فرایند تحلیل یا به چالش کشیدن نگرانی و اضطراب!(۱۳)

فرایند تحلیل یا به چالش کشیدن نگرانی و اضطراب

درپایان مدل ششم رسیدیم به کار اصلی و ماموریت دائمی خویش در زندگیمان که به چالش کشیدن افکار و باورهای بی فایده  و مضر می باشد. این موضوع آنقدر اهمیت دارد که روزی چند ساعت به شناسایی و باطل ساختن افکار بیهوده اختصاص بدهید بازهم کم کاری کرده اید.

دلیل اهمیت آن نقش ویرانگر افکار منفی می باشد که دائما موتور ذهن ما را به حرکت در می آورد.متاسفانه هیچ کس از آسیب افکار درامان نیست مگر کسانی که به «حضور» رسیده باشند. یعنی افکار خود را تحت کنترل هوشیارانه خویش در آورده باشند.

احتمالا شگفت زده شده اید که : مگر همین الان افکار ما تحت کنترل ما نیستند؟؟؟

مگر وقتی مشغول فکر کردن به چیزهایی هستیم، این به اختیار و اراده ما انجام نمی شود؟؟

بله دقیقا برعکس است.

۹۰ درصد افکار برما یورش می آورند و ما هیچ اختیاری نداریم. ما فقط بصورت ناهوشیارانه و در عدم آگاهی مطلق بدنبال افکار حرکت می کنیم وپیرو آنها هستیم. ما شدیدا مقلد افکارمان هستیم‌. حتی هنگامی که فکری را از روی اراده و تصمیم ایجاد میکنیم، بعدا از آن پیروی میکنیم. بجز تعداد نادری از افراد، بقیه مردم مقلد افکار خویش می باشند.

آیا باید با چنین سیستمی بجنگیم؟ مانع عملیات آن بشویم؟

خیر نیاز به جنگیدن نیست، فقط شناسایی و سپس شاهد و ناظرزنده فعالیت آن باشیم و درجایی که باعث تولید احساسات وهیجانات منفی و رفتارهای مخرب می شوند، فورا عقب بکشیم و کنترل امور را به هوشیاری اصیل و مستقل از افکار بسپاریم.

هوشیاری اصیل؟

یعنی همان ناظری که به مشاهده افکار و عملکرد آن مشغول است!

این وجه از هستی ما، هوشیاری اصیل نامیده می شود. ازجنس زندگی است. از جنس خداست. در همه انسانها مشترک است.

پس وقتی  هوشیارانه متوجه شدیم که ذهن ما در حال بردن، سوق دادن یا هل دادن ما به سوی افکار منفی است، فورا با توجه زنده نسبت به عملکرد آن و بدست گرفتن مهار ذهن، از غرق شدن در افکار جلوگیری میکنیم. یعنی از تولید درد و رنج عاطفی، جسمی و رفتارهای مخرب پیوسته به افکار منفی، خودداری میکنیم.

پس توجه زنده نسبت به فکری که  در ذهن ما واقع می شود، اولین مرحله برنامه درمان می باشد.

‌اگر ما بتوانیم درد هوشیارانه را تحمل کنیم، به درون قضاوتهای ذهنی کشیده نشویم، درمان ما درهمینجاست. با صبر در مقابل کشش یک نیروی دردناک، در واقع مشغول درمان خویشتن می باشید.

هنگامی که در لحظه حال هستیم و حضور زنده داریم ودر درون فکر غرق نگشته ایم، اصلا قضاوت نمی کنیم. بلکه  اتفاق را می پذیریم(هرچند برخی موارد پذیرش اتفاق این لحظه بدون قضاوت کردن، خیلی تلخ و دردناک است چونکه عادت همیشگی ما به قضاوت کردن و نظر دادن است). بنابراین ما درد هوشیارانه ای را تحمل خواهیم کرد، تا این لحظات سخت سپری شوند، و روشنایی خرد زندگی یا خرد خدایی وارد شود.

 

اما ما در مقدمه راه هستیم‌و در مقابل خیلی از افکار خلع سلاح هستیم، چون اکثر افکار ما اتوماتیک هستند و بصورت خودکار درکسری از ثانیه در برخورد با یک محرک یا رخدادی فعال می شود. و زمانی ما متوجه آن می شویم که درگیر هیجانات شدید شده ایم و شاید رفتارهایی نیز از ما سرزده است که گاها بسیار پرهزینه تمام می شود.

چون وقتی که ما با رخدادی مواجه می شویم (رخداد میتواند درون ذهنی باشد مثل خاطره ذهنی مربوط به گذشته یا تخیلی از آینده، یا رخداد بیرونی  است مانند اتفاقات، اعمال و حرف های دیگران…) طبق معمول و عادت ذهنی، نسبت به هر رخدادی، فکر خاصی  درذهن ما فعال می شود و فورا راجع به آن اتفاق، «قضاوتی» بعمل می آوریم.  براساس آن فکر راجع به «اتفاق» ارزش گذاری یا آنرا خوب و بد میکنیم. این قضاوت های ما همیشه(۹۹٪ موارد) براساس افکار، انتظارات،باورها و تجربیات طول زندگی مان صورت میگیرد. بدیهی است که چنین قضاوتی اساسا سوگیری دارد و یک قضاوت واقعی نیست. حاصل این قضاوت درد عاطفی و هیجانی، واکنش های بدنی، و رفتارهای خاصی می باشد.

 

 نگرانی و اضطراب

 

دراین مرحله است که برنامه شناسایی افکار و جایگزینی آنها با افکار متعادلتر شروع می شود. درمقدمه راه شاخت افکار و باورهای خودمان، برنامه به چالش کشیدن و حقیقت یابی قرار دارد.

چون اگر افکار را به چالش نکشیم. دست از سرما برنمیدارند و مجددا به سراغ مان می آید. مخصوصا افکاری که ریشه در تجربیات تلخ گذشته دارند. و انرژی زیادی از هوشیاری شما را درخودش ذخیره نموده و بصورت عقده  با هر محرکی فعال می شود و درد و تلخی خودش را به جان شما می ریزد.

نکته

عملیات به چالش کشیدن افکار چیزی نیست که در ذهن تان بتوانید انجام دهید. بلکه حتما و قطعا باید یک برنامه مشخص و علمی انجام شود و  به شیوه معین و علمی  نوشته و ثبت گردد. این نوشتن افکار و احساسات و رفتارها بر روی کاغذ اقدامی اساسی و زیربنایی برای شناسایی دقیق افکار می باشد.

بنابراین موضوع ثبت و ضبط و نوشتن را حتما انجام دهید در غیر اینصورت منتظر نتیجه مطلوب نباشید.

الگوی یادداشت و گزارش افکار را  ما «دفتر ثبت افکار» نام گذاشته ایم و مراحل و گام های تکمیل آن به شرح زیر می باشد.

زمان و وقت خوب ومناسب برای استفاده ازدفتر ثبت تفکر، درطول دوره نگرانی میباشد، یعنی بعد ازاینکه نگرانی خود را به تعویق انداختید. با استفاده از این دفتر، به همه افکار مزاحمی که در محیط شما و درمغزتان به چرخش افتاده، با نوشتن بر روی کاغذ دست می یابید.

در بیشتر اوقات  فقط نوشتن یا وارد کردن همه آنها بر روی کاغذ، بخودی خود یاری کننده است، ذهن شما را  ازتشویق و ازدجام خالی می سازد، با کاسته شدن درجه ازدحام افکار مشوش و گوناگون در ذهن، میتوانید به شفافیت ذهنی  وفکری بیشتری دست یابید. استراتژی نوشتن نگرانی هایتان روی کاغذ، بالاخص برای استفاده درهنگامی طراحی شده که می فهمید نگرانیهای شما با خواب یا کارتان، تداخل پیدا کرده است.

دفترثبت تفکر شما را راهنمایی میکند که چطور افکارمزاحم خود را روی کاغذ دفن کنید. اولین چیزی که در این دفتر ازشما خواسته می شود، ارائه اطلاعات مربوط به نگرانی هایتان می باشد. مثلاً:

  • می نویسیم راجع به چه چیزی نگران هستم؟
  • فهرست کردن افکارمزاحم خود را یادداشت میکنید

بعد از نوشتن افکار نگران کننده روی کاغذ، ازخودتان سئوال میکنید:

  • راجع به اینکه چه اتفاقی میخواهد بیفتد، چه پیش بینی دارم ؟

اکثر مردم همیشه پیش بینی میکنند که اتفاق بدی میخواهد بیفتد، ازاینرو دقیق وخاص باشید و بنویسید که دقیقاً می ترسید چه اتفاقی ممکن است بیفتد.

  • چه عواطفی را احساس میکنم؟
  • چقدر باوردارید چنین چیزی برایتان اتفاق می افتد؟ به درجه نیرومندی  باورتان  بین ۰ تا ۱۰۰% نمره بدهید.

شما فقط نمیخواهید تفکرات مزاحم را روی کاغذ یاد داشت کنید، بلکه قصد دارید  نگرانی های ثبت شده  خود بر روی کاغذ را  به چالش  نیز بکشید، دراینصورت  از پرسش های زیر برای به چالش کشیدن نگرانی های داخل دفتراستفاده کنید:

  • چه شاهد یا مدرکی بر صحت پیش بینی من وجود دارد؟
  • چه شاهد ومدرکی درمغایرت یا مخالفت با پیش بینی من وجود دارد؟
  • چقدر احتمال دارد اتفاقی را که پیش بینی میکنم، عملاً تحقق پیدا کند(احتمالا ۰ -۱۰۰%)
  • بدترین اتفاقی که میتواند بیفتد، چیست؟
  • آنچه که به احتمال زیاد واقع خواهد شد، چیست؟
  • اگر بدترین اتفاق ممکن(چیزی که معمولاً درموقع نگرانی پیش بینی میکنیم) بیفتد، چه کاری از عهده من بر می آید؟
  • نگران بودن راجع به این موضوع، چقدر به نفع من است؟

به چالش کشیدن نگرانی و اضطراب

 

سپس براساس پاسخ های تان  به پرسش های دفتر ثبت نگرانی، طرح پرسش زیر شما را به جریان  تفکرمتعادل وارد می سازد:

اندیشیدن بوسیله پرسیدن:

  • کدام تفکر مفید و متعادلی را میتوانم با فکر نگران کننده جایگزین سازم؟

گام نهایی :

  • اکنون مشخص کنید پیش بینی اولیه تان را چقدر یا به چه میزان باور دارید.
  • شدت احساسی را که قبلاً درهنگام شروع داشتید، مشخص کنید.

اگر راهبرد بچالش کشیدن نگرانی تان  به همین صورت ادامه دهید، به احتمال خیلی زیاد موفق خواهید شد، جریان پرورش پیش بینی های منفی در ذهن خویش را دچارسستی و ضعف ساخته وازشدت عواطف واحساسات آن نیزکاملاً بکاهید.

به تغییرات پله ای درنگرانی های خویش پایبند باشید. این کارمستلزم صرف وقت، پافشاری و تمرین است، که البته اینگونه جنگیدن و مبارزه برنامه ریزی شده  با نگرانی ها، پاداش خیلی خوبی بدنبال خواهد داشت.

ادامه دارد….

 

به چالش کشیدن افکار نگران کننده در اختلال نگرانی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!