روش تغذیه ای کنترل ناپذیر یا بینج-بخش چهارم

 

disorder-eating-0120304047567432

روش تغذیه ای کنترل ناپذیر یا بینج-بخش چهارم

برخی افرادکه در مرحله شروع موفق به رژیم گرفتن نمی شوند، ممکن است مجداً سعی کنند وحتی  به قوانین ومقرارت رژیم سخت گیرانه تری رو بیاورند در این مسیرهرچه بیشترتلاش کنند تا در ورود مواد غذایی به شکم خود محدودیت ومضیقه بوجود آورند، دربلندمدت تحمل وضع سخت تر و دشوار ترخواهد شد. روز به روز برفشار روانشناختی و فیزیولوژیکی جهت خوردن افزوده می شود، تا اینکه مقاومت فرد درهم بشکند، وغذا بخورد.

وبالاخره چنین شخصی تحت فشار به غذا خوردن می پردازد؛ درحالیکه اکثر مواقع این شیوه از خوردن بدون تدبیروعاری ازکنترل خواهد شد و یقیناً یکی دو مورد از قوانین رژیم غذایی ایشان شکسته خواهد شد.

چنین رفتاری به احتمال زیاد  سبب تشگیل چرخه مخربی بنام رژیم گرفتن- بینج شدن خواهد شد.

اگر این چرخه مخرب تداوم یابد، شما به مرحله فرایند ابقاء می رسید. با شکسته شدن یکی یا چند قانون رژیم غذایی، نسبت به خودتان بخاطر چنین لغزشی، فوق العاده سخت گیر می شوید. ودراین مرحله وارد  صحنه تشگیل “تغذیه بینج” خواهید شد:

ازدست خودتان  ناراحت هستید و احساس گناه میکنید، و سپس خودتان را با خشونت مورد انتقاد قرار میدهید و سرزنش میکنید، به باور اینکه در کنترل نفس و شکم خود شکست خورده اید. ودر این خود انتقادی احتمالاً ازجملاتی شبیه این استفاده میکنید؛ “واقعاً شکم چران هستم، چه راحت خودم را تسلیم نفس کردم”

اینگونه نگرش به موضوع غذا خورد ریشه در طرزتفکر”همه یا هیچ” یعنی تفکر “سیاه یا سفید”دارد. اکثر کسانی که دچارناهنجاری تغذیه ای هستند، درواقع ازچنین طرز تفکر همه یا هیچ پیروی میکنند. برهمین اساس هنگامی که یک  رژیمی را می شکنند، فکرمیکنند،” این دفعه هم گند زدم، ادامه دادن این وضع چه فایده ای نداره… اصلاً ولش کن” و درنتیجه این فکر، به سوی تغذیه بدون کنترل یعنی تغذیه بینج کشیده می شوند.

 

طبیعی است که درمرحله ابتدایی، تغذیه بینج میتواند تجربه ای لذت بخش وشیرین باشد، غذا فوق العاده خوشمزه واشباع کننده است وشما میتوانید ازاحساس لذت سیراب  شوید. اما اگر بینج به شیوه ای کنترل ناپذیر استمرار یاید، این احساسات لذت بخش تقریباً برای همیشه با خود انتقادی و سرزنش سخت خویشتن، شرمساری، تنفر و پس زدن همراه خواهد شد. همین  موضوع است که  مشکلات اولیه بینج را بدتر می سازد و چرخه مخرب را فعالتر می سازد.

یعنی اینکه، باهربار بینج شدن نسبت به دفعه قبل، وضعیت بدتر می شود و راه برگشت سخت تر میگرددو ما این مطلب را دردیاگرام مربوطه بوضوح نشان داده ایم.

بدین ترتیب، دست کشیدن ازکنترل تغذیه ای فقط یک رفتارموقتی می باشد که بخاطر فشار غریزه گرسنگی و طبیعت انجام شده است، این افراد شوق و حرارت روحی و زوانی زیادی(بخاطر احساس گناه و شرمساری) برای اجرای مجدد شیوه های کنترل وزن و شکل اندام در خودشان  بوجود می آورده اند.

 

چرخه فوق بعلاوه  مکانیسمهای حفظ و کنترل وزن که بحث خواهیم کرد، روز به روز وضعیت وخیم تری را برای شخص رقم می زنند.

disorder-eating-0120304047567404

مکانیسم کنترل وزن:‌ به شیوه رفتارهای کفاره ای یا جبران کننده

بعداز تغذیه بینج، این افراد علاوه براینکه افکارواحساسات منفی را تجربه میکنند، بعضی ها نیزیک نوع اصراروپافشاری مقاومت ناپذیر به تخلیه کالریها را پیش می گیرند که درجریان تغذیه بینج به بدن وارد ساخت اند.

این کارنوعاً با استفاده از راهبردهای کنترل وزن انجام میگیردکه قبلاً راجع به آنها بحث شد: قی اجباری، سوء مصرف  بیش از حد مواد و داروهای مسهل ویا مدر(اسهال آور و ادرار آور)، وهمچنین  مشغولیت شدید به ورزش های جسمانی پرحرارت.

هدف نهایی از این راهبردها رهایی و تلافی کردن کالری مصرف شده به روش بینج می باشد. بنابراین ما اینها را ” شاخص های جبران کننده” می نامیم. این شاخص های جبران کننده عملاً به حفظ جریان تغذیه بینج خدمت میکنند، چون بمحض اینکه افراد باورکنند با توسل به چنین راهبردهایی میتوانند برای رهایی از بینج شدن  “راهی را جعل کنند”،متوقف ساختن بینج هربار دشوارتر و پیچیده تر می شود.

این افراد فکر میکنند: “خوبه، پس من همیشه میتوانم از وومیت یا قی اجباری استفاده کنم چون هرچه خورده ام رابیرون می ریزم و کالری اضافه در بدن باقی نمی ماند.

 

و البته هر بار که دچار بینج می شوند بخودشان وعده میدهندکه ” این دفعه آخر است،” اما بعداً متوجه میشوند که کنترل کردن خودشان در هنگام غذا خوردن چقدر سخت و دشوار است.

ادامه دارد…

 

 

شیوه های کنترل شدید و سخت گیرانه وزن-بخش سوم

بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!