رفتارهای پرهیزی و ایمنی باعث تداوم خود زشت پنداری می باشد!(۶)

 

رفتارهای پرهیزی وایمنی

رفتارهای پرهیزی و ایمنی باعث تداوم خود زشت پنداری می باشد!(۶)

استفاده از رفتارهای پرهیزی و ایمنی درواقع استراتژیهایی برای درامان ماندن از یک تجربه اضطرابی و صدمات منفی بالقوه می باشد.

کسانی که خود زشت انگار هستند ممکن است بطور بالقوه از بیشتر مردم، مکان ها یا موقعیت هایی که فکر میکنند نسبت به ظاهرشان، قضاوت یا حرف و حدیث های منفی و بد بعمل می آورند، یا اینکه احساس کنند عیب و نقص ظاهری شان بوسیله دیگران مورد توجه و اشاره قرار خواهد گرفت، پرهیز میکنند.

برخی اوقات اینگونه پرهیز یا دوری می تواند افراطی بشود؛ مثلاً گریز از موقعیت های اجتماعی، قرار ملاقات خصوصی، افراد جذاب،آئینه،نگاه کردن به عکس خود،یاقرارملاقات های عمومی مثل وقت آرایشگاه، پزشک وغیره.

شاید پرهیز کردن در کوتاه مدت برای چنین فردی مفید باشد، چون با تعداد هرچه کمتر یادآوری کننده های نواقص ظاهری مواجه می شود یا احتمال ارزیابی و قضاوت منفی دیگران خیلی کاهش می یابد،درنتیجه اوقات و ساعات نگرانی و اضطراب کمتری خواهند داشت.

ولی پرهیز طولانی مدت، فقط ترس های او را ماندگار و پایدار می سازد، و حتی میتواند آن را بدتر کند.

چون چنین فردی با پرهیز کردن هیچوقت فرصت پیدا نمیکند تا صحت و سقم باورخود را آزمایش کندکه؛ آیا ظاهرمن بطور جدی عیب و نقص دارد یا خیر؟ یا اینکه، آیا می توانم از عهده اتفاقات بد ناشی از چنین وضعیتی بربیایم یا خیر.

رفتارهای ایمنی شکل دیگری از رفتاری پرهیزی هستند. استفاده از رفتارهای ایمنی بدان معناست که شما نمی توانید بصورت بیدرنگ از برخی چیزها فرارکنید و فقط با طرح و نقشه قبلی به مکان ها، اشخاص یا فعالیت های خاصی نزدیک می شوید

رفتارهای ایمنی اغلب شامل کارهایی هستند که بواسطه آن درظاهرتان بهبودحاصل می شود، یا آنرا ارتقاء میدهید یا اینکه پنهان می سازید، و به این ترتیب از ارزیابی و قضاوت منفی توسط دیگران فرار میکنید.

 

مثالهای رایج برای رفتارهای ایمنی:

استفاده از آرایش ومدل مو یا پوشش دقیقاً تنظیم شده جهت مخفی کردن یا استتار نمودن ناحیه مورد نگرانی یا دور ساختن توجه دیگران از آن نقطه.

دنباله روی افراطی از معالجات پوست و زیبایی، یا جراحی های زیبایی برای رفع عیب مورد تصور.

درگیری به رفتارهایی مثل کندن پوست، کندن مو، یا ورزش شدید برای بهبود ناحیه خاصی از بدن یاشکلی بدن تان.

حضور در فعالیت های اجتماعی و قرار ملاقات ها در هنگام شب یا در جاهایی که شانس ارزیابی منفی بسیار کاهش یابد.

گرفتن ژشت خاص بدنی، چرخاندن چهره به جهت خاصی، یا پوشاندن چهره با دست در هنگام گفتگو با دیگران به منظور پنهان کردن ناحیه مشکل دار.

رفت و آمد فقط با افراد کاملاً قابل اعتماد برای کاهش دادن شانس ارزیابی منفی

پرهیز از تماس چشمی با دیگران به منظور کاهس احتمال نگاه طرف مقابل به او و درنتیجه ارزیابی و قضاوت منفی نسبت به او.

 

متاسفانه، درگیر شدن در رفتارهای ایمنی فقط بطور موقتی نگرانی و اضطراب شما را کاهش می دهد.

دفعه بعد در مواجه با موقعیت مشابه، احساس میکنید یک بار دیگر از آن استفاده کنید و هیچ وقت نمی آموزید که بدون اینها هم میتوانید زندگی کنید.

لطفاً توجه کنید…. این نکته اهمیت دارد که بدانیم هرشخصی شیوه خاصی در مدیریت کردن نگرانی های مرتبط به ظاهرخود دارد.

دو نفر می توانند از یک تصویر بدنی منفی مشابه برخوردار باشند، ولی از رفتارهای کاملاً متفاوتی برای برخورد با آن استفاده کنند.

برخی اشخاص ممکن است در جلوی آئینه خود را چک کنند، درحالیکه برخی دیگر از رفتن جلوی آئینه خودداری نمایند.

برخی شاید برای درمان ومعالجه وبهبود چهره خودمبلغ کلانی هزینه کنند، درحالیکه برخی دیگرازاینجور معالجات پرهزینه خودداری نمایند.

برخی شاید با آرایش کردن و تزیین و تمییز کاری ظاهرشان را استتار نمایند، درحالیکه برخی دیگر ظاهراً سرشان شلوغ است و ظاهرشان را با لباس های حجیم می پوشانند و موهای خود را روی صورتشان می ریزند.

نکته اصلی این مدل آن است که شما کشف کنید برای مدیریت کردن تصویر بدنی منفی تان، چگونه عمل میکنید.

تمرین:

لطفاً دقایقی درنگ کنید و رفتارهای ایمنی و پرهیزی خود را درنظر بگیرید یعنی اینکه چطوری نگرانی های مربوط به ظاهرتان را مدیریت میکنید.

بنویسید بخاطر ظاهرتان کدام “رفتارهای پرهیزی” را انجام میدهید، مثلاً دوری از مردم، جاهای خاص یا هر نوع فعالیت خاصی. همچنین، از کدام “رفتارهای ایمنی” بهره می گیرید تا شانس ارزیابی و قضاوت منفی دیگران ازظاهرتان را بکاهید، یا ناحیه مشکل دار خود را پنهان سازید یا آنرا بهبود ببخشید؟

………………………………………

 

 

 

ترکیب همه عوامل با همدیگر

 

چطوری همه این  عوامل  با یکدیرگ منطبق و سازگار می افتند؟

صحبت کلی راجع به پیش فرض های بنیادین ظاهرشماست  که همگی با محرک های کنونی تان همراه و همسو بوده اند، تصویر بدنی منفی تان را شعله ور کرده و فعال می سازند.

منظور از فعال شدن این است که این تصویر بدنی از وضعیت خاموش و خفته به حالت روشن تغییر می یابد. وقتی این اتفاق افتاد شما درمعرض افزایش خطر دچار شدن به اختلال خود زشت انگاری قرار میگیرید.

به محض اینکه فعال گردید، تصویر بدنی منفی شما بر روی طرزتفکر،رفتارو احساس شما در پاسخ به محرک هایتان، اثرمیگذارد. ازنظر عاطفی درهنگام فعال شدن تصویربدنی منفی تان اغلب باعث تولید میزان بالایی از پریشانی مثل اضطراب، شرمساری و بیزاری و نفرت می شود.

درنتیجه فعال شدن تصویر بدنی منفی، تقریباً شما درگیر چهار استراتژی عمده خواهید شد که  هدف شان بهبود بخشیدن عیب ونقص مورد تصور یا پنداشتی شما، کنترل نمودن پریشانی شما، یا حفاظت از شما در مقابل قضاوت های منفی مردم می باشد.

 

 

این چهار استراتژی عبارتند هستند از:

۱) مشغولیت فکری به ظاهر درکانون توجه شما قرار میگیرد

۲) درگیر شدن به رفتارهای چک نمودن و جستجوی اطمینان بخش به منظور اعمال نظارت بر ظاهرتان و تلاش برای تسکین ترس هایتان،

۳) پرورش پیش بینی های منفی نسبت به اینکه وقتی مردم متوجه عیب و نقص شما بشوند، چه واکنشی نشان خواهندداد.

۴) وارد شدن به رفتارهای پرهیزی و ایمنی جهت کاستن از احتمال ارزیابی و قضاوت های منفی مردم.

در کوتاه مدت، برخی از این فرایندها شاید اندکی حس آرامش یاکنترل موقتی  برنگرانی های ظاهرتان برایتان فراهم سازند ولی در بلند مدت باعث بوجود آمدن

 

تبعات منفی به شرح زیر می شوند:

تمرکز کردن بر یک جنبه از ظاهرتان(با مشغولیت ذهنی زیاد و چک کردن)، میتواند نسبت به عیب ونقص ها(که شما یا دیگران احتمالاً آنرا بطور نرمال درک نکرده باشید) اندکی هشداردهنده باشد، اماتصویر بدنی منفی تان را بزرگ نمایی میکند و شما را به پریشانی و ناراحتی بیشتری دچار می سازد.

رفتارهای پرهیزی و ایمنی موجب می شوندتا نتوانید بطور صحیح و واقعی متوجه بشوید و بیاموزید که آیا دیگران شما را همینطور که هستید می پذیرند یا خیر. از اینرو این دو نوع رفتار توانایی شما را  برای ایجاد اعتماد به نفس محدود می سازند و همیشه تصویر بدنی منفی شما را در چشم انداز قرار میدهند.

درادامه این راه برخی رفتارهای ایمنی مانند علاقمندی بیش از حد به زیبایی، سبب می شود تا تمایل و مشغولیت زیادی برای معالجات پوستی پیدا کنید و البته نتیجه این افراط میتواند التهاب، صدمه یا آسیب پوستی باشد.

یا هنگامی که به انحاء مختلف تلاش میکنید بخشی که بنظرتان معیوب است را از نگاه دیگران بپوشانید با آرایش غلیظ یا ریختن مو روی آن، یا پوشش های دیگر، آنقدر این عمل شما غیر معمول و غیر نرمال می شود که ممکن است برخلاف میل و خواسته تان، باعث جلب توجه دیگران شود. در این حالت اصطلاحاً گفته می شود دچار «پیشگویی خود کامبخش» شده اید.

برای مشاهده تصویر در اندازه بزرگتر روی آن کلیک کنید

هرچقدر بیشتر از استراتژیهای ۴ گانه استفاده کنید، همانقدر به تداوم استفاده از آنها عادت میکنید، طوریکه فرصت و مجال لازم را به خودتان نخواهید داد تا روش های جدید مدیریت ناراحتی و پریشانی مرتبط با ظاهرتان را فرابگیرید.

آنها تنها شیوه ای خواهند بود که شما برای مدیریت کردن زندگی تان در زمینه رفع نواقص ظاهری، می شناسید.

فرضیه های بنیادین ظاهری شما همچنان دستن خورده باقی می مانند.چهار استراتژی مورد استفاده شما فقط موجب می شوند تا اندیشه و ایده “اهمیت داشتن ظاهرجسمانی” هرچه بیشتر تقویت شود و فرصت ایجاد توازن برای رفع کمبودهای احتمالی ظاهری را از شما بگیرد، چیزی که هرکسی به آن نیازدارد.

نخواهید فهمیدوقتی خود واقعی یا” ناقص” تان را در جهان واقعی نشان میدهید(به جای مخفی سازی یاپوشاندن)چه اتفاقی خواهد افتاد.اکثرمواقع افراد دچار خود زشت انگاری وقتی فرضیه های خود را مورد آزمایش قرار میدهند، با نتیجه ای کاملاً متفاوت روبرو می شوند که نسبت به آنچه راجع به فجایع عیب و نقص شان پیش بینی کرده بودند، بسیار بسیار کمتر مسئله آفرین است.

 

 

مثال زیر نشان می دهد که چطوری مسئله خود زشت انگاری میتواند به یک دور باطل تبدیل گردد:

علیرضا جوان ۲۲ ساله بود که بخاطر آکنه وحشت ناک به پزشک مراجعه کرد. علیرضا میگوید از همان اوایل نوجوانی آکنه را تجربه کرده موقعی که مورد تمسخر و دست مایه برچسب زدن همکلاسی هایش شده است.

او در معرض خطر از دست دادن موقعیت خودش در دانشگاه بود چونکه از رفتن به کلاس خودداری میکرد و در ایامی که فکر میکرد برای مباحث گروهی باید گزارش بدهد،

به استاد ایمیل می زد که مریض شده است. علیرضا از پزشک درخواست نمود که آکنه او را درمان کند طوریکه بتواند زندگی اش را همانطور که همیشه آرزوداشت، آغاز نماید.

بعداز انجام آزمایش های مختلف،پزشک فقط چندتا کورک کوچکی را مشاهدکرد، ولی هیچ خبری از آکنه های وحشت ناک نبودکه علیرضا توصیف میکرد. علیرضا طرزتفکر”دائمی و ثابت” خودش راجع به آکنه را آشکار ساخت.

او ساعت های متوالی هر روز برای نگاه کردن و وارسی آکنه جلوی آئینه اختصاص می داد، و خانه را ترک نمیکرد مگر اینکه نخست عملیات پنهانکاری را انجام داده باشد، کلاه یا عینک آفتابی زده باشد،وبادقت موهایش را مرتب کرده وروی قسمت هایی از پیشانی اش اندخته باشد. علیرضا باورداشت که اگر پوستش را اینطوری نپوشاند، مردم او را تمسخر میکنند و فکر میکنند که او آدم زشتی است.

ما اطلاعات مربوط به او را دریک مدل سازماندهی کرده ایم طوری که راحت تر بتوانیم نحوه درگیری ایشان با خود زشت انگاری و اینکه چطوری تحریک می شود و آنرا حفظ کرده است، مشاهده کنیم.

همانطور که می بینید، علیرضا در چرخه باطل تمرکز کردن و نگرانی راجع به جنبه های منفی ظاهرخویش دچار شده و به فعالیت های کنترل نگرانی و تغییر یا پنهان سازی چهر اش درگیر شده است.

در بلند مدت، این کارها میتواند به حفظ و تداوم مسئله منجر شده یا حتی توجهات ناخواسته ای را به سوی ایشان جلب کند. درکاربرگ زیرجزئیات عملکرد ایشان دراین زمینه را می بینید.

توصیه میکنم شما برگردید به پاسخ هایی که در قبل دادید و در جریان این مدل یادداشت کردید تا نمونه مخصوص خود را در مدل قرار بدهید.

ادامه دارد…

 

ترجمه بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!