عزت نفس ضعیف و به چالش کشیدن انتظارات سودار!(12)

یکی از شیوه های پرداختن به انتظارات سودار، به چالش کشیدن آنهاست. درمعالجه رفتاری- شناختی، این شیوه را «مجادله» هم می نامند. بیاد داشته باشید که جنس افکار وانتظارات ما از مقوله های ذهنی است، یعنی جزو امورآموختنی واکتسابی بوسیله ذهن هستند، پس از جنس واقعیت نمی باشند.

ازآنجائیکه خود ذهن، فکر را خلق میکند یا آنرا بوجود می آورد، ذاتاً هیچگونه اجباری وجود ندارد که دیگری یا دیگران و/ یا حتی خودتان (بعنوان یک روح مستقل از فکر)، محصول ذهنی خود را که بصورت «فکر» عرضه شده است را ، بصورت کورکورانه، چشم و گوش بسته، تقلیدی، بپذیرید و براساس آن یک باورقلبی یا «تعهد» ایجاد کنید و یا مطابق آن دست به اعمال و کردار خاصی بزنید.
به این ترتیب وقتی فکری به ذهن تان خطور میکند، یا فکری را از شخص دیگری دریافت میکنید، وظیفه اولیه انسانی شما ایجاب میکند که صحت و سقم و اعتبار آنرا مورد کنکاش و بررسی دقیق قرار بدهیم.

و همینطور اگر از درون فکری یک انتظار خاصی نسبت به هرکسی و هرچیزی پدیدار شد، لازم است آنرا به زیر سئوال ببرید. یعنی موردکنکاش قرار دهید یا آنرا آزمایش کنید و نسبت به هر شاهد و دلیلی با حساسیت و توجه کامل، برخورد کنید. توجه کاملی داشته باشید که دلیلی را، شاهدی را، یا مدرکی را، مورد غفلت و چشمپوشی قرار ندهید. اعم از اینکه موافق با انتظار و فکر شما باشد، یا مخالف آن.

چرا که شما میخواهید به حقیقت پی ببرید. اگر بخاطراینکه فکری یا توقعی متعلق به خود شماست، یا کیش و گروه، دسته و کشور و…. مربوط به شماست، بخواهید از دلیلی یا شاهدی چشمپوشی کنید، یا نمونه ها را طوری انتخاب کنید که فقط در راستای تایید یا رد یک فکر و انتظار ذهنی باشد، در اینصورت شما از موضع واقع بینی و حقیقت یابی خارج شده اید، و به احتمال زیاد احساسات و رفتارهای شما، چون مبتنی بر اطلاعات سودار و یک جانبه می باشد، بی اعتبار و جانبدارانه خواهد بود!

روش شما در اینجا شبیه مامور پلیس یاکارآگاه یا یک وکیل و قاضی خواهد بود که سعی میکند به «واقعیت» ها دست یابد تا بتواند کم و کیف «انتظارات» یا افکار شما در یک چشم انداز صحیح قرار بدهد و پیش ببرید.

 

قطعا انجام چنین عملیات مهمی، به یک کار هدفمند و برنامه ریزی دقیق نیازمند است. نمی شود کسی بگوید که من در ذهنم تمرکز میکنم و نمی گذارم افکار و انتظارات سودار به ذهنم خطورکنند!

 

چنین کاری عملا غیر ممکن است. چون افکار مثل رعد و برق به ذهن خطور میکنند. ثبات ندارند، بسرعت و بصورت کاملا اتوماتیک براثر یک محرک درونی یابیرونی، بوجود می آیند و بعد ازمدت کوتاهی توجه زنده ما یا هوشیاری ما به درون یک فکر دیگری،کوچ میکند.

 

یعنی ذهن ما انباشته از صندوق افکار است، شاید هزاران صندوق از جنس فکر که هرکدام از آنها مسیرهای ورود و خروج شرطی شده در نظام شبکه عصبی مغز، دارند. یعنی براثر محرکی خاص، ذهن ما بصورت شرطی شده از طریق مسیر های عصبی از قبل نصب شده، به درون صندوق فکری خاصی داخل و از آن خارج می شود.

 

مدتی نگذشته، یعنی خیلی زود، توجه زنده ما از یک صندوق فکر خارج شده به درون صندوق فکری دیگری داخل می شود.

طبیعتاً موضوعاتی که برای ما مهم هستند، یعنی بدست آوردنشان یا از دست دادن شان برای ما خیلی مهم می باشند، صندوق های فکری دارند که توجه یا آگاهی یا هوشیاری زنده ما بطور مکرر و پیوسته در طول شبانه روز، حتی در عالم رویا، مشغول آمد و شد به درون آنها می باشد.

روابط زناشویی، نامزدی، پول، مقام، شهرت،آبرو، توجه و تایید مردم و دهها موضوع دیگر از جمله سوژه هایی هستند که همیشه توجه زنده ما را بعلیده وبخودشان مشغول می سازند.

 

مثلا برای یک پسر یا دخترجوان، ممکن است داشتن رابطه با جنس مخالف، یا چگونگی اعمال و کردار نامزدش، موضوع محوری و اساسی باشد.

بنابراین هوشیاری و توجه زنده چنین شخصی شبانه روز حول محور آن می چرخد. درواقع چنین شخصی در درون صندوق فکری این موضوع زندگی میکند. هراتفاقی در این حیطه واقع شود، برایش بسیارجذاب و حائز اهمیت است و اساسا، بیشتر اوقاتش به پردازش ذهنی یا مشغولیت فکری راجع به آن میگذرد.

شاید هوشیاری و توجه به سراغ صندوق های فکری دیگری هم برود، ولی درآنجا خیلی توقف نمیکند.

همانطورکه ملاحظه می شود، یک چنین جریان نیرومند ذهنی را نمی شود، در درون ذهن کنترل و ساماندهی کرد.

این کار قطعا نیازمند یک کار علمی و تلاش برنامه ریزی شده می باشد.

ادامه دارد….

عزت نفس ضعیف: انتظارات سودار منفی!(11)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!