عناصر اربعه در ادبیات

 

عناصر اربعه یا عناصر چهارگانه (به پارسی سره چارآخشج یا چهارآخشیج)[۱] چهار عنصر آب، هوا، خاک و آتش هستند که یونانیان باستان آن‌ها را عنصرهای سازندهٔ جهان می‌دانستند.

نور خورشید را مخلوطی از هوا و آتش تصور می‌کردند و یخ را همان آب می‌دانستند که سختی سنگ را به دست آورده‌است.

ابن سینا در کتاب قانون مدعی است که دو عنصر سنگین، یعنی خاک و آب، سازندهٔ اعضای بدن هستند و دو عنصر سبک، یعنی آتش و هوا، سازندهٔ روح هستند.
اگرچه این دیدگاه ممکن است بسیار عامیانه به نظر رسد، اثرهایی ژرف بر درک امروزی ما از جهان دارد. یکی از این آثار توجه به حالات ماده‌است. مفهوم ماده و انرژی را می‌توان از اعتقاد به عناصر اربعه برداشت کرد؛ خاک نمایندهٔ حالت جامد، آب نمادی از حالت مایع، و هوا یادآور حالت گازی است. به این ترتیب سه عنصر نخست حالات سه گانهٔ ماده را یادآور می‌شوند.

اثر دیگر معرفی آتش است. آتش نمایندهٔ مفهوم انرژی و بیانگر تغییراتی است که انرژی در ماده و حالات آن به وجود می‌آورد. بدین ترتیب مفهوم ماده و انرژی را به آسانی می‌توان از دیدگاه پیشینیان، برداشت کرد.
اینکه یونانیان در برهه‌ای از تاریخ چنین دیدگاهی داشته‌اند درست است اما به اینکه چنین دیدگاهی نخست از کدام اندیشه برآمده ارتباط خاصی ندارد. بسیاری بر این عقیده‌اند که نخستین کسی که بحث عناصر طبیعت و احترام به آن‌ها را پیش کشید زرتشت است.[۴] بعد از پیدایش جدول مندلیف (در واقع عناصری که در جدول مندلیف به عنوان عناصر اولیه جهان(هوا:نیتروژن، اکسیژن، کربن دی اکسید، هیدروژن؛آب:دو مولکول هیدروژن و یک ملکول اکسیژن؛

خاک:آهن، روی، مس و منگز و…)وجود دارند همه از ارکان اصلی که بعد به آنها اشاره خواهیم کرد به وجود آمده‌اند توسط دیمیتری ایوانوویج مندلیف کمتر کسی را می‌توان یافت که از عناصر اصلی و اولیه جهان خبر داشته باشد. حکمای پزشکی قدیمی جهان[خصوصاً دو پزشک معروف جهان:ابو علی سینا و جالینوس بزرگ]بر این باور بودند که جهان دا چهار رکن اصلی و عناصر بسیط و غیرقابل تجزیه تشکیل شده است.

انها اعتقاد داشتند که مواد تشکیل دهنده جهان و انسان چهار چیز است به نام‌های:آتش، هوا، آب، خاک. دکتر جمشید خدادادی می‌گوید: باید دانست که جسم انسان و دیگر جانوران، همه از آتش، هوا، آب، خاک فراهم آمده ماده همه هستی از این چهار عنصر است و آنرا به عربی ارکان اربعه می‌گویند.

منبع

عناصر اربعه در خمسه نظامی

عناصر اربعه ( آب، آتش ، باد ، خاک ) نقش اساسی در تاریخ زندگی و آغاز اندیشه های اسطوره ای بشر داشته و در طی قرون نقش ها ، کارکردها و نمادهای بسیاری را به ذهن انسان متبادر کرده اند .

عناصر اربعه در حوزه های گوناگون فلسفی ، تاریخی ، اسطوره ای ، هنری ، ادبی و… جایگاه ویژه ای دارند؛ در حوزه ی ادبی شاعران برای آفرینش آثار ، مضامین ، تصاویر ادبی، بسیار به ویژگی ها ، نقش و نمادهای آن ها توجه داشته و از آن ها بهره جسته اند خاصه شاعران بزرگی چون حکیم نظامی گنجوی که اشعارش آکنده از مفاهیم فرهنگی و مردمی است .

با توجه به اهمیّت عناصر اربعه و تأثیر آن در اساطیرایران و ادبیات فارسی ، این پژوهش کوشیده است تا با بهره گیری از روش اسنادی و تحقیقات کاربردی نخست مثنوی های ” پنج گنج ” نظامی را در به کارگیری از این عناصر با توجه به تعاریف کمّی و کیفی وبا عنایت به عناصر و مولفه های تشکیل دهنده ی آن بررسی نماید و آنگاه با توجه به ویژگی ها و کارکردهای عناصر اربعه و معانی نمادین آن ها به تفکیک و طبقه بندی بپردازد .

بنابر این نظامی جنبه ها و نقش های گوناگون این عناصر را در خلق آثارش مورد توجه بسیار قرار داده و چنانچه ذکر شد به عنوان شاعری که بسیاری مفاهیم فرهنگی و مردمی را در شعرش گنجانده است به اعتقادات و باورهای عمومی جامعه در رابطه با عناصر اربعه ، ویژگی و عملکرد و قداست آن ها توجه داشته و آن ها را در جای جای آثاراش به کار برده است و نیز در خلق تصاویر، تشبیهات و استعارات و…از آن ها بهره جسته است. واژگان کلیدی : نظامی گنجوی ، پنج گنج ؛ نماد ، عناصر اربعه (آّب، آتش ، باد ، خاک) .

 

تحلیل تقابل آب وآتش در اشعار سهراب

صاحب نظران علوم مختلف ، هر کدام به نوعی خاص به چهار عنصر نگریسته اند. بعضی، چهار عنصررا همدل وهم سو ، درجهت فساد جهان می دانند و برخی به تضاد این عناصر اشاره کرده اند ، بعضی هم نظم و پایداری عالم را به هماهنگی این چهار عنصر می دانند . شاعران  کهن سرا ،در میان این عناصر ،«آتش» را دارای طبعی سوزان و ویرانگر و«آب» را دارای ذاتی نرم، نمناک وسرد می دانند. اما نو پردازان ،چهارچوب ها را شکسته و بدون این که خود را در قید و بند تعاریف و دیدگاه های رایج علمی یا فلسفی محصور کنند، تعابیری متفاوت از این عناصر  وتقابل میان آنها را در سروده های خود به کار برده اند.

سهراب شاعری است که رنگ ها و عناصر طبیعت درهمه جای اشعارش ، حضور دارند.خلق وسرشت هنرمند او ،از پدیده های طبیعت تابلویی پر نقش ونگار به تصویر        می کشد که در سروده هایش خود نمایی می کند. از شعر سهراب ، سادگی توأم با حرارت می تراود . ارتباط میان پدیده ها، در   سروده های سهراب بسیار قوی وپررنگ است. این ارتباط درمیان برخی عناصر نمایانگر همسویی و در پاره ای مفاهیم نشان دهنده ی تضاد است. اما سهراب به «آتش» و رابطه ی آن با« آب» نگاهی دیگرگونه دارد. او نیز در بیان و نگاهش به رویارویی بین این پدیده ها سنت شکنی‌ و بدعت‌گذاری‌ را پیشه می کند.

در سروده های سهراب، «آب»و «آتش»، با تعابیری چون «تب شکوفه»، «نیزه دار کهن»، «شبنم نوازش»، «پسر روشن آب»، «آتش همرنگی» و «عقاب خورشید» بیان شده اند. استفاده از این واژگان در حقیقت،تصویر سازی بدیع سهراب برای توصیف تقابل و رویارویی این عناصر است

 

عملکرد فرهنگستان در مقابل واژگان خارجی