ستایش شاعرانه خداوند از نظامی و فردوسی

dini2934875928347592837498208922

ستایش صبحگاه

ستایش خداوند از نظامی گنجوی

نکو ملکی است ملک صبحگاهی
در آن کشور بیابی هر چه خواهی

کسی کو بر حصار گنج ره یافت
گشایش بر کلید صبحگه یافت

غرض‌ها را حصار آنجا گشایند
کلید آنجاست کار آنجا گشایند

در آن ساعت که باشد نشو جان ها
گل تسبیح روید بر زبان ها

زبان هر که او باشد برومند
شود گویا به تسبیح خداوند

اگر مرغ زبان تسبیح خوان است
چه تسبیح آرد آنکو بی‌زبان است

در آن حضرت که آن تسبیح خوانند
زبان بی‌زبانان نیز دانند

dini2934875928347592837498208921

ستایش خداوند از ابتدای شاهنامه فردوسی

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست

نگارندهٔ بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را

نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی

همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست

ز هستی مر اندیشه را راه نیست

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!