عزت نفس ضعیف: انتظارات سودار منفی!(11)

انتظارات سودار، باور منفی

درمدل سوم راجع به چگونگی فعال شدن عزت نفس ضعیف ازحالت خاموش به فعال و تا رسیدن آن به قله شدت و فروزش شدید، ادامه می یابد، بحث کردیم، گفتیم وقتی با موقعیت خطرناکی مواجه می شویم یعنی درمعرض خطر واقع می شویم، باور هسته ای منفی که راجع به خودمان ذخیره کرده بودیم، فعال شده و به دو نوع طرز تفکر منفی منجر می شود.

« انتظارات سودار »

«خود ارزشیابی منفی»

در مدل سوم راجع به هرکدام از این الگوهای فکری توضیحاتی ارائه کردیم، اما به لحاظ اهمیت این الگوهای ذهنی در تشگیل هیجانات و رفتاری منفی، لازم است با هدف تقویت هرچه بیشتر عزت نفس شما، در دو مدل جداگانه بطور مجزا، آنها را بررسی و راهکارهای رهایی را توصیه و تمرین کنیم.

بنابراین دراین مدل قصد داریم الگوی فکری«انتظارات سودار» را بیشتر بشناسیم وشیوه های تغییر و غلبه برآنرا تمرین کنیم. باآشنایی و شناخت به انتظارات سودار درشرایط و موقعیت های زندگی روزمره، خواهید توانست از تایید کردن این نوع افکار و فعالسازی مجدد باورهای منفی راجع به خودتان،جلوگیری کنید. ونهایتاً با اجرای کامل این مدل، خواهید توانست عزت نفس ضعیف خود را، بطور قابل ملاحظه ای ترمیم نمائید.

انتظارات سودار به چه معناست؟
انتظارات سودار، نوعی فکرمنفی می باشد که عمدتاً درهنگام مواجهه یا رودرویی با یک موقعیت خطرناک به ذهن انسان خطورمیکند، همانجائیکه بنظر می رسد « قانون و قاعده» یا «پیشفرض ذهنی» بی فایده شما نقض یا شکسته شده و باورهای هسته ای منفی تان فعال گردیده است. در این هنگام، ذهن شما شروع میکند به پیش گویی کردن چه اتفاقی قرار است بیفتد و عمدتاً هم این پیش بینی ها منفی هستند.

شما تمایل خواهید داشت تا:

• جدی گرفتن این احتمال که اتفاقات بدی درآینده خواهد افتاد

• در شدت و میزان بد بودن اتفاق احتمالی آینده، اغراق می کنید

• توانایی خودتان در مواجهه موثر و مدیریت آن اتفاق را، بسیار ضعیف و ناچیز ارزیابی میکنید، و

• نسبت به فاکتورها وعوامل دیگری که نشان میدهند، برخلاف آنچه که ما پیش بینی میکنیم، اتفاق بدی رخ نخواهد داد، غفلت می کنید یا ندیده می گیرید.

هنگامی که راجع به اتفاقات آینده، یک چنین نتیجه گیری های منفی بعمل می آورید، عملاً برانگیزنده شما برای یکسری رفتارهای بی فایده خواهد بود.

از جمله اینکه :

• کلاً از ورود به یک موقعیت دوری یا فرار میکنید،

• وقتی می بینید در یک موقعیت سخت،هیجان یا اضطراب ناشی از آن طاقت فرسا شده است سعی میکنید، از موقعیت مورد نظر خود را رها سازید و بیرون بروید.

• مواظبت، مراقبت و هوشیاری بیش از حد دارید و از رفتارهای ایمنی یا ایمن کننده، استفاده میکنید. این رفتارها کمک میکنند تا بتوانید بصورت ایمن و بدون آسیب از موقعیت عبورکنید.

مثلا درهنگام ورود به موقعیت، همراه خودتان یک نفر را می برید، برای مواجه شدن بهتر با موقعیت، آمادگی بیش ازحد و صد در صد را در خودتان ایجاد میکنید، دارو و کمک های اولیه همراه خودتان می برید، یا شرایط خاصی را در هنگام ورود به موقعیت تعیین میکنید(مثل رفتن زودهنگام و پیش از وقت/ خروج یا ترک دیرهنگام).

