دانلود رمان پسر نامه رسان

pesare-name-rasan2

رمانی برای نوجوانان

” پسر نامه رسان “

نویسنده : هوراتیو الگر

مترجم : بهمن ابراهیمی

 

دردسرهای فیلیپ

فیلیپ برنت  به طرف خانه نامادریش میرفت که ناگهان گلوله آبدار وسفت برف، محکم به گوشش خورد. دردوسوزش شدیدگلوله برف سبب شد که فیل بشدت عصبانی شود. ازخشم و ناراحتی چشمان فیل سرخ شده بود، سرش را به اطراف چرخاندتابفهمد کاری کی بوده. چون شک نداشت یک نفرگلوله برف را تعمدا به طرف او پرت کرده است.

فیل همه دورواطراف را نگاه انداخت، ولی بجزپیرمرد عینکی موقرکس دیگری را ندید. فیل نیازی نمی دید نسبت به این مرد مسن ومتشخص شک کند که چنین کارتوجیه ناپذیری را مرتکب شده باشد. بنابراین  اندکی آنطرف تررا هم نگاهی انداخت, درهمین موقع،  گوش هایش اولین سرنخ رابه او دادند. صدای  خس خس خنده را شنید, که ازپشت دیوارسنگی کنارجاده،  بگوش می رسید. پیش خود گفت,” برم ببینم اون کیه,” با گام های فرو رفته درداخل برف رفت جلووازروی دیواربرفی به آنطرف پرید, پسری همسن وسال خود را دید که درحال فراراز مزرعه پوشیده از برف بود.

با عصبانیت داد زد,” جوناس, پس کار تو بود! به فکرم رسید که اینطور کارهای دزدکی ازکسی بجز تو سرنمی زند.”

جوناس وب با صورت لک وپیس دار، برادرناتنی یا پسر نامادریش بود. جوناس توقع نداشت لو برود، حسابی ترسیده بود و تاجایی که زور در پاهایش داشت بسرعت می دوید، ازشدت ترس بال درآورده بود. اما درمقابل ولی مهمیزخشم تاثیرش را روی فیلیپ گذاشته بود، و او پس ازاندکی تعقیب وگریز توانست جوناس را گیر بیاندازد. هردونفربراثراین تعقیب وگریزبه نفس نفس زدن افتاده بودند.

 

pesare-name-rasan

فیل درحالیکه یقه جوناس را گرفته ومحکم تکان میداد، با عصبانیت پرسید” چرا گلوله برفی را به من پرت کردی؟”

جوناس درحالیکه تقلا میکرد یقه اش را از دست او رها کند, جواب ” ولم کن، تنهام بذار!”

فیل با صدایی که نشان میداد قصد ندارد ذره ای کوتاه بیاد، بازهم پرسید؛” زود باش، جواب بده! واسه چی  گلوله برفی  پرت کردی؟”

کینه جویی جوناس که ناشی از کوته فکریش بود، پاسخ داد،” چونکه  خوشم آمد و این کار را انتخاب کردم،” ودرحالیکه چشمانش ازبدجنسی  برق میزد ادامه داد،” حالا مگه،چی شده، چایی از بدنت شکسته؟”

فیل با قیافه عبوس روکرد به او گفت ,” بله ممکن بود صدمه هم بزنه. ضربه اش به اندازه یه گلوله توپ بود. حالا درمقابل  کاری که کارده ای ، همه جوابت همینه؟”

جوناس که اندکی متوجه شده خود شده بود،گفت” فقط یه شوخی بود, ”

فیل گفت، ” خیلی خوب! ولی من این جورشوخی ها را اصلاً نمی پسندم. شاید شوخی من هم مورد پسند تو نباشه,” وