درد های روان را با «تسلیم» شفا بدهید!

روحیه منفی یا درد های روان خود را با  معنویت درمان کنید.

درد روانی بدترین درد است.

دردیست که شما دقیقا نمیدانید چه چیزی را باید درمان کنید.

نمیدانید مشکلتان دقیقا کجاست؟

و اساسا علتش چیست؟

داروهای مختلف را تجربه میکنید که نتیجه ای جز کرختی و بی حسی و افت شدید هوشیاری به درجه گیاهی و نباتی چیزی نصیب تان نمی شود!

راه حل های معمول و مرسوم اکثریت در هنگام مواجه شدن با درد روانی «خود تخریبی» است؛ سرزنش خود، احساس گناه، نفرت ازخویشتن، آسیب زدن به خود و منافعش خویش!
در حالیکه شما میتوانید، همیه راه حل های پیشنهادی روانشناسان مدرن و سنتی را اجرا کنید، و ازهمه دمنوش ها و جادو و جنبل ها استفاده کنید، نهایتا درد شما همچنان بعد از مدت کوتاهی از زیر خاکستر، شعله ور خواهد شد.

این درد تنها یک راه حل دارد، و آنهم پذیرفتن و «تسلیم شدن»:

میتوانم حدس بزنم که هم اکنون یک سئوال بسیار خردمندانه در ذهن تان فعال شد؟ « یعنی چه! پس تکلیف عقل و خرد انسانی چه می شود؟»
در لحظه جاری و اکنون که قضای الهی(اتفاق این لحظه)  برشما واقع شده است، خرد انسانی (خرد جزئی نگر) فقط وظیفه تسلیم به حکم خرد کل(خدا یا زندگی) را برعهده دارد.

 

هرلحظه که تسلیم شدم در کارگاه تقدیر،
آرام تر از آهو، بی باک تر از شیر شدم
هر لحظه که کوشیدم در کارخویش کنم تدبیر
رنج ازپی رنج آمد و زنجیر پی زنجیر!
حضرت مولانا

 

تسلیم قبل از هرگونه قضاوت، هرگونه نظر، هرگونه خوب و بدن کردن، معنویت خالص و نابی می باشد که  به شما «آزادی» خواهد بخشید.

این آزادی میتواند از:

چیزهای رنج آور و تلخ،
برای داشتن انتخاب های بهتر،
یافتن خوشبختی و شادمانی عمیق و ماندگار،
و خرسندی از تمام آنچیزهایی باشدکه هم اکنون دارا هستیم و از دیدن شان غفلت میکنیم و یا ناسپاسی پیشه میکنیم، باشد.
زندگی ما در لحظه اکنون، درست شبیه باریست که خدا از طریق قانون های «زندگی» فرستاده است.

دقت کنید، باریست  که «فرستاده شده»، یعنی کار تمام شده است.(کن فیکن)

عقل حکم میکند، که انسان نسبت به آنچه واقع گشته، تسلیم باشد،

اگر رضایت بدهی و تسلیم شوی، راه حل قطعا از درون قلب تان خواهد جوشید

و اگر مقاومت و ستیزه بکنی، زبان به گلایه و شکایت بگشایی، درست مثل کسی می مانی که  روی بار گوجه فرنگی خودش، بالا و پائین می پرد!

پس:

 

رضا به داده بده وزجبین گره بگشای
که برمن و تو دراختیار نگشادست
حضرت مولانا

هیچ چیز به اندازه تسلیم بودن و شکرگزاری کردن درد های نامعلوم انسانی را شفا نمیدهد.

فراموش نکنید، این تسلیم و رضا به معنای بی عملی، تنبلی، باری به هرجهت بودن،و انگل صفتی نیست،

بهترین و با کیفیتر اعمال بشری، پس از تسلیم، در او می جوشد و فوران میکند!

با ستیزه کردن، خشم، کینه، نفرت، استرس، کلافگی و درهم تنیدگی، فقط تبدیل به یک موجود، بیخرد و یک دستگاه ویرانگر می شویم.

و بدنبال آن عجز، درماندگی، احساس بیچارگی، پوچی، سردرگمی ما را فرا میگیرد!

اکنون باید قضاوت کنید که کدام عمل و عکس العمل خردمندانه است!

تسلیم یا ستیزه

برنامه شماره ۶۴۳ گنج حضور،تفسیر غزلیات دیوان شمس

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!