عواملی که باعث حفظ عزت نفس ضعیف می شوند!(۱۰)

عزت نفس، عزت نفس ضعیف

اگر قانون شما فقط تهدید شود، پاسخ شما میتواند از نوع «انتظار وقوع رخداد بد» باشد

ادامه مباحث مدل سوم: عزت نفس ضعیف چگونه حفظ می شود؟

 

دو عامل مهمی که در حفظ  و ماندگاری عزت نفس ضعیف شما نقش بازی میکنند، عبارتند از:

 

توقعات یا انتظارات سودار یا انحرافی

اگر قانون شما فقط تهدید شود(یعنی هنوز شکسته نشده  است، ولی بنظر می رسد دریک لحظه ای این اتفاق بیفتد)، پاسخ شما میتواند از نوع «انتظار وقوع رخداد بد» باشد. ما این حالت را داشتن توقعات یا انتظارات جهتدار یا انحرافی یا انتظار سودار، می نامیم. ومنظور از این شیوه تفکر  نیز آن است که  شخص دچار عزت نفس ضعیف با پیش بینی کردن بدترین نتایج یا نتیجه گیری منفی راجع به تبعات منفی و بد یک وضعیت خاص، دچار ضعف و سستی می شود.

مثلا نمونه هایی از الگوی تفکر، « انتظار سودار»، اینگونه است؛

 

«من قادر به انجام این کار نیستم»،

«شکست میخورم»،

«دیگران سرزنشم میکنند»،

«کار را بخوبی انجام نخواهم داد».

 

بعلت یک چنین انتظار سو داری، به روشهای خاصی ممکن است رفتار کنید.

مثلا در مقام یک سخنران ممکن است در دقایق آخر تصمیم تان برای سخنرانی کردن تغییر بکند و از ارائه سخنرانی خودداری کنید و آنرا به شخص دیگری محول کنید یا به زمان دیگری موکول نمائید.

شاید بخاطر انتظار سودار، فوق العاده هوشیار و بیش ازحد مهیا وآماده باشید، ساعت های طولانی در شب بیداری بکشید و برروی تکلیف و ماموریت مورد نظرکارکنید.

یا احتمال دارد در یک زمینه و رشته خاصی  بیش از حد کار کنید ولی  هنگامی که احساس میکنید کار خیلی سخت شده است، براثرانتظارات سودار دچارعقب نشینی شوید وکناررا تعطیل نمائید. رفتارهایی که براثر انتظار سودار انجام می شود را، رفتار پرهیزی و ایمنی می نامیم.

این تفکرات و رفتارها به احساس اضطراب، عصبی شدن، تنش یا استرس، ترس، عدم قطعیت، شک و دودلی کمک میکند.

بنابراین انتظارات و توقعات سوءدار و انحرافی و رفتار های بی فایده، و اضطراب حاصل از آن میتوانند برکیفیت عملکرد انسان صدمه بزند، و این باور منفی را در نظر شما تقویت سازد.« حق داشتم که همان اول کار گفتم، من آدم بی لیاقت و بی عرضه ای هستم».

به این ترتیب باورهای هسته ای منفی شما بدون تغییر به بقاء و فعالیت خود ادامه میدهند، چون شما  با وجود انتظارات سودار و رفتارهای از نوع گریز یا ایمنی، هرگز فرصت آزمایش این افکار را بدست نخواهید آورد و بدون شاهد عینی و فقط بر اساس قضاوت ذهنی و پیشداوری باور منفی تان را حفظ خواهید کرد.

حتی اگر انتظارت سودار شما حقیقت پیدا نکند و همه چیز به خیر و خوبی سپری شود(بدون هرگونه مشکلی سخنرانی کنید) بخاطر در پیش گرفتن «احتیاط های ایمنی»، باورتان بر این است که همه چیز فقط ایندفعه و تحت شرایط خاص بصورت شانسی«جفت وجور شد»و برای دفعه بعد هیچ شانس موفقیتی درکار نیست.

بنابراین، با این الگوی تفکر باورهسته ای منفی شما تغییرنمیکند. ازاینرو میتوانید مشاهده کنید چگونه روشی که درموقعیت های خطرفکرمیکنید و رفتار میکنید به عواطف بی فایده  منجرمیشود و باورهای منفی تان راجع به خویشتن را حفظ میکند.

 

خود ارزیابی منفی، با خود حرف زدن منفی

اگر قاعده یا قانون شما عملاً شکسته شود، ممکن است پاسخ شما به این شکست، خودارزیابی منفی باشد

 

 

خود ارزابی منفی

اگر قاعده یا قانون شما عملاً شکسته شود، ممکن است پاسخ شما به این شکست، خودارزیابی منفی باشد. یعنی اینکه مشغول تحقیر و سرزنش و خود- انتقادی(با خود حرف زدن منفی) می شوید. بخودتان حمله ور می شوید، خود را بخاطر اشتباهاتی که مرتکب شده اید نیش زبان می زنید ممکن است از چنین عبارت هایی استفاده کنید:

 

«گند زدی باید بهتر از این عمل میکردی»،

«اگر نتوانم این یه کار را هم انجام بدم، بدرد لای جرز هم نیمخورم»،

« واقعا باید خرفت و احمق شده باشم که نتونستم این کار را انجام بدهم»،

« این دقیقا نشون میده که من آدم بدرد نخوری هستم.»

 

وسپس درنتیجه این طرزتفکر ممکن است به روش خاصی رفتار کنید، مثلا گوشه گیر شوید و منزوی باشید، در یک خواب زمستانی فرو بروید، دست از بهداشت و مراقبت و سلامتی شخصی بشوئید، کمترکارکنید، منفعل شوید، به سراغ فعالیت های مفرح و لذتبخش نروید.

تمام این کارها فقطان بدان خاطر است که فکرمیکنید «من شایسته و لایق چیزهای مثبت وسازنده نیستم»

وقتی که به این شیوه فکرورفتار می کنید، طبعاً احساس افسردگی، غمگینی، بیحالی و بی رمقی، نومیدی، یاس، … شما را فرا میگیرد. بطورمسلم یکی از علائم افسردگی، با خود- حرف زدن منفی است  که درعینحال باورهای منفی  راجع به خودتان را هم حفظ میکند، و فعال می سازد.

بنابراین برآیند همه این خود- ارزیابیهای منفی، رفتارهای بی فایده و افسردگی تصدیق و تایید این حرفیست که شما در موقعیت های خطرناک بخودتان می زنید؛

«من آدم بی لیاقتی هستم»،

و وقتی که  موقعیت خطرناک کاملاً سپری شد، این باور را همچنان محفوظ در سینه تان حفظ میکنید.

به این ترتیب ملاحظه میکنید که چگونه شیوه تفکر، رفتار و احساس شما درموقعیت تهدید یا خطر، ازباورهای منفی شما حمایت میکند و شواهدی را در تصدیق  و تحکیم آنها جمع آوری میکند.

ادامه دارد…

عزت نفس و افعی باور هسته ای شما!(۹)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!