شکایت یا نق زده ذهن اگوئیک (2)

اگو یا من ذهنی

وقتی شخصي را سرزنش یا مورد انتقاد قرار میدهيم به احساس بزرگی وبرتری دست مي يابيم.

نق زدن یا شکایت کردن ذهن اگوئیک

اين خصلت اگوئيک دوبُعد يا دوسر دارد. دريک طرف آن الگوی اگوئیک ناهوشیارانه قرار دارد و بصورت عادت وسواسی اگوئیک به عیبجویی و گلایه،ناله ونق زدن و شکایت ازدیگران مشغول است. چنانکه حضرت مسیح با آن اشاره به این خصلت  میگوید:

«چرا یک لکه ریز را در چشم برادر خود می بینی ولی تکه چوب را در چشمان خود نمی بینی؟»

در سوي ديگر اين مقياس، خشونت جسمی بین افراد و جنگ و محاربه بین دولت هاجريان دارد.

وقتی شخصي را سرزنش  یا مورد انتقاد قرار میدهيم یا او را محکوم میکنيم و مقصرمیدانيم،درخودمان به احساس بزرگی وبرتری دست مي يابيم.

شکایت و سرزنش و انتقاد و مقصر جلوه دادن دیگری، یکی از استراتژیهای مطلوب و محبوب اگو برای تقویت و استحکام بخشیدن خودش می باشد. هرشکایتی درواقع یک قصه و داستان کوتاهی است که ذهن آن را می سازد و شما آنرا کاملاً باور میکنید. تفاوتی نمیکند که این شکایت یا قصه خود را با صدای بلند داد می زنید، می نویسید یا فقط در درون سرتان به آن فکر میکنید. برخی اگوهاکه گاهی اوقات کس دیگری را بیرون از خودشان پیدا نمیکنندتا ازاوشکایت و انتقاد کنند، به شکایت و سرزنش خود مشغول می شوند. موقعی که شما در تله یا چنگال چنین اگویی گیر افتادید، شکایت کردن، بالاخص از دیگران، عادی می شود و البته بصورت ناهوشیارانه. یعنی شما اصلاً نمیدانید و متوجه کاری که انجام ميدهيدنیستید.

بکاربستن القاب و صفات و برچسب های منفی به مردم، خواه در مواجه شدن با آنها یا معمولاً بصورت غیب کردن پشت سر شخص مورد نظر با دیگران یا حتی فکر کردن نسبت به مردم با چنین القاب و صفاتی، بخشی از این الگو می باشد. صدا زدن افراد با القاب و صفات خاص (که درآن فرهنگ، مذموم و تحقيرآميز تلقي مي شود)یک شکل خشن چنین برچسب زدنی می باشد. من ذهني يا اگو به ذیحق شدن و غلبه کردن بردیگری،به يک چنين القاب و برچسب هاي تحقيرآميزبراي ديگران، نیاز دارد.

در سطح بعدی با فرورفتن به درجات عميقتر ناهوشیاری، انتقاد لفظي جاي خودش را به داد و فریاد کردن، و اندکی پایین تر از این مرحله،خشونت جسمی و درگيريهاي فيزيکي قرار داردتا حريم من ذهني حفاظت شود و بلکه گسترش يابد. يک نمونه آن کشور گشايي و تعرض کشوري به کشور ديگر مي باشد.

 Resentment

رنجش کلاً یک سوءتفاهم، سوءتعبیر و تفسیر غلط، یک پیش بینی و فرافکنی می باشد

رنجش و نفرت ذهن اگوئیک

رنجش و نفرت یک هیجان یا عاطفه است که با شکایت و غر زدن، برچسب زدن ذهنی به دیگران می آید و حتی انرژی اگو را بیشتر می سازد.

رنجش یعنی اینکه فرد احساس اوقات تلخی، رنجیدگی، خشم و تخلف و تخطی کردن دارد. رنجش و نفرت شما از حرص و طمع و شره دیگران، نادرستی، تقلب، سوء نیت، دغل بازی، خیانت، عدم صداقت دیگران، کاری که انجام میدهند، کاری که درگذشته انجام داده اند، چیزی که می گویند، شکستی که خورده اند، آنچه که باید یا نباید میکردند، ناشی می شود.

اگو عاشق اینهاست. بجای اینکه نورافکن رنج  و خشم خود را بصورت ناهوشیارانه روی دیگران بیاندازید، بر روی هویت آنها تمرکز کن و نگاه بیانداز.

هویت آنها کیست و چکاره است؟ ناهوشیار در شما، اگو است. گاهی اوقات آن عیب، تقصیر، خطا، اشتباه و گناهی که شما در دیگری ادراک و فهم کرده اید، اساساً وجود ندارد.

رنجش کلاً یک سوءتفاهم، سوءتعبیر و تفسیر غلط، یک پیش بینی و فرافکنی می باشد که توسط ذهن شرطی شده (من ذهنی یا اگو) برای یافتن دشمنان، برحق ساختن و برتر و غالب نشان دادن خودش می باشد.

گاهی اوقات نیز تقصیرو اشتباه ممکن است وجود داشته باشد، ولی با تمرکز کردن روی آن، مستثنی ساختن آن از هرچیز دیگری، آنرا بزرگترمیکنید و منتشر می سازید. و آنچه که شما طور دیگری به آن واکنش نشان بدهید، در خودتان احساس قدرت میکنید.

ادامه دارد…

ریشه همه مسایل انسان در ذهن اگوئیک egoic یا « ذهن خودمحور» می باشد

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!