شما با همدیگر سوء تفاهم دارید یا اختلاف و تضاد؟

 

 

تکنیک رفع سوء تفاهم

سوء تفاهم چیست و چرا ایجاد می شود؟ بعضی از مردم به دلیل اینکه مطلبی را بد می فهمند دچار مشکل می شوند. بد فهمیدن مطلب به معنی این است که در آنها سوء تفاهم ایجاد شده است. سوء تفاهم نفهمیدن مطلب نیست بلکه بد فهمیدن مطلب است.

اگر شخصی به این فکر می کند که چیزی یا مطالبی را یاد نگرفته است خوب، می توانیم بگوییم که او نتوانسته است متوجه مطلب شود. ولی گاهی اوقات مطلبی را به شخصی می گوییم و او فکر می کند که مطلب را یاد گرفته است و یا اینکه متوجه موضوع شده است ولی در اصل مطلب را بد فهمیده است و خودش هم از این موضوع خبر ندارد.

توهم دانش بدترین چیزی است که در مورد یادگیری با آن برخورد می‌کنیم. اینکه شخصی فکر می کند می داند  موضوع چیست و به دانستن آن هم ایمان دارد دچار توهم دانش شده است. در واقع او  خودش هم نمی داند که مطلب را بد فهمیده است و یا اینکه اصلا موضوع چیز دیگری است و او چیزی متفاوت فکر می کند، به این حالت سوء تفاهم می گویند.

فرض کنید که به همراه یکی از دوستان تان قصد دارید کاری را شروع کنید. در یک جلسه کاری با هم در مورد روند انجام کار گفتگو می کنید. برنامه های کاری تان کاملا مشخص است و می توانید با برنامه هایی که دارید کارتان را آغاز کنید. دوستتان درباره قسمتی از کار، از شما سؤالی می پرسد.

شما خودتان هم در مورد آن قسمت از کار دچار گیجی شده اید. در اصل اطلاعات زیادی در مورد روند کار، نحوه انجام کار، شروع کار، چگونگی انجام کار و برنامه های دیگری از کارتان دارید. ولی در مورد قسمتی از کار با توجه به اطلاعاتی که در دست دارید دچار گیجی و سردرگمی شده اید. آن اطلاعات را هم در اختیار دوستتان قرار می دهید.

شما خودتان می دانید که ممکن است اطلاعاتی که دارید غلط باشد ولی دوستتان از امکان اشتباه بودن آن اطلاعات خبر ندارد. شما با توضیحاتی که به او می دهید او را قانع می کنید که این اطلاعات درست است. دوستتان گفته شما را قبول می کند و جلسه تمام می شود.

بعد از چند روز دوستتان به درست بودن اطلاعاتی که به او داده اید شک می کند و اطلاعات درست را از شخص یا منبع دیگری به دست می آورد. دوست شما به اطلاعاتی که درست تر است دسترسی دارد و شما خودتان هم نمی دانید که اطلاعات شما غلط بوده است ولی شک داشتید.

اکنون دوست شما نکته ای را فهمیده است. نه اینکه درست فهمیده باشد، او فکر می کند که شما عمدا اطلاعات غلطی به او داده اید تا در کار مشترکتان به او صدمه بزنید و خودتان رشته امور را به دست بگیرید. نیت شما، نیت درستی است ولی او با اطلاعات غلطی که دارد دچار سوء تفاهم شده است.

سوء تفاهم از نفهمیدن بسیار خطرناکتر است. این احتمال وجود دارد که دوست تان با این سوء تفاهم به وجود آمده، درصدد این باشد که تلافی کند و این خود باعث دامن زدن به سوء تفاهم می شود.

این بار شما  هستید که دچار سوء تفاهم می شوید. نمی دانید که موضوع چیست و کار دوستتان را به عنوان یک خیانت در نظر می گیرید و وارد چرخه حلزونی سوء تفاهم می شوید. این چرخه حلزونی روابط شما را رو به نابودی می برد.

اگر اطلاعات در اختیار نباشد خوب مهم نیست، دلیل محکمی داریم که اطلاعات نداشتیم و سوء تفاهم هم ایجاد نمی شود. ولی با وجود این همه رسانه و ابزارهای اطلاع رسانی گاهی اوقات اطلاعات اشتباهی به ما رسانده می شود و در زمان تحلیل این اطلاعات دچار گیجی می شویم و بدفهمی سراغ مان می آید. اینجاست که می گوییم سوء فاهم به وجود آمده است.
سوء تفاهم در خانواده

فرض کنید شما و و برادرتان در یک ساختمان زندگی می کنید. شما و همسرتان در یکی از واحد های این ساختمان زندگی می کنید و برادرتان و همسرش در واحد دیگری از این ساختمان زندگی می کنند. در اوایل ازدواج شما با همسرتان، زندگی به آرامی و خوشی جریان داشت.

یکی از روزهایی که شما در حال حمل زباله های منزل بودید، کیسه زباله پاره شده و شما از این نکته آگاهی ندارید. از قضا آبی که از ته کیسه جاری شده است جلوی در منزل برادرتان ریخته است و این آب تا انتهای راه پله می ریزد و پله ها را آلوده و کثیف می کند.

شما به علت اینکه فکرتان مشغول برنامه های کاری صبح تان است، از این اتفاق بی خبر می مانید. فردا صبح همسر برادرتان آلودگی در منزل را می بیند و این کار را به عنوان مردم آزاری از طرف شما به برادرتان اطلاع می دهد. او این داستان را چنان با آب و تاب تعریف می کند که برادرتان دچار سوء تفاهم می شود و از فردا جنگ شروع می شود.

او این نکته را به دلایلی به شما اطلاع نمی دهد که لااقل شما بدانید چه اتفاقی افتاده است. رفتارهای این چنینی از طرف دو خانواده ادامه پیدا می کند. شما تلافی می کنید و آنها تلافی می کنند تا این که کار به جایی می رسد که یکی باید صحنه را ترک کند.

به دلیل این سوء تفاهم ایجاد شده درگیری ها شروع می شود. برادر شما به دلیل دریافت اطلاعات غلط دچار بدفهمی یا سوء تفاهم شده و این سوء تفاهم به شما هم سرایت پیدا می کند و این ماجرا ادامه دارد.

در این داستان که برای بیشتر خانواده ها اتفاق می افتد، سوء تفاهم یکی از طرفین، دیگری را هم دچار سوء تفاهم می کند. این داستان را گفتم چون اتفاق رایجی است که در خانوده ها می افتد و باعث تیرگی روابط خانوادگی می شود.

می خواهم این مطلب را هم  بگویم که این ذهن ماست که اطلاعات غلط و اطلاعات درست را پردازش می کند و جالب اینکه ذهن ما در پردازش های خود اطلاعات قبلی موجود را هم در نظر می گیرد. مغز ما برای اینکه بتواند انرژی کمتری مصرف کند برای پردازش اطلاعات ورودی، اطلاعات قبلی را در نظر گرفته و براساس اطلاعات  قبلی و اطلاعات موجود نتیجه را به ما می دهد.

در داستان بالا شاید برادرتان اطلاعات اولیه ای را در ذهنش داشته است که همراه با اطلاعات ورودی بعدی باعث دامن زدن به ایجاد سوء تفاهم شده است. اگر اطلاعات قبلی برادرتان طوری بود که او اطلاعات بعدی را  اشتباه قلمداد می کرد، احتمال این که دچار سوء تفاهم شود بسیار کم بود.

گاهی اوقات اطلاعات غلط یا نداشتن اطلاعات درست در محل کار هم باعث ایجاد سوء تفاهم می شوند. دو همکار را در نظر بگیرید که در یک رتبه و سمت مشغول کار هستند. اعلام می شود که فقط یکی از این دو همکار می توانند به رتبه و سمت بالاتر ارتقاء پیدا کنند.

قبل از اینکه یکی از این دو نفر رتبه ای بگیرد اتفاقی می افتد که آنها دچار سوء تفاهم می شوند. همکار دیگری  شیطنت می کند و اطلاعات غلطی به یکی از همکاران داستان ما می رساند. همکار اولی که اطلاعات غلط دریافت کرده است با توجه به شرایط موجود دچار سوء تفاهم می شود.

او با دریافت این اطلاعات فکر می کند که همکارش دوست ندارد که او سمت بالاتری بگیرد و  این طور می فهمد که همکارش رقیب او شده است. او به دلیل سوء تفاهم ایجاد شده رفتاری را انجام می دهد که همکار دومی هم دچار سوء تفاهم شده و آنها وارد چرخه حلزونی می شوند.

چرخه حلزونی باعث می شود که این افراد هرگز نتوانند از این چرخه بیرون بیایند. چرخه حلزونی مانند گردباد همه چیز را به نابودی می کشد و شانس خارج شدن از این چرخه بسیار کم خواهد بود. در اینجا نیز اگر یکی از طرفین کوتاه نیاد و اطلاعات درست را در اختیار دیگری نگذارد و اصل ماجرا را تعریف نکند، روابطشان رو به نابودی می رود.
تصاویر ذهنی مربوط به سوء تفاهم و شناخت

سوء تفاهم به دلیل نبودن اطلاعات لازم به وجود می آید. در زمانی که اطلاعات لازم و کافی را در اختیار داشته باشیم تصاویری که از آن موضوع در ذهن ما ساخته می شود کامل و شفاف خواهد بود. برعکس اگر اطلاعات لازم در اختیار نباشد تصاویر ذهنی آن نیز کدر و ناواضح خواهد بود.

اگر تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت را کنار هم قرار دهیم این دو تصویر با هم بسیار متفاوت خواهند بود. مثلا احتمال دارد که تصویر شناخت روشن و واضح و مانند فیلم باشد و تصویر سوء تفاهم مانند اسلاید و کدر و تاریک باشد.

شما هم می توانید به یک سوء تفاهم که قبلا داشتید فکر کنید. لحظه ای که به این سوء تفام فکر می کنید تصویر آن در صفحه خلاق ذهن شما ساخته می شود.

مشخصات این تصویر را یادداشت کنید. ببینید که این تصویر چگونه است؟ آیا این تصویر ساکن است یا متحرک؟ رنگی است یا سیاه و سفید؟ روشن است یا تیره؟ فیلم است یا به صورت عکس است؟ ثابت است یا لرزان؟ پشت زمینه آن چگونه است؟ روبروی دیدتان است یا کنار آن؟ کوچک است یا همه صفحه ذهنتان را در بر گرفته است؟ کاملا به مشخصات این تصویر دقت کنید.

حال به یک شناخت فکر کنید. زمانی که همه اطلاعات را در مورد موضوعی در اختیار داشتید و این اطلاعات به صورت درست سازماندهی شده بود، باید بگویم، شما در رابطه با آن موضوع شناخت کافی دارید. تصویر این شناخت در ذهن شما ساخته می شود. کاملا به تصویر شناخت توجه کنید.

ببینید که این تصویر را چگونه می بینید. آیا تصویر روشن است با تاریک؟ رنگی است یا سیاه و سفید؟ به صورت اسلاید است یا فیلم؟ واضح است یا تیره؟ ساکن است یا متحرک؟ ثابت است یا لرزان؟ سه بعدی است یا دو بعدی؟ کاملا به تصاویر ساخته شده در ذهنتان دقت کنید. مشخصات این دو تصویر را با هم مقایسه کنید.
تغییر کیفت های فرعی تصاویر ذهنی سوء تفاهم و شناخت

حال دوباره به شناخت و سوء تفاهم فکر کنید. وقتی که به هر دو فکر می کنید ببینید چه احساسی دارید؟ در زمانی که به سوءتفاهم فکر می کنید چه احساسی دارید و در زمانی که به شناخت فکر می کنید چه احساسی دارید؟

دقیقا احساسات خود را در نظر داشته باشید.

وقتی که به هر دو موضوع فکر می‌کنید و تصاویر آن ها را در ذهن خود می سازید احساس شما هم تغییر می کند. احساسی که سوء تفاهم می سازد و احساسی که شناخت می سازد کاملا با هم تفاوت دارند.

شما می توانید از سوء تفاهم به شناخت برسید. شما همه اطلاعات شناخت را در اختیار دارید و این اطلاعات درست سازماندهی شده اند و اطلاعات مربوط به سوء تفاهم را هم در اختیار دارید ولی این اطلاعات به صورت درست سازماندهی نشده اند و این درست سازماندهی نشدن باعث ایجاد تفاوت می شود.

وقتی که این اطلاعات درست سازماندهی نشوند تصویری هم که در ذهن ساخته می شود با تصویر شناخت متفاوت خواهد بود.

اکنون می توانید در تصویر ایجاد شده از سوء تفاهم تغییراتی را ایجاد کنید و آن را به شناخت تبدیل کنید.

اولین کاری که باید بکنید این است که مشخصات هر دو تصویر را در نظر داشته باشید. شما باید بتوانید کیفیت های  فرعی تصویر

سوء تفاهم را تغییر دهید و به کیفیت های فرعی تصویر شناخت تبدیل کنید. سعی کنید این تغییرات را طوری ایجاد کنید که از همه نظر به تصویر شناخت تبدیل شود. فقط محتوا را تغییر ندهید. اطلاعات همان اطلاعات باشد و فقط کیفیت های فرعی تصویر تغییر پیدا کند.

توجه کنید که اگر بتوانید این کار را درست انجام دهید احساس شما هم تغییر  پیدا می کند. سعی کنید این کار را با دقت بالا انجام دهید. شما در حال ایجاد تغییر در نحوه فکر کردنتان در رابطه با اطلاعات دریافتی هستید.

کاری که انجام دادید اجرای تکنیک رفع سوء تفاهم بود که می توانید از آن برای برطرف کردن سوء تفاهم ها استفاده کنید.

همانطور که در مقاله های قبلی هم گفتیم همه‌ی افکار ما تصاویری را در ذهن ما می سازند که این تصاویر کیفیت های فرعی مربوط به خود را دارند.

ما می توانیم با تغییر کیفیت های فرعی این تصاویر، افکار و احساساتمان را تغییر دهیم. ما موجوداتی هستیم که می توانیم به راحتی در خود تغییرات مثبتی ایجاد کنیم. کافی است بخواهیم و با کارکرد ذهن و مغزمان آشنا باشیم.

 

سوء تفاهم در همه جا هست،در محل کار، لیگ برتر فوتبال، در ارکستر سمفونیک و… مهم نیست کجا این اتفاق می افتد و سر و کله آن پیدا می شود، مهم این است که چطور می توان آن را برطرف کرد، مخصوصا اگر در خانه تان سبز شود.

سوء تفاهم های خانوادگی بیش از هر نوع رابطه دیگری، فرد را در احساس تنهایی رها می کند .شناخت موقعیت های شروع سوءتفاهم و راهکارهای حل درون خانوادگی سوء تفاهم ها لذت زندگی را دو چندان می کند.

مجهز شوید
* وقتی توان انجام کاری را ندارید جمله هایی مثل «نمی توانم، شرمنده اما بلد نیستم» و… را در جواب به اطرافیان تان بگویید.

* اگر دلتان سرک کشیدن در کار دیگران را بخواهد، باید منتظر دلخوری هم باشید. پیشگیری در این موارد واجب است.

* احترام گذاشتن به والدین از نان شب هم واجب تر است اما هستند افرادی که بیان نکردن یک دلخوری کوچک در دل شان سم کینه ایجاد می کند و آن وقت فضا بین شما با افراد خانواده تان طوری می شود که ناراحتی ها عمیق شده و به این راحتی ها از بین نمی رود.

نگرانی، تلقی تان از کار آنها و دلخوری هایتان را تا دیر نشده به آنها در نهایت احترام و آرامش بیان کنید. بعد از آن نوبت شنیدن دلایل آنهاست بدون آنکه خود را حق به جانب بدانید.

* شما چه ویژگی ها و شخصیتی دارید؟ بخشی از آن که دائم مورد انتقاد نزدیکانتان است را بشناسید و به فکر حل آن نقطه ضعف ها باشید.

* جاذبه های شخصیت خودتان که برای دورهمی های خانواده، لحظه های شاد، مفید و پر از خنده و مهربانی می سازد، بشناسید و آنها را تکرار کنید.

* اگر مسئله ای پیش آمده که رابطه شما را با خانواده تان شکرآب کرده، وقت آن است که به خودتان بگویید مسئله شما ارزش حل کردن را دارد چون خانواده بیش از هر گروه اجتماعی به شما وفادار خواهد ماند.

گامهایی برای حل مسئله
اگر در فضای خانواده نتوانید سوءتفاهم ها را حل کنید، حل مشکلات زندگی اجتماعی خیلی سخت تر می شود.

به عبارت دیگر حل چالش های خانوادگی فرصت تمرین خوبی برای حل مشکلات اجتماعی هم هست.

پیشنهادهای مؤثر برای رفع سوءتفاهم هایتان را تمرین کنید: ۱- تهیه فهرست مشکلات، ۲- تعریف اهداف و آنچه می خواهید، ۳- خلق راه حل ها، ۴- ارزیابی راه حل ها و ۵- انتخاب بهترین راه حل یا به کار بستن راه حل انتخاب شده. بعضی ها ۳مرحله اول را فرایند راه حل آفرینی و ۲مرحله آخر را فرایند تصمیم گیری می دانند.

خوشبختانه سوء تفاهم دردی است که درمان دارد. با ایجاد بعضی اصلاحات در روش گفتگو و ارتباط تان می توانید از بروز آن جلوگیری کرده و یا در صورت بروز آنها را حل و فصل کنید.

از ته قلب تان گوش کنید
همانطور که گوش دادن به کسی که با شما مخالفت میکند یا از شما انتقاد میکند سخت است، گوش دادن به نارضایتی های یک فرد هم کار سختی است اما میتواند کمک تان کند بفهمید مشکل کجاست و راه حلی برای آن پیدا کنید.

حق را به خودتان ندهید
بیشتر زوج ها به جای اینکه درک کنند آن موقعیت چطور بر همسرشان تاثیر گذاشته است، به فکر ثابت کردن خودشان هستند. نتیجه این کار چیزی جز این نخواهد بود که هر دو طرف آسیب ببینند و ناراحت شوند. چیزی که خیلی اهمیت دارد این است که همسرتان بفهمد که ارزش زیادی برای او و رابطه تان قائل هستید.

روی احساسات تان متمرکز شوید
زوج ها معمولاً طی مشاجرات بر افکارشان متمرکز می شوند و احساسات خود را نادیده می گیرند. قبل از اینکه شروع به مشاجره کنید، مکث کرده، نفسی عمیق بکشید و ببینید چه حسی دارید.بعد احساساتتان را با همسرتان در میان بگذارید.

همسرتان را دوستتان بدانید
یادتان باشد که همسر شما دشمنتان نیست. شما و همسرتان هر دو در یک تیم هستید. فقط همین تغییر دیدگاه به شما کمک می کند همدیگر را بهتر درک کرده و برای رسیدن به یک راه حل مشترک و حل سوء تفاهم پیش آمده تلاش کنید.

مشاوره را جدی بگیرید
رفتن نزد مشاوره فواید بسیار زیادی دارد و به شما کمک خواهد کرد الگوی ارتباط تان را از نو بسازید و راههای سالمی برای ارتباط پیدا کنید.

وقتی دو نفر با شخصیت های مختلف و از خانواده های مختلف به هم می رسند، بروز اختلاف و سوء تفاهم غیرقابل اجتناب است. اما زوج های سالم قادرند به طور سازنده ای این اختلافات را پشت سر بگذارند. یادتان باشد شما و همسرتان در یک تیم هستید نه در مقابل هم. احساساتتان را بشناسید و با آرامش ابراز کنید و صادقانه به حرفهای همسرتان گوش کنید.

منبع:تبیان / http://irannlp.com

 

طرز گفتگوهای ویرانگر زندگی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!