عواطف منفی مثل ترس،خشم و غم را چطوری تحمل کنیم؟(۶)

تاکنون که مشغول مطالعه این مدل هستید، فرض میکنیم بعلت این است که عدم تحمل ناملایمات یا پریشانحالی در زندگی شما به یک مشکل تبدیل شده است.و برطبق مطالعات گذشته تان میدانید عدم تحمل پریشان حالی به چه معناست،

گام بعدی این است که برخورداری ازتحمل وبردباری بیشتر را بیاموزید.شاید چندان مورد توجه نباشد که در طول دوران زندگی تان بردباری و تحمل چیزهای بسیارمتفاوتی را آموخته اید.

مثلاً تحمل آدم هایی که شما را دوست ندارند، تحمل درد بدنی،یا پایبندی به راه و هدف خودتان با وجود سختی ها، یا انجام دادن کارهایی که احساس میکنید دوست ندارید انجام دهید،یا رانندگان بد در جاده ها و غیره.

distress-tolerance-876257623478556457

به این ترتیب پریشانی عاطفی فقط یکی ازآن مواردیست که باید به فهرست تحمل کردنی های زندگی تان اضافه کنید.یاد بگیرید پریشانی را چطوری تحمل کنید در هنگامی که درمسیرالگوی همیشگی و دائمی گریز ازآن تلاش کرده اید، این کار مستلزم تمرین، صبوری و پافشاری می باشد. این مدل کمک می کند با یادگیری پذیرش پریشانی عاطفی و روبرو شدن با احساسات خود،تحمل خود را بالاببرید.

 

عواطف را  بصورت متفاوتی ببینید

اولین گام برای پذیرش پریشانی این است که احساسات و تجربیات عاطفی را در یک چشم انداز جدید مشاهده کنید.

همانطور که در مدل ۱ بحث شد، ناراحتی عاطفی یک نوع تجربه فراگیر بشری نرمال می باشد. عواطف منفی مثل غم، خشم وترس بخشی ازهویت بشراست.این عواطف نه فقط عمومیت دارند، نرمال و قابل قبول هستند بلکه عملاً برای انسان مفیدودرجهت سلامت اوحائزاهمیت بسیار می باشد.

برای مثال،احساس ترس بی نهایت مفید و برای انسان حیاتی می باشد. ترس هنگامی مفید است که در موقع مناسب واقع می شود، شبیه وقتی که خطر واقعی امنیت ما را تهدید میکند(بعنوان مثال، اسلحه ای که به طرف ما نشانه رفته یا حیوانی وحشی که به سمت ما بسرعت درحال حمله است)یا موقعی که ترس با موقعیت و وضعیت تناسب دارد(مثلاً، استرس و عصبی بودن قبل از یک آزمون بزرگ).

در این اوقات ما ترس را تجربه میکنیم و تمام عوارض یا احساسات بدنی که همراه با ترس می باشند، به ما کمک میکنند تا بطورموثرتری با آن موقعیت مواجه شویم. تپش قلب،تندتر شدن تنفس، احساس گرمی،عرق کردن، همه اینها علائمی می باشند که بدن واقع شده در معرض ترس برای”جنگ”یا” گریز” از خودش بروز میدهد.

قرار گرفتن در این حالت ما را مهیا می سازد تا با خطرمواجه می شویم  یااز آن بگریزیم. بنابراین ترسیدن در چنین شرایطی یک چیز خیلی خوب است. اگر ما واقعاً رلکس و آرام باشیم،و هیچ بررسی و مطالعه یا سعی و تلاش برای فرار از مسیر تفنگ یا حیوان وحشی بعمل نیاوریم، به احتمال زیاد با مشکلات جبران ناپذیر مواجه می شدیم.

درست به همین شکل، خشم هم یک احساس مفید است. تصور کنید اگر خشم وجود نداشت برخی کارهای غیر عادلانه یا نادرستی راجع به ما یا شخص دیگری صورت میگرفت،ابداً آنرا درک نمی کردیم.

اگر خشم را تجربه نمی کردیم پس از آنکه احتمالاً همه انواع و اقسام تهدیدات بد علیه ما روانه می شدند، یا به دیگران اجازه می داد برما صدمه وارد نماید. خشم می تواند ما را به رفتاری  سوق بدهد که سعی داریم کارهایی را در جهت بهتر شدن خودمان و دیگران انجام بدهیم.

