عزت نفس ضعیف و خود ارزیابیهای منفی(۱۶)

خود ارزیابی منفی

خود ارزیابی منفی عموماً درهنگام مواجه انسان با « موقعیت درمعرض خطر» ظاهر می شود

درمدل ۳، راجع به اینکه چگونه عزت نفس ضعیف وخاموش فعال میشود و خود را تا حد شدید حفظ میکند، بحث کردیم. هنگامی که با یک موقعیت خطر ساز مواجه می شویم، باور هسته ای منفی ما راجع به خودمان بطور خودکار فعال میگردد و به دونوع تفکر منفی منجر می شود:

انتظارات سودار  و   خود ارزیابی منفی

درمدل پیشین، ما راجع به نحوه مدیریت انتظارات سودار بحث کردیم و دراین مدل میخواهیم خود ارزیابی منفی را با جزئیات بیشتر بحث کنیم، وشیوه های تغییردادن و غلبه برآن را مطرح سازیم. با شناسایی خودارزیابی های منفی خویش درموقعیت های زندگی روزمره، شما میتوانید جلوی فعال شدن باورهای منفی راجع به خودتان را مسدود کنید وبه این ترتیب از ریشه دار شدن این باورها و آبرسانی به آنها خودداری میکنید. در نتیجه چنین اصلاح و مدیریتی بر افکار، به شما کمک میکند تا عزت نفس ضعیف تانرا درمان کنید.

 

خود ارزیابی منفی به چه معناست؟

همانگونه که در مدل سوم مشاهده کردیم، خود ارزیابی منفی درواقع تفکری منفی است که عموماً درهنگام مواجه انسان با یک «موقعیت خطرساز» یا « موقعیت درمعرض خطر» ظاهر می شود، به دلیل اینکه قانون یا فرض بی فایده شما شکسته شده است و باورهای هسته ای منفی تان فعال گردیده است.

هنگامی که چنین اتفاقی می افتد شما تمایل پیدا میکنید، خودتانرا بصورت منفی مورد ارزیابیقرار دهید، با خودتان بدرفتاری میکنید و خویشتن را سرزنش و مورد انتقاد قرار میدهید. دراین حالت ممکن است بخودتان بگوئید:

• ممکن است بخاطر کاری که «باید» انجام می دادید یا کاری که «نباید» انجام می دادید، تا به استانداردهای از قبل تعیین شده خودتان دست بیابید، خود را با زخم زبان و تحقیر کردن، تنبیه نمائید.

• ممکن است به خودتان برچسب های منفی و خفت بار بزنید، خود را با القاب و صفات زشت و زننده خطاب قرار دهید، مانند: احمق، خرفت، بی عرضه، بی خاصیت، وغیره.

• بر مبنای یک اتفاق کاملاً خاص، راجع به خودتان تعمیم های کلی و فراگیر صادر میکنید، وممکن است مطالبی از این نوع بخودتان بگوئید:« همیشه اینطوریم، کارم گند زدنه!»، «محض رضای خدا، هیچ وقت نشد، کاری را درست انجام بدم»،«همه چیزگند خورد، رفت پی کارش!»

هنگامی که در مواجهه با موقعیت های مختلف زندگی روزه، به این شکل خود را مورد انتقاد قرار میدهید، به انجام دادن رفتارها و کارهای خاصی تمایل پیدا میکنید، که اغلب تحریک شدن به رفتارهای بی فایده و مضر می باشد. ممکن است به انجام دادن یک چنین کارهایی گرایش پیدا کنید:

• سعی کنید ازخانواده یا دوستان دوری کنید، منزوی شوید و به کنج امن تنهایی پناه ببرید.

• سعی میکنید کارهای جبران کننده انجام بدهید،

• یا با غفلت، بی خیالی، به فراموشی سپردن فرصت های شغلی و تحصیل و کاری، مسئولیت ها، و حتی کنار گذاشتن برنامه مراقبتی و سلامتی و غیره، واکنش نشان بدهید.

