان زده

ترسیده

وحشت کرده

درمانده

هول

بی روح

خسته

عصبی

بشاش

شنگول

غمگین

دلسرد

حسادت

هرچند این فهرست کوتاه است، اما شما میتواند برای توصیف احساسات خویش ازاین کلمات استفاده کنید.

Image result for ‫احساس و تفکر‬‎

احساسات افکار نیستند

هنگامی که برای نخستین بار میخواهیم تفکرات را از احساسات تفکیک کنیم،ممکن است به سهولت دچار اشتباه شویم.برای مثال،ممکن است بشنوید شخصی بگوید:

«فکرمیکنم اضطراب دارم»درحالیکه احتمالاً فکرمیکند«همه به من خواهند خندید» و لذا دچار احساس اضطراب می شود.

معمول است که بشنوید کسی مطلبی مشابه این بگوید« احساس میکنم همسرم قدر زحمات ومحبت هایم را نمیداند»

وقتی که عملاً فکر میکند«همسرم ازهدیه ای که برایش خریدم، قدردانی نکرد» و درنتیجه این فکر دچار احساس دل شکستگی می شود.

اداه دارد…

مدلهای معالجه افسردگی:بخش نخست

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!