احساس غم یک مورد گول زننده است. شاید بپرسید غمگینی چطورمیتواند مفید باشد؟ شاید آسان ترین شیوه این باشد که فکر کنیم اگر غمگینی را احساس نمی کردیم، چی می شد؟

بطور کلی وقتی چیز مهمی را از دست میدهیم به احساس غم تمایل داریم؛مثلاً از دست شخصی، شغلی، ملکی یا مالی، توجه کسی یا محبت کسی وغیره. اگر احساس غمگینی نداشتیم وقتی که این چیزها اتفاق می افتادند، بدان معنا می شد که هیچ چیز در این دنیا برای ما اهمیت ندارد.

می توانست بدین معنا باشد به چیزهایی که داریم ارزش و اهمیتی قائل نیستیم، و به آدم های دور و اطراف مان هیچ علاقه یا تعلق خاطر و پیوندی نداریم. پس غمگینی سهواً یا ناخواسته به ما کمک میکند تا زندگی مان را از نیروی زندگی پر کنیم، چونکه ما نسبت به چیزهایی که در زندگی مان داریم مواظبت داریم و نمی خواهیم آنها را از دست بدهیم.

من حدس می زنم پیام اصلی را گرفته باشید که عواطف منفی برای بقاء ما مهمتر از چیزهایی می باشند که موجب ترس و فرار می شوند با همه هزینه هایشان.

شیوه دیگری که برای مشاهده کاملاً متفاوت عواطف تان می توانید استفاده کنید، توجه به این نکته است که عواطف دائمی و ماندگار نیستند. میتوانید عواطف خودتان را بصورت تجربیات تغییر کننده ای درنظر بگیرید که همیشه نوسان دارند اما درحال گذرهستند. وقتی در حال احساس ناراحتی و پریشانحالی هستیم، بنظر می رسد که این حالت یک جریان ابدی خواهد بود، بدتر و بدتر می شود تا اینکه بطورعاطفی ما خاکستر می شویم.

اما این نحوه مشاهده عواطف کارآمد نیست، بلکه عواطف بصورت امواج عمل میکنند، گاهی اوقات افزایش می یابند و بسیار شدت می یابند، ولی بصورت قابل پیش بینی همیشه با صخره ای برخورد میکنند،پخش می شوند و نهایتاً از بین می روند.

اما این ازبین رفتن هم موقتی است؛ عواطف درست مثل موج دریا مجدداً شکل میگیرد و شدت می یابد و باصخره ها برخورد میکند. کلید اسرار عواطف این است که درحال حرکت وتغییرهستند، ماندگاری ندارند.این حالت مخصوصاً هنگامی بیشترصحت دارد که علیه آن نجنگید و سعی نکنید جلوی عواطف را مسدود کنید.

گاهی اوقات فقط توانایی یادآوری نمودن اینکه عواطف شبیه یک موج درحال گذر هستند فرصت میدهد تااحساسات ناراحت کننده را بهترتحمل کنید.

distress-tolerance-876257623478556455

چه چیزی قابل پذیرش است؟

پذیرفتن پریشانی به معنای دوست داشتن ناراحتی روحی و عاطفی نیست، یا ثبت نام برای آزار رسانی عاطفی یا زندگی کردن در عواطف منفی و سیاه نیست.

بلکه، پذیرفتن پریشانحالی راجع به این است که ببینیم این عاطفه اصلاً چیست و چطوری میتوانیم با توجه ورزیدن و دقت کردن به آن، تغییربدهیم. واکنش به یک شیوه پذیرنده نسبت به عاطفه، اغلب تاثیرعاطفه روی شما داشته را عوض میکند.

 

درگام نخست پذیرش عاطفه باید یاد بگیریم تا عواطف خود را  “بصورت ذهنی” تماشا کنیم.

آگاهی یا هوشیاری داشتن یعنی نسبت به وضعیت و حالت ذهنی ما در زمان حال و هم اکنون هوشیار باشیم، برآنچه که هم اکنون درحال تجربه آن هستیم، با نگرش جدی و باحساسیت، و بدون هرگونه قضاوت یا سعی و تلاش برای تغییر تجربه فعلی تان، ناظر و شاهد باشیم.

در این شیوه عواطف ما یک جریان پرهیاهوی خروشانی نیست که ما را به درون خودش می کشاند و به واکنش وادار می سازد، ما تماشاگر عواطف خودمان هستیم،نسبت به آنچه واقع میشود همانند یک شخص بیرونی توجه داریم، پریشانی خود را تماشا میکنیم با یک حس فاصله یا عدم رابطه و پیوستگی.

همانطور که با واکنش نشان ندادن به آن درگیر نیستیم، فقط اجازه دادن، تماشا نمودن و فاصله گرفتن از عاطفه تا هنگامی که دوره اش سپری شود.

ادامه دارد…

ترجمه بهمن ابراهیمی

چطوری پریشانی عاطفی را بپذیریم و تحمل کنیم!(۷)

عدم تحمل عواطف منفی- بخش پنجم

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!