قوانین وپیش فرض ها چگونه انسان رادچار کمالگرایی می سازند-بخش پنجم

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b8%db%b7%db%b2%db%b1%db%b3%db%b4%db%b3%db%b205

اجازه بدهید برگردیم به قواعد و پیش فرض های بی فایده ای که آقا مجید خوش دست و آقا مسعود برای خودشان تعیین کرده بودند، تا ببینیم که چه عواقبی به همراه دارد:

مجید خوش دست چنین قانونی در کارخودش دارد:«کاریعنی اینکه آنرا تمام و کمال انجام بدهی و زمین بگذاری” وفرضش این است که:”اگر مرتکب اشتباه بشوم،کاروتجارتم شکست جبران ناپذیری خواهد خورد”.

مسعود هم برای خودش قانونی دارد:«مهمترین کار کسب پیروزی است» و فرض گرفته که«اگرتیم ما یک بازی را ببازد، بعدش هیچ شانسی نداریم تا پایان فصل به بالای جدول صعودکنیم».

آیا این قوانین ومقررات انعطاف پذیر هستند؟

آیا پیش فرض های ذهنی آنها صحیح و درست هستند؟

پرواضح است که هردونفر دارای قوانین ومقررات سخت و انعطاف ناپذیر و پیش فرض های نادرست می باشند، واین وضعیت بی فایده و بی ثمر است چون که تمام انرژی و ذهن آنها فقط روی «انجام دادن کامل وبی نقص کار» متمرکز شده است و نسبت به جنبه های دیگر قوانین خود توجهی ندارند چون از چشم آنها مخفی است.

خیلی از مواقع دردسرها و مشکلات ناشی از کمالگرایی را افراد قبول ندارند  و معتقدند که دیگران باعث تولید چنین مسئله و مشکلی گشته اند.

کمالگرا بودن بدان معنا نیست که همه قوانین وپیش فرض های ذکر شده در جدول فوق را شما داشته باشید، ممکن است فقط در یکی ازاین حوزه ها دارای قوانین یا فرض های کمالگرایانه داشته باشید.

نکته مهم دیگر این است که برای غلبه برکمالگرایی، همیشه لازم نیست که باید ریشه ها و علل بنیادین آنرا بشناسیم و ریشه کن کنیم.

پس در این مرحله فقط لازم است  نسبت به قوانین و پیشفرض های خودتان مطلع باشید و علل آنرا شناسایی کنید،چون راه حل خارج از عوامل بوجود آورنده است.

برای شناسایی قوانین کمالگرایانه دقت کنید که چقدر از اینجور کلمات مطلق مورد استفاده میکنید:

من باید…

من نباید….

من نمی توانم…

یا برای شناسایی پیش فرض های بی فایده هم میتوانید، متوجه الگوی زیر باشید.

اگرمن….

بنابراین….

 

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b8%db%b7%db%b2%db%b1%db%b3%db%b4%db%b3%db%b201

 

قوانین وپیش فرض ها چگونه انسان رادچار کمالگرایی می سازند

تاکنون برخی از قوانین و پیش فرض های کمالگرایی را شناسایی کردیم. احتمالاً همین دو فاکتور نیروی رانش یا هدایت کننده  رفتارهای کمالگرایی هستندکه درمدل نخست صحبت می کردیم. پس اگر از قواعدی پیروی میکنید که مرتبط با «کامل و بی نقص انجام دادن کار» است، تلاش سخت و فراوانی بعمل خواهید آورد که این کار را بصورت کامل و بی نقص انجام دهید و در نتیجه از قبول هرمیزان از نتیجه که کمتر ازحدکمال مورد نظر تان باشد،پرهیز خواهید کرد.

ما در مدل هفتم بحث مان، راجع به نحوه سازگاری با قوانین و پیش فرض های کمال گرایی، مطالب زیادی برای بحث و گفتگو و یادگیری داریم، امیدوارم همراه باشید تا آن مرحله.

اجازه بدهید برگردیم به مثال «مجید خوش دست»:

مجید خوش دست ازاین قاعده پیروی میکند:«کاری که تمام و کمال انجام نشود،کار به حساب نمی آید» و رفتارهای او در محل کارش منطبق با این قانون انجام می شود. به این منظور پس از اتمام کار، آنرا سه مرتبه  چک میکند تا اطمینان حاصل کندکه اشتباهی رخ نداده باشد.

این رفتار او تبعات و عواقب مخصوص خود را دارد، ازجمله اینکه تعمیر کردن یک ماشین و تحویل آن به مشتری، مدت زمان  زیادی طول می کشد، بنابراین اکثر مشتریان خود را از دست میدهد، و بتدریج کاسبی او از رونق افتاده است.

آیا می توانید اوقات فراغت ایشان را به تصویر بکشید؟او برای استراحت و کسب آرامش چکارمیکند؟ کیفیت رابطه اش با همسر، همکاران و دیگران چگونه است؟ بجز مکانیکی،برای انجام دادن چه کاری علاقه نشان میدهد؟

ادامه دارد…

استانداردهایی که شما را کمالگرا می سازند- بخش ۶

خصلت های بوجود آورنده کمالگرایی-بخش چهارم

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!