درمان نگرانی و اضطراب : پذیرش شک و نامعلومی(۱۷)

 

درچند مدل اولیه،توضیح دادیم که ناتوانی انسان درپذیرش «عدم قطعیت»یا«شک،بلاتکلیفی و نامعلومی» بعنوان یک ویژگی شخصیتی منحصربفرد درکسانیست که دچار اضطراب کلی و نگرانی مفرط و شدید هستند.

هدف این مدل آزمایش کردن نیاز شما به قطعیت، بررسی اینکه چطوری این نیاز موجب حفظ و ماندگاری نگرانی می شود، توصیف کردن شیوه های به چالش کشیدن این نیاز، و بحث در این خصوص که نهایتا چطوری بلاتکلیفی و نامعلومی را در زندگی تان پذیرا باشید.

عجز در تحمل شک و بلاتکلیفی
عجز در تحمل بلاتکلیفی گرایشی است که اکثر مردم در طول زندگی شان بدست آورده اند. کسی که چنین گرایشی داشته باشد، بلاتکلیفی، شک،غیر قابل پیش بینی بودن، و تردید را تجربیاتی خوفناک و غیر قابل تحمل و مدارا می بیند که باید به هرقیمتی از آنها خلاص شویم. کسانی که از بلاتکلیفی و نامعلومی بیزار هستند و به تضمین احساس نیاز میکنند، ممکن است:‌

• مطالبی از این قبیل بگویند:
” دلم قرص نیست. نامعلوم و مبهم است، نمیتوانم ازعهده اش بربیام”
” میدونم که شانس موفقیت در این کار خیلی کم است، والا، تاکنون انجام شده بود”
“به اطمینان ۱۰۰% نیاز دارم،”
“تضمین میدی که ۱۰۰% وزن من کاهش پیدا میکنه”

• این افراد اتفاق بدی را که هم اکنون جریان دارد، بر وضعیت مبهم آینده ترجیح میدهند. یعنی شر و بدی که معلوم است، بهتر ست ازخیری و نیکی می باشد که نامعلوم است! این افراد محکم درجای خود ایستاده اند وحاضر نیستند یک گام جلوتر بیایند تا بفهمند و بدانند که چه اتفاقی میخواهد بیفتد. دنبال یک اطمینان خاطر قطعی هستند تا کاری را شروع کنند.

• طرح ریزی کردن یا کشیدن نقشه و یافتن راه حل برایشان فوق العاده دشوار است، چون پیش از هرکاری نیازمند بدست آوردن تضمین هستند که آیا کاری که میخواهد شروع کنند، درست از آب در میاید یا خیر.

اگر شما نیز به عدم تحمل ابهام دچار هستید، به احتمال زیاد برخورداری از نگرانی را سودمند و مفید تشخیص خواهید داد. شاید فکر کنید که نگرانی شیوه ای جهت کسب آمادگی برای بدترین اتفاق ممکن میباشد؛ چون نگرانی شما را برای هراتفاق احتمالی و شاید بدترین اتفاق مهیا می سازد. نگرانی بگونه ای تلاش جهت پیش گویی تحولات زندگی است، و از این لحاظ نگرانی حس ابهام و پیش بینی ناپذیری شما را کاهش میدهد. نگرانی چون احساس ابهام شما را تقلیل میدهد، لذا بطور مستمر تداوم می یابد ونقطه پایانی برایش متصورنیست. یعنی نگرانی در پی نگرانی ها. به عبارت دیگر، شما نگرانی را حفظ میکنید چون بر این باور هستید که تنها استراتژی شما برای مطمئن تر ساختن و قابل پیش بینی تر کردن کارها در زندگیتان می باشد. کمک تان میکند تا باور کنید که کنترل بیشتری دارید.

اما در بررسی حقیقت مطلب باید دید، آیا نگرانی چیزی را برای شما واقعی تر یا قابل پیش بینی تر می سازد؟ آیا شما بدلیل نگران بودن، میتوانید تغییری در اتفاق مورد پیش بینی بوجود آورید ؟ یعنی آیا نگران بودن شما، بگونه ای بریک سرنوشت محتوم اثر میگذارد و آنرا دگرگون خواهد ساخت؟ یا اینکه باوجود نگرانی، زندگی نسبت به همیشه نامطمئن تر و پیش بینی ناپذیرتر شده است؟

این طرز تلقی و پنداشت خود شماست که فکر میکنید با نگران بودن میتوانید تاحدودی روی اتفاقات آینده تاثیربگذارید. اما درواقعیت، آیا چنین چیزی حقیقت دارد؟
درواقع با نگران بودن کاری که شما انجام داده اید به تصویر کشیدن بدترین سناریویی میباشد که میتواند در آینده واقع شود، والبته درپرتو چنین تصویر سازی ذهنی، چیزی که واقعیت پیدا میکند ساختن و پرداختن احساسات منفی وسیاه خواهد بود.

بنابراین بهتر است ازخودتان سئوال کنید، آیا نگران بودن ارزشش را دارد؟ آیا داشتن یک حس “جعلی” اطمینان خاطریا قطعیت، میتواند توجیه کننده این همه تبعات منفی وپرهزینه باشد؟

اگر پاسخ شما “نه” است، پس دو شیوه برای کنار زدن عدم تحمل بلاتکلیفی وجود دارد که نیازمند مهارت های فکری در دو مدل پیشین می باشد. شما میتوانید:‌

عدم تحمل ابهام وبلاتکلیفی را به چالش بکشید
و
عدم تحمل خودتان در مقابل نامعلومی و بلاتکلیفی را به حال خودش رها کنید (یا پذیرفتن عدم قطعیت درزندگی)

بوسیله شناسایی نیازخودتان به یقین و قطعیت، با فاکتورکلیدی مواجه می شویدکه شما را به سوی حفظ نگرانی سوق میدهد. بنابراین با کاستن از نیاز خود به قطعیت، میتوانید میل به نگرانی را بکاهید.

ادامه دارد…

درمان نگرانی و اضطراب : ارتباط با ذهن آشفته (۱۶)

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!