در پایان روز، افکار ورفتارهای بی فایده، بطرز باور نکردنی به دچار شدن بر احساس اضطراب،خشم و عصبانیت، عدم قطعیت، و دلسردی ویاس، بی اعتمادی نسبت به جهان اطراف، کمک میکنند. البته همین حالات روحی مهرتاییدی هستند بر اینکه باورهای هسته ای منفی شما حقیقت دارند.
دراینجا نمونه ای عینی و عملی از توقعات سودار را معرفی میکنیم، که بصورت یک دیاگرام یا نمودار نمایش داده می شود. تصور کنیم که شما یک چنین یک باور هسته ای منفی داریدکه؛«من آدم کودنی هستم». اما در این لحظه این باور هسته ای منفی شما بصورت خفته و خاموش بسر می برد چون این قاعده و پیشفرض بی فایده تان:

«هرگز نباید به شخصی اجازه بدهم که از قابلیت و توانایی واقعی من خبردار شود، چون از خنگ و کودن بودن من با خبر می شوند و هیچ ارزشی به من قائل نمی شوند و هیچ کاری برایم انجام نمیدهند»،

همچنان به کار خودش ادامه میدهد. بدیهی است که تا هر وقت بتوانید این قاعده را حفظ کنید و با آن زندگی کنید، در باره خودتان احساس خوب و مثبتی خواهید داشت.

اما میدانیم که شرایط هیچ وقت ثابت و بدون تغییر باقی نمی ماند، به این مثال دقت کنید:

یکی از روزها دوستانتان شما را به یک مسابقه تیمی «بیست سئوالی»دعوت میکنند. نوعی مسابقه دوستانه که معمولاً بصورت ماهانه دور هم جمع شده و به دو یا چند گروه تقسیم می شوید و اطلاعات عمومی همدیگر را محک می زنید.این مسابقه کاملا دوستانه است، و برد و باخت آن چندان جدی و سنگین نیست. فقط یکسری جوایز به گروه برنده داده می شود.

اکنون با این دعوتی که از شما بعمل آمده، در حقیقت شما در « موقعیت درمعرض خطر» قرارگرفته ای، چون مجبور شده ای در یک جمعی حاضر شوید و به یکسری سئوالات که میزان اطلاعات و سواد شما را ارزیابی میکند، قرار بگیرید.یعنی قاعده یا پیشفرض شما که قبلا به آن اشاره کردیم، احتمالاً شکسته خواهد شد.

گریز از موقعیت، عزت نفس ضعیف
ممکن است وقتی در چنین موقعیتی اینطور فکر کنید که:

« مغز من تخلیه است! هیچی بلد نیسیتم»،

« حتماً با جواب های بی ربط و بی مزه، باعث ناراحتی اعضای تیم خواهم شد»،

« همه خواهند فهمید که چقدر بی اطلاع و بی سواد هستم»

بعید نیست که با چنین افکاری، دچار احساس اضطراب بشوید و سپس بدنبال آن احتمالاً رفتای یا اعمال بی فایده ای از شما سرخواهد زد. یعنی ممکن است به شیوه های مختلف نسبت به این موقعیت پاسخ بدهید. یا اصلا قید دعوت را می زنید و به میهمانی نمی روید یعنی دعوت آنها را نمی پذیرید. یا اگر دعوت را پذیرفتید، ممکن است نسبت به مسابقه دچار مشغولیت ذهنی شوید که چکار باید بکنید تا اطمینان حاصل نمائید رفتن به این مسابقه، باعث آبروز ریزی نشود و شما بصورت یک آدم خنگ و احمق، دیده نشوید.

بنابراین برای رهایی از این سناریو، ممکن است تلاشهای زیادی بعمل آورید مثلا تا رسیدن شب مسابقه به مطالعه فشرده مجلات و روزنامه های هفتگی، جستجودر سایت های اینترنتی، تماشای برنامه های مستند تلویزیونی و خواندن کتاب مشغول شوید.

در فاز بعدی رفتار بی فایده، شاید به این موضوع فکرکنید که اگر در شب مسابقه شرایط خوب پیش نرفت مثلا نتوانستم سئوالات را خوب جواب بدهم، چطوری بهانه جور کنم و از مسابقه خارج شوم یا انصراف بدهم و به منزل برگردم.

متاسفانه اینگونه رفتارها، جملگی بی فایده محسوب می شوند، و نمی توانند مانع یورش افکار منفی و هیجانات دردناک و رنج آور بشوند، و البته ضمن حفظ افکار منفی، «باور هسته ای منفی» شما را تایید خواهند کرد.

ادامه دارد….

عواملی که باعث حفظ عزت نفس ضعیف می شوند!(۱۰)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!