• در ارتباط با دیگران، بجای رابطه ای جسورانه، از الگوی رابطه عمدتاً منفعلانه و گاهی خشن و انفجاری استفاده کنید.

و در پایان روز براثر این افکار بی فایده و رفتارها، دچار احساسات دردناک از جمله افسردگی، غمگینی و احساس گناه می شوید. و البته این حالت حقیقت وجود باورهای هسته ای منفی راتایید میکنند.

به یک مثال از خود ارزیابی منفی در شرایط واقعی را درنظر بگیرید. مثلا تصور کنیم شما دارای یک چنین باور هسته ای منفی می باشید: « من آدم بی ارزشی هستم». در لحظه اکنون، عزت نفس ضعیف شما خاموش یا درحالت کمون خواهد بود تا وقتی که بتوانید قوانین و پیش فرض های خودتان را پیش ببرید:« من برای کسب مقبولیت و تایید مردم، باید هر طور شده آنها را راضی و خشنود کنم».

بنابراین تا هنگامی که شما مطابق این قانون و پیشفرض تان زندگی میکنید، نسبت به خودتان، بدبین و بدرفتار نیستید. اما بهرحال، خواهی نخواهی شرایط تغییر میکند و ما نمی توانیم جلوی اتفاقات آزاد زندگی را بگیریم. روزی با چنین موقعیتی مواجه می شوید که دوست تان یا همکارتان شما را به ناهار دعوت میکند.

اتفاقاً روزیست که کاربسیار مهم، حساس و تعیین کننده در دست اقدام دارید. الان شما در یک موقعیت خطر ساز یا «موقعیت در معرض خطر» قرار گرفته اید. از یک طرف یا باید طبق قانونی که برای خودتان وضع کرده اید رفتار کنید، یعنی دعوت او را بپذیرید و رضایتمندی و خوشحالی دوست خود را جلب کنید، در اینصورت ممکن است دچار خسارت جبران ناپذیر شغلی بشوید.

یا بالعکس، دعوت دوست تان را رد بکنید، همراه او به ناهار نروید، یعنی قانون خود را نقض می کنید که احتمالاً سبب رنجش دوست تان خواهد شد، و در عینحال عواقب ناراحت کننده از جمله سرزنش خود و رفتارهای بی فایده ای دیگر بشود که قبلا ذکر کردیم.

مثلاً ممکن است اینطور فکر کنید؛«من یه دوست بی فایده و بدردنخوری هستم»،«من سزاوار داشتن چنین دوستان خوب و باوفایی نیستم»،« من نباید باعث ناراحتی وحال گیری مردم بشوم»، و احتمالاً بدنبال این افکار دچار احساس ناراحتی، و احساس گناه وتقصیر بشوید. همچنین دراین مرحله است که میتوانید انتخاب کنید چطوری درچنین شرایطی رفتار نمائید.

میتوانید از دوستان خودتان بطور مکرر عذرخواهی کامل بعمل آورید و خودتانرا برای دوستان تان خوار و زبون سازید. میتوانید سعی کنید کنسل شدن ناهار را دفعه بعد جبران کنید( با برنامه ریزی مجددی که جهت تقبل هزینه آن)تا بتوانید حسابی از شرمندگی دوست خود برآئید، و با بدوش گرفتن مسئولیت همه کارها، باعث زحمت و دردسرهای زیاد برای خودتان بشوید.

شاید هم بجای این کارها، برای مدتی ازدوست دوری کنید، به تلفن ها، ایمیل ها و پیامک هایشان پاسخ ندهید.

و البته، همه اینها رفتارهای بی فایده و مضری هستند که ضمن کش دادن و طولانی ساختن عواطف منفی این داستان، باور هسته ای منفی شما را نیز تایید و تصدیق میکند.

ادامه دارد…

درمان عزت نفس ضعیف با آزمایش انتظارات سودار(۱۵)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!