رفتارهای بی فایده کمالگرایی(۱۰)

کمال گراها همچنین دردامنه وسیعی از رفتارهای بی فایده ای درگیرمی شوند تا اطمینان حاصل کنند که به استاندارد بالایی که خودشان تعیین کرده اند، دست می یابند.

شاید شما هم حداقل در بعضی ازاین رفتارها به مدت طولانی درگیر بوده اید.

در این شرایط حتی ممکن است متوجه نشوید که این استاندارهای سفت و سخت بخش قابل ملاحظه ای از زندگی روتین شما را تشگیل داده اند.

در مدل اول رفتارهای کمالگرایانه را مرورکردیم.اکنون یکباردیگرضمن انداختن نگاهی برفهرست این رفتارها،درگیربودن خودتان درآنها را نیزمرورکنید:

برخی از رفتارهای بی فایده کمالگرایی

تعلل ورزی

پرهیز یا دوری گزیدن

چک کردن افراطی

جستجوی اطمینان بخش

تلاش افراطی برای جبران

تکرار کردن و تصحیح نمودن

سازماندهی و فهرست نمودن افراطی

مشکل در تصمیم گیری

اتمام رساندن سریع

بی اطلاعی نسبت به وقت اتمام کار

تصحیح کردن

کندی

عدم واگذاری به وکیل یا نماینده خود

اندوختن و انباشتن

تلاش برای تغییر رفتار دیگران

 

چنانچه شماکمالگرا باشید این احتمال وجود دارد که چند نمونه از این رفتارها را در بررسی خود کشف کنید.رفتارهای کمالگرایانه جریان تفکرکمالگرایی را حفظ میکنند چرا که اگرشما به همین شیوه رفتاراستمرار می بخشید وهیچ وقت فرصت و مجالی پیدا نمی کنید که حقیقی بودن یانبودن افکارکمالگرایان خودراآزمایش یا بررسی کنید. این یک چرخه مخرب درتفکرات و رفتارهای کمال گرایانه است که همدیگر را پشتیبانی میکنند.

بسیاری از این رفتارها بگونه ای وقت کشی هستند و مستلزم صرف وقت زیادی می باشند(مانند چک کردن افراطی، کارهای جبران بیش از حد، پیشرفت کند وحرکت لاک پشتی، ناتوانی در واگذاری یا محول کردن کاربه نماینده،ناتوانی درتصمیم گیری) و با صرف وقت از کارهای مهم دیگر انجام شده اند(مثل مشغول گشتن به کارهای خانه و غفلت از خانواده و  استراحت و آرامش).

اینها با تلاش برای کسب استانداردی تعیین شده(مثل تعلل ورزی و پرهیز، دست از کارکشیدن خیلی سریع)تلاقی پیدا کرده یا موجب تداخل می شوند و در ذهن شما بعنوان شکست تفسیر می شود.

همچنین برخی از این رفتارها در روابط خوب با دیگران(مثل تلاش برای تغییر رفتار دیگران، جستجوی اطمینان بخش) تداخل می یابد. در مدل ۵ طرز کاهش رفتارهای کمالگرایانه را به شما آموزش خواهم داد.

 

 

این مدل فاکتورها یا عواملی را نشان می دهد که جریان کمالگرایی را حفظ میکنند.  روشن می سازد که کمالگرایی با اهمیت دادن بیش از اندازه بر تعقیب و کسب استانداردهای سفت و سخت  شروع می شود آنقدر که این عوامل به مبانی و یا اساس ارزش گذاری خودمان تبدیل می شوند. قوانین و پیشفرض های ما فعال و عملیاتی می شوند و استانداردهای بالای سفت و سخت را برای ما تعیین میکنند.

 

 

نقش پاداش و تقویت در استمرار کمالگرایی

نهایتا،استانداردهای بالاو پیگیری و تعقیب پیشرفت ازنظر اجتماعی فوق العاده ارزشمند هستند و بصورت فعالانه از جانب دیگران حمایت و تقویت می شود. دانش آموزان و دانشجویان بخاطر تلاش و کسب پیشرفت در مدرسه و دانشگاه، ازجانب اساتید و والدین شان پاداش دریافت میکنند(باگرفتن نمره،تقدیر و پاداش).

جذابیت جسم، برخورداری از سلامتی،وپاکیزگی از جانب جامعه پاداش داده می شود (مثلاً پوشش زیبا و تمییز نگهداشتن آن با جذابیت بیشتر ارتباط دارد). یادنبال کردن استاندارد بالا شاید به ارتقاء شغلی و از اینرو به بهترشدن درآمد منجر شود.

این تقویت بوسیله دیگران(تقویت بیرونی) شاید به این باور کمک کند که لازم است ما کمالگرایی را در راستای کسب رضایت و تایید دیگران دنبال کنیم.

متقابلاً، بدست نیاوردن یا دنبال نکردن استانداردهای بالا میتواند به نتایج منفی منجر شود. کودکی که بخاطر انجام ندادن ” کامل” کارها دائماً مورد انتقاد قرار میگیرد به این باور می رسدکه انجام دادن درست کارها حیاتی وجدی می باشد.

در دوران بزرگسالی، عملکرد ضعیف در یک مصاحبه شغلی شاید منجر به عدم گزینش برای آن شغل بشود. این جورتجربیات این باور را تقویت میکنند که انجام دادن کارها مطابق با استاندارد خیلی بالا، اهمیت زیادی دارد.

همیشه دیگران نیستند که شما را تشویق یا تنبیه می کنند. گاهی اوقات پاسخ ها از درون برمی خیزد(تقویت درونی). برای مثال، شاید شما موقعی که اشتباهی را مرتکب می شود یک فرد خود- سرزنشگر یا خود- منتقد باشید یا وقتی به استاندارد بالای تعیین شده  دست می یابید، آرامش درونی پیدا میکنید.

ما میخواهیم ببینیم چگونه همه این مفاهیم درترکیب با همدیگر عمل میکنند تا چرخه ای را بوجود بیاورند که جریان کمالگرایی را درشما حفظ میکنند.دراینجا سعی داریم مدل آنرا بصورت یک چرخه باطل نمایش بدهیم و سپس با طرح مثال و نمونه ای نحوه تکمیل کردن آنرا به شما آموزش بدهیم.

 

 

مضرات درگیری در کمالگرایی

برای کسب اطمینان از اینکه به این استانداردها دست می یابیم، دررفتارهای کمالگرایانه و طرزتفکر بی فایده درگیرمی شویم. این کاربه انحاء گوناگون مضر است؛

نخست اینکه، کمالگراها تمایل دارند تجربیات خودشان را بر مبنای توجه ورزیدن به اشتباهات یا علائم و نشانه های شکست ارزشیابی کنند.

دوم، بدلیل اینکه استانداردها بصورت نامعقول تعیین می شوند. فرد کمالگرا احتمالاً یا تعلل ورزی می کند یا کنار می کشد.در اینحالت، به استاندارد تعیین شده دست نمی یابد و به خود انتقادی و سرزنش خویشتن مشغول می شود که این کار فقط باور اولیه ای او را تقویت می کند مبنی براینکه برای تبدیل شدن به یک شخص با ارزش به این هدف ها نیاز مبرم دارد.

سوم، اگر کمالگرا به استاندارد تعیین شده دست یابد برای مدت کوتاهی احساس آرامش و رضایت خاطر خواهد داشت، در بلند مدت، شاید نتیجه بگیرد که استاندارد تعیین شده  قبلاً خیلی بالا نبوده و باید برای دفعه بعد استاندارد جدیدی تعیین کنم.

درهرحال، دنبال کردن استانداردهای بالای سفت و سخت با هزینه گرافی همراه است(مانند انزوای اجتماعی،روحیه ضعیف و افسرده). هنگامی که  ارزشگذاری ما نسبت به خودمان برمبنای دستاوردها یا تلاش هایمان در کسب استانداردهای بالا باشد، بعداً این احتمال وجود دارد که کمالگرایی به مسئله و چالش بزرگ در زندگی مان بدل شود.

اکنون که مدل کمالگرایی برای شما معرفی گردیدو مشاهده شد که استانداردهای سفت و سخت چطوری تعیین می شوند و جریان کمالگرایی استمرار می یابد، آنهم در یک چرخه باطل و مخرب، میخواهیم بر تاثیر کمالگرایی روی زندگی تان بحث کنیم. با من همراه باشید تا در مدل بعدی تصمیم بگیریم که آیا میخواهید استانداردهای سفت و سخت را دور بریزید یا خیر؟

اکنون نوبت شماست که یادداشت کنید کمالگرایی تان را چطوری حفظ میکنید. با اشاره به مدل خالی که بعنوان کاربرگ برایتان معرفی شده است، آنرا تکمیل نمائید.

 

الگوهای تفکر شرطی شده یا تحریف های ذهنی(۹)

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!