دو دلیل وجود دارد که چرا مردم دچار اختلال تغذیه ای بینج می شوند

 

دو دلیل وجود دارد که چرا مردم دچار اختلال بینج می شوند

دلیل  نخست اینکه، برخی افراد بدلیل تاثیرات فیزیولوژیکی گرسنگی، بینج می شوند.

دلیل دوم،برخی افراد جهت تنظیم، کنترل یا بی حس ساختن روحیات یا احساسات نامطبوع و ناگوارشان، به بینج رو می آورند. دراین مدل تاثیرات فیزیولوژیکی گرسنگی بر روی بینج را مورد بررسی و آزمایش قرار میدهیم، چیزی که شما درگام اول بدان نیاز دارید، غلبه بر همین بینج میباشد. تاثیر و نفوذ روحیات یا خلق وخو بر بینج  را درمدل بعدی بررسی خواهیم کرد.

درمدل سوم، بحث کردیم که محدودیت رژیم های غذایی چگونه سبب گرسنگی شدید و مشغولیت ذهنی به غذا میشود، ودرنتیجه دوره هایی ازت غذیه بینج کنترل نشدنی را بوجود می آورد.محدودیت های رژیم های غذایی وتغذیه بینج، بزودی یک چرخه مخرب را تشگیل میدهند. این یک مکانیسم قاطع وجدی درحفظ ونگهداری ازاختلالهای تغذیه ای میباشد، ازاینرو میخواهیم به تفصیل برنامه غلبه براین چرخه مخرب را پی بگیریم. داستان صفحه بعد چگونگی تشگیل گرسنگی فیزیولوژیکی و چرخه تغذیه بینج را روشن می سازد. همانگونه که میخوانید، به این نکته دقت داشته باشید که چگونه احساسات و رخدادها با تجربیات متعلق بخودتان، ارتباط پیدا میکنند.

 

مینا، از وضعیت اندام و وزن خودش ناراضی بود، و تصمیم گرفت رژیم غذایی بگیرد. رژیم او دو قاعده داشت:« ۱- غذا کمتر بخور،۲- از خوردن مواد غذایی کربوهیدراتی چون شکلات یا بستنی خود داری کن».

 او برای مدتی از این قواعد رژیمی پیروی کرد، اما بزودی دریافت که همیشه گرسنه است.

همچنین متوجه شد که نسبت به دوره قبل از رژیم، راجع به غذا  زیاد فکر میکند، مخصوصاً راجع به شکلات و شیرینی. یک روز بعد از ظهر ساعت چهار ازمحل کار به منزل مراجعت میکرد که ناچارشد رژیم خود را بشکند و دست به پرخوری زد؛ او مشغول خوردن غذاهای ممنوعه رژیمی شد،و تقریباً درهمین یک وعده نیم کیلو بستنی خورد.

 بعداز خوردن، مینا دچار احساس پشیمانی،ناراحتی و احساس گناه شد.چون  رژیم اش را شکسته بود، احساس گناه،  زشتی و احساس چاقی میکرد. تصمیم گرفت مجدداً شروع کند، ولی این بار با قوانین شدیدتر.  فقط اندکی صبحانه میخورد و تا موقع شام چیزدیگری نمیخورد.

مینا این قوانین رژیمی سخت گیرانه را سه روز ادامه داد. درطول این مدت او خیلی ناچیز غذا میخورد. ازلحاظ عقلی و دور اندیشی راضی وخشنود بوداما دائماً احساس گرسنگی داشت و با کمبود انرژی  مواجه بود و همیشه دچار عدم تمرکز حواس می شد.

با گرسنه تر شدن، نسبت به غذا بیشتر دچار وسواس  ومشغولیت ذهنی می شد. تمام روز افکار او درگیر با غذا و خوردن بود. ماهرانه ترین شیوه های فراهم کردن غذاهای مطلوب ومورد علاقه اش را تصورمیکرد، درحالیکه ازخوردن شان ممنوع بود. هرچه بیشتر برای گریز از غذا سعی میکرد، مقاومت کردن برایش سخت تر می شد. بالاخره در عصر سومین روز، مقاومت خود درمقابل گرسنگی را از دست داد وهرچیزی را که درآشپزخانه میتوانست گیربیاورد، خورد؛

سه بسته بسکویت، باقیمانده غذای  دیشب؛ مقداری پای سیب، تنقلات، همه بستنی های داخل فریزر را خورد. اما بسرعت و عجولانه مواد غذایی را همراه با احساس لذت وصف ناپذیر نوش جان میکرد. اما این لذت ونشئه اولیه خیلی طول نکشید. 

احساس میکرد که هیچ کنترلی بررفتارش ندارد و تا اشباع شدن دردناک ورنج آور شکم و معده خورد، وبعد هنگامی که خوردن به اتمام رسید، دچار احساس پریشانی و ناراحتی زیادی شد. ازرفتار خودش دچار شرمساری گشت، وبخاطر شکستن دستورات رژیم غذایی اش احساس گناه میکرد. ازاینرو با خودش عهد بست که ازاین پس هرگز تسلیم نشود، و مقررات رژیمی خود را محکم و استوار نگهدارد. اما خیلی زود فهیمد که در درون یک چرخه مخرب وناگسستنی گرسنگی و تغذیه بینج گرفتار آمده است.

 

سناریوی دوم:

 

هنگام عصر در مسیر بازگشت به منزل به داخل مغازه ای رفته و یک بسته پر از خوراکیهای خوشمزه خریداری میکنید. ساعت  ۴:۳۰  دقیقه وارد منزل می شوید و طبق معمول همسرتان  نیزساعت ۵:۳۰  به منزل می آید. آنچه که شما در این فاصله یک ساعت معمولاً انجام میدهید، بلعیدن مشت مشت و عجولانه خوراکیها خواهد بود، خوراکیها را بقدری سریع میخورید که حتی متوجه طعم و مزه آنها هم نمی شوید، تا رد پایی از خوردن بجا نگذارید(اگرشما جزو آندسته از افراد باشید که سعی دارند پس ازاینگونه تغذیه وخواباندن حس گرسنگی برای مقابله با اضافه وزن به قی کردن اجباری رو بیاورند، وقت کافی خواهید داشت تا بزعم خود از شر کالری خورده شده بوسیله قی اجباری خلاص شوید.

این مثالی که آوردیم خیلی خاص نیست، بلکه درمورد اکثر رژیم گیرنده ها عمومیت دارد. مینا با رژیم غذایی شروع کرد و درانتظاراتش شکست خورد. هر بار شکست خوردن او را مصمم تر می ساخت که خوردنش را محدودتر سازد. هرچقدر مقرراتش سخت تر و شدیدتر می گشت، کمتر میتوانست بر رعایت رژیم خود، پایبندی داشته باشد. او با سختی زیاد از قوانین رژیمی دنباله روی میکرد.این درواقع شکلی از مقررات بحث شده درمدلهای ۱ و ۳ ،  میباشد که قواعد شدید  ممنوعت خوردن میان وعده های غذایی وکالری کافی را،  دنبال میکند.

 

آیا شما هم از یک چنین رژیمی پیروی میکنید؟

دنباله روی از قوانین سخت ومحدود ساختن غذا به وعده های اندک همیشه به گرسنگی شدید و مشغولیت ذهنی به غذا در تجربه خانم مینا منجرشد. این یک واکنش فیزیولوژیکی کاملاً طبیعی است؛ بدن شما سعی دارد شما را به خوردن بکشاند تا مواد غذایی موردنیاز برای فعالیت هایش را بدست آورد.

این واکنش فیزیولوژیکی اپیزودهای بینج را اجتناب ناپذیر می سازد. یاس و نومیدی و احساس گناه وابسته به خوردن بینج افرادی مثل مینا را تحریک میکند تا با خودشان عهد ببندند که در محدود ساختن هرچه بیشتر غذا یا نخوردن غذا “موفق تر” خواهند شد.  اما متاسفانه، اغلب مواقع آنها ناموفق هستند، و قوانین رژیمی سخت گیرانه فقط چرخه مخرب گرسنگی و تغذیه بینج را پشتیبانی میکند.

 

این مثالی که آوردیم خیلی خاص نیست، بلکه درمورد اکثر رژیم گیرنده ها عمومیت دارد. مینا با رژیم غذایی شروع کرد و درانتظاراتش شکست خورد. هر بار شکست خوردن او را مصمم تر می ساخت که خوردنش را محدودتر سازد. هرچقدر مقرراتش سخت تر و شدیدتر می گشت، کمتر میتوانست بر رعایت رژیم خود، پایبندی داشته باشد. او با سختی زیاد از قوانین رژیمی دنباله روی میکرد.این درواقع شکلی از مقررات بحث شده درمدلهای ۱ و ۳ ،  میباشد که قواعد شدید  ممنوعت خوردن میان وعده های غذایی وکالری کافی را،  دنبال میکند.

 

آیا شما هم از یک چنین رژیمی پیروی میکنید؟

دنباله روی از قوانین سخت ومحدود ساختن غذا به وعده های اندک همیشه به گرسنگی شدید و مشغولیت ذهنی به غذا در تجربه خانم مینا منجرشد. این یک واکنش فیزیولوژیکی کاملاً طبیعی است؛ بدن شما سعی دارد شما را به خوردن بکشاند تا مواد غذایی موردنیاز برای فعالیت هایش را بدست آورد. این واکنش فیزیولوژیکی اپیزودهای بینج را اجتناب ناپذیر می سازد. یاس و نومیدی و احساس گناه وابسته به خوردن بینج افرادی مثل مینا را تحریک میکند تا با خودشان عهد ببندند که در محدود ساختن هرچه بیشتر غذا یا نخوردن غذا “موفق تر” خواهند شد.  اما متاسفانه، اغلب مواقع آنها ناموفق هستند، و قوانین رژیمی سخت گیرانه فقط چرخه مخرب گرسنگی و تغذیه بینج را پشتیبانی میکند.

 

گرسنگی و بینج

شما چطور، آیا این چرخه گرسنگی- بینج را در تجربیات شخصی خودتان، تشخیص میدهید؟

اگر اینطوراست، برای غلبه بر این  اختلال تغذیه ای،‌باید این چرخه را بشکنید. و برای شکستن این چرخه باید رفتارهای ممنوع کننده رژیمی خودتانرا مخاطب قرار دهید.

ممکن است احساس کنید که ممنوعیت رژیمی راه حل ترس های شما از چاق شدن  و آرزوی کاهش وزن باشد.

 

بیاد داشته باشید، همانگونه که قبلاً  هم شرح دادیم، ممنوعیت رژیمی عملاً اختلال تغذیه ای شما را حفظ وتشدید میکند.لازم است این نکته حیاتی را باور کنید که ممنوعیت های رژیمی یک مسئله و مشکل اصلی می باشد نه یک  راه حل.

 

بامشغول شدن به تغذیه منظم، درهروعده یا میان وعده خود،  بقدرنیازو کافی غذا میخورید تا جلوی احساس گرسنگی تانرابگیرد.هنگامی که بدن شما مواد غذایی کافی داشته باشد، مغز شما از اندیشیدن به مواد غذایی و خوردن، کاملاً رها خواهد بود. و در چنین شرایطی متوجه خواهید شد تغذیه بینج، اجباراً و الزاماً حذف میشوند، و شما میتوانید به سهولت چرخه مخرب را بشکنید!

 

اما اگر بیش از ۴- ۵ ساعت بین وعده های شما در طول روز فاصله بیفتید  یعنی درحالیکه بیدار هستید نه خواب، بدن شما وارد سیستم ایمنی «مود بقاء» می شود

مود بقاء کلید یک فرایند متابولیکی را فعال می سازد که کمک میکند با کاستن از متابولیسم یا سوخت و ساز، انرژی لازم را برای حیات اندام، ذخیره سازی شود.

این بدان معناست که بهنگام تغذیه کردن، بدن شما ازمتابولیسمی برخوردار  خواهد شد که جهت ذخیره سازی کالری غذا میخورد، وتاثیرات هرگونه تلاش برای کاهش وزن را کم اثر و حتی خنثی می سازد.

کمتر غذا خوردن و کم کردن تعداد وعد ه هایی غذایی در طول روز عملاً متابولیسم شما را کند می سازد، واین بدان معناست که بدن شما انرژی حاصل از غذا را به آرامی می سوزاندوآنها را بصورت چربی ذخیره سازی میکند.

 

 

تنش عصبی و بینج

برخی از اوقات تغذیه بینج به علت گرسنگی جسمی نیست،‌بلکه نتیجه تنش عصبی و هیجانات می باشد.

حتی اگر شما بطور منظم غذا بخورید و ازمیزان ممنوعیت رژیم غذایی تان بکاهید،بازهم ممکن است گاهی اوقات همچنان دچار بینج بشوید. این پدیده قابل درک است، بالاخص اگر براساس عادتی باشد که مدت طولانی شما را برانگیخته باشد.

اصلاً دلسرد نشوید! راههای وجود دارد که میتوانید برای به چالش کشیدن جنبه های خودکار یا اتوماتیک تغذیه بینج،  اجرا کنید.

دراین شیوه ها خواهید آموخت که میتوانید بر رفتارهای تغذیه ای خودکنترل لازم  را بدست آورید

ادامه دارد…

مدلهای علمی معالجه اختلال تغذیه ای

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!