روانکاوی شخصیت زوجین

محبت، عشق مادرانه

«هرانساني در تمناي محبت مادر وكسب تغذيه از او متولد ميشود.»

در ادامه مبحث مربوط به «قصه های عشق»

متخصصان مخالف «نظريه رابطه»، معتقدند: «هرانساني در تمناي محبت مادر وكسب تغذيه از او متولد ميشود.» طبق اين نظريه، درطول يكي دو سال اول زندگي( خيلي جلوتر از مرحله اديپي)همه ما تصوري از«ابژه يا موضوع محبت» ورابطه مان با آنرا در ذهن مان مي پروريم.

اين تصورات يا «ابژه هاي دروني شده» عمدتاً واقع بینانه نيستند؛ يعني تصورات یک طفل، تركيب ذهنی-عاطفي( احساسات،‌ترس ها،وخواستهاي يك طفل نوپا) راجع به والدينش هستند.

باگذشت زمان، بخشهاي ترسناك اين احساسات وتصورات بطورواقعي سركوب شده واز «خودآگاه» انسان عقب زده می شود.

بطورمثال فرض كنيم مادري درتامين نيازهاي كودك خود ناتوان باشد(موضوعي كه در مورد بيشترمادران صدق میکند) ويك كودك هيجده ماهه، بدلیل ترد ازجانب مادر، دچار احساس خشم و ترس از مادر می شود.

این كودك مجبوراست،انتظارات واحساسات منفي را دراین لحظه بخاطرنيازشديدش به مهرمادري،سركوب نماید! اما پس ازگذشت ساليان طولاني، ممكن است همان احساسات و ويژگي هاي سركوب شده منفي، بصورت سوءظن كهنه و خشم شديد، در روابط خصوصي او نسبت به شخص مورد علاقه اش، بيرون بريزد.

یعنی اینکه: ما انسان ها خصوصيات زشت پنهان و نهفته در شخصيت ناخودآگاه خودمانرا، در جريان زندگي مشترك، برون ریزی میکنیم.

به اين ترتيب حتي ممكن است بطورناخواسته وناخودآگاه «یك نوع شريك زندگي مناسب» هم انتخاب كرده باشيم، ولي مطابق الگوهاي رواني از قبل طرح ریزی شده، شريك زندگيمان را فردي كاملاً عصبي يا غيرقابل اعتماد تلقی کنیم.

در حالیکه از خودمان اطمينان کامل داريم و رفتار مانرا كاملاً كنترل شده میدانیم وباور داریم که رفتارمن از روي تنفروانزجار نيست( نظريه «دفاع اگوي» فرويد).

زوجين ممكن است خصوصيات شخصي خودشانرا به فرد مقابل،«فرا فكني» كنند؛ مثلاً، شوهری افسردگي خودش را به همسرش فرافكني كند و زن نيز از طريق «پيشگويي خود کامبخش» (self-fulfilling prophesy) با حالت ياس و دلمردگي بعنوان شاخص افسردگي، پاسخ بدهد.

 

و دریک بازی روانی متقابل، زن نیز نقاط قوت و استقلال سركوب شده خودش را به مرد فرافكني میكند و مرد بصورت عاقلانه و با اعتماد به نفس واكنش نشان میدهد گويی که اين صفات متعلق به زن هستند.

درنتيجه اين فرافكني،مردهيچوقت افسردگي خودش و زن نقاط قوّت و استقلال خودش را درك نخواهندكرد.

 

اما هنگاميكه «بازی فرافکنی» انجام نمی شود و رفتار زن در جهت آشكارساختن افسردگي مرد می باشد، افزايش وگسترش میزان افسردگي زن، براي هردونفرآنان حالتی تحمل ناپذير بوجود مي آورد؛

آنها به تنفرازهمديگر روي مي آورند. درحقيقت، آنها ازویژگی فرافكني شده درتمام طول عمر خودشان متنفر هستند و مي ترسند. درست به همین دلیل بطور مكرر به جنگ وجدال باهم درگیر خواهند بود.

ادامه دارد…

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!