شعر طنز در مورد ازدحام و فشار مترو

sher92834759823748952390154 ازدحام و فشار از هر سو زور آرنج و ضربه زانو بدترین بوی عالم است الحق بوی سیر و پیاز و عطر…

ازدحام و فشار از هر سو

زور آرنج و ضربه زانو

بدترین بوی عالم است الحق

sher9283475982374895239013

بوی سیر و پیاز و عطر و عرق

کارمند و محصل و عملی

کامبیز و غضنفر و مملی

تاجر و دزد و دکتر و بیکار

لاغر و چاق و سالم و بیمار

sher928347598237489523901123

گاه دعوای عده ای سالار

فحش های به شدت کش دار

یک نفر غرق در سطور کتاب

یک نفر هم کنار او در خواب

tarh8762348754230

محمد علی ساکی / بیخودی بانو دلت با عشق من صابون نزن

بیخودی بانو دلت با عشق من صابون نزن
گوشه ی چشمان خود اردویی از افسون نزن

چشم خود را می رسی وقتی به من درویش کن
روبرویم دست بر هر فعل ناموزون نزن

با غزلغمزه نمی لرزد دل اهل ورع
دور من را خط کشیده پرسه ی مظنون نزن

چون حنای شعر تو رنگی ندارد پیش من
دست بر آرایه یا تصویر ویا مضمون نزن

من که می دانم زلیخای هوس الگوی توست
پیش یوسف موی خود از روسری بیرون نزن

گاه گاهی رود بعد از سیل طغیان می کند
گفته بودم چادرت را در کنار کرخه یا کارون نزن

چون که عاقل تر از آنم با هوس اغوا شوم
بیخودی بانو دلت با عشق من صابون نزن

tarh8762348754230

آفرین ، مرحبا ، صفا کردی

آفرین ، مرحبا ، صفا کردی

پا توی کفش شعر ما کردی

شاخ ذوق مرا شکانیدی

اسب طبع مرا رمانیدی

دو ـ سه روزی عرق نمودم من

تا که آن شعر را سرودم من

شاغلامش سپس ویزیت فرمود

لطف فرموده و ادیت فرمود

بعد از آن ، مش رجب ، دو روز و دو شب

کرده ویرایشش وجب به وجب

سه چهار بار پشت و روش کردیم

مصرعش پاره بود ، رفوش کردیم

لاجرم هر که شعر را خوانده

کرده تشویق و کله جنبانده

گفته احسنت مرحبا ، بخ بخ

حبذا ، آفرین ، زها و الخ …

tarh8762348754230

دوبیتی طنز از ناصر فیض

رفتیم به پیتزا فروشی امیر

دیدیم نشسته بود آنجا دم شیر

پشت سر آن مرد که عینک هم داشت

یک مردک سگ سبیل با یک کفگیر

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!