شناخت و معالجه کمالگرایی-بخش نخست

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b8%db%b0%db%b0%db%b9%db%b2%db%b2%db%b1

 

??کمالگرایی چیست؟

 

کمالگرایی اغلب با “کامل بودن”  یا “کامل انجام دادن کاری” اشتباه گرفته می شود.

 

بیشتر مردم تصور میکنند که کمالگرا بودن یک چیزخوبی است.

 

برخی دیگر کمالگرایی را چیزی منفی و گیج کننده می دانند.

 

?بالاخره کمالگرایی چیز خوبی است یا بد؟

 

کمالگرایی اعمال فشار برخودمان جهت دست یابی به استانداردهای بالایی می باشد که درنتیجه طرزنگرش و تفکرخاصی  نسبت به خودمان، آنرا ساخته و پرداخته ایم و بطرز عجیب و قدرتمندی تحت تاثیر آن قرار داریم.

 

محققان براین باورند که بخش هایی از کمالگرایی مفید است و بخش هایی از آن بی فایده است.

 

در اینجا ما سعی میکنیم بر روی بخش های بی فایده کمالگرایی کار کنیم و آن را بشناسانیم، بگونه ای که شما بتوانید از دستاوردها و پیشرفت های خودتان احساس رضایت کنید که حاصل آن زندگی پربارو شادترخواهد بود.

شما می آموزید که اهداف و استانداردهای مناسب تری  برای خودتان تعیین کنید که احتمال دست یابی به اهداف و حس کامل سازی و به انجام رساندن آنرا بیشتر می سازد،

بجای اینکه بخاطر دست نیافتن به چیزی ” کامل” ، تمام اوقات احساس شرمساری و درماندگی بکنید

 

 

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b2%db%b3%db%b0%db%b0%db%b2%db%b3%db%b0

 

 

?جنبه های مثبت و خوب  یک فرد کمالگرا ?

بسیاری ازمردم نسبت به کمالگرایی نگاه مثبتی دارند و آنرا یک جوینده و تلاشگر برتر و عالی می نگرند.

چون اغلب مردم خود به داشتن استانداردهای برتر و دنبال کردن اهداف بلند،فکر میکنند. والبته این خوب است.

وقتی مردم استانداردهای بالایی برای خودشان تعیین میکنند یا اهدافی بلند را دنبال میکنند، به همان میزان بر تلاش و کوشش خودتان و به چالش کشیدن خویشتن، می پردازند.

و دراین مسیر آنها مهارت جدید می آموزند و به کسب نتایج خوب پیش می روند.

ما درک میکنیم که مردم برای کمالگرا بودن دلائل خوبی دارند، در اینجا میخواهم بعضی از دلائل آنها را نشان بدهم:

 

?من دوست دارم کارهایم را خوب انجام بدهم
?من ازانجام کارهایی که دیگران قادر به انجامش نیستند، بیش از حد لذت میبرم.
?این کار به من  احساس خاصی میدهد
?من دوست دارم وقتی به خواب می روم کار تمام نشده و ناقص نداشته باشم
?وقتی راضی و خرسند می شوم که بدانم به سخت ترین وجه تلاش خود را بعمل می آورم
?دوست دارم در راس کلاس باشم
?دوست دارم مفید و ثمربخش باشم
?دوست دارم سرو وضع مرتبی داشته باشم
?دوست دارم برای هررخدادی مهیا باشم
?هرگز چیزی را ازدست نمیدهم چونکه خیلی منظم و مرتب هستم

 

?گاهی اوقات تلاش برای خیلی خوب و عالی انجام دادن کارها عملاً به  “خراب شدن” عملکرد شخص منجر می شود.

 

واقعاً ایده عجیبی است که داشتن استانداردهای بالا و تلاش خیلی سخت برای حفظ کردن این استانداردها میتواند عملاً به ویرانی و بدتر شدن آنها بیانجامد… این را  پارادوکس کمالگرایی می نامند!

 

بدون  هرگونه استانداردی ما و شما اساساً قادر به دست یابی به هیچ چیزی نخواهیم شد، پس داشتن استاندارد ابداً کاربدی نیست. ولی یادآوری میکنم:

تفاوت بسیار بزرگی وجود دارد بین پیگیری مفید و سالم  جهت پیشرفت و ترقی روز افزون با کوشش بی فایده و زیانبخش برای دست یابی به کمال.

اگر شما قبلاً استاندارد بالایی برای خودتان تعیین کرده باشیدو خودتان را مقید کرده باشید آنها را بدست آورید، آیا بیاد دارید چه جور فشاری را برخودتان تحمیل کردید؟

?شاید دائماً احساس می کردید که روی لبه تیغ حرکت می کنید، استرس و تنش دارید.

?بجز این فشار روحی که فرد کمالگرا تحمل میکندتا کارش را به بهترین شکل انجام دهد، بلکه حتی نسبت به دفعه قبل نیز میخواهد بهتر باشد،

? و ازاینرو هر بار سطح استاندارد خود را نسبت به مرحله قبل بالاتر می برد،

همین امر موجب می شود احساس کنید که بهترین و عالیترین تلاش و زحمت شما نیز برای دست یابی به استاندارد کافی نیست.

این تمایل افراطی به برتری جویی و تفوق یا “رکورد زنی”  باعث شکست و هزیمت خودتان می شود چون شانس دست یابی به هدف و کسب احساس خوب ومثبت نسبت به خودتانرا، به حداقل می رسانید.

 

the-perfectionist-%db%b2%db%b3%db%b4%db%b7%db%b6%db%b2%db%b3%db%b3%db%b2%db%b4%db%b6%db%b4%db%b5%db%b6
?هزینه های گزاف کمالگرایی:

طرز داوری و قضاوت شما راجع به ارزش وجودی تان برمبنای توانمندی و قابلیت شما در دست یابی به اهداف از پیش تعیین شده بستگی دارد.

یعنی با این کار ” همه تخم مرغ های زندگی خودتان را درون یک سبد بنام کمالگرایی  قرار داده اید”.

چنانکه به استانداردهای خود دست نیابید که احتمالاً بخاطر خارج از دسترس  بودن، اینطوری می شود، بسیار آسیب پذیر خواهید شد و دائماً  با احساس آدم های شکست خورده زندگی میکنید.

تعقیب استانداردهای طاقت فرسا میتواند تاثیر قابل ملاحظه ای بر سلامت و بهزیستی شما داشته باشد، ازجمله اینکه :

به انزوا و گوشه نشینی، احساس درماندگی و عجز، نگرانی، افسردگی، اختلال های تغذیه ای، مشکلات ارتباطی، نشانه های وسواسی جبری، چک کردن مکرر کار، اختصاص وقت بیش از حد برای اتمام رساندن کارها، بیخوابی، مسامحه و تعلل ورزی، بیماری یا تضعیف سلامت و احساس شکست دائمی بیانجامد

 

?وضعیت روحی و روانی یک کمالگرا:

?وقت آزاد ندارم
?هیچ پیشرفتی، هرگز کفایت نمی کند
?اگر کارها درست و صحیح انجام نشده باشند، خودم را سرزنش میکنم
?وقتی می بینم دیگران کارها را به شیوه من انجام نمی دهند، نمیتوانم تماشاگر باشم.
?اعتمادی به کار دیگران ندارم که بتوانند کاری را بخوبی من انجام دهند، به همین دلیل همه کارها را خودم به پایان می رسانم.
?مجبورم درجهت کسب احساس مقبولیت و رضایت خاطر مردم، هرچه بیشتر و بیشتر کار کنم
?آن قدر از شکست می ترسم که هرگز حاضر به شروع آن نیستم

ادامه دارد…

چه موقعی به یک شخص کمالگرا تبدیل می شویم؟-بخش دوم

ترجمه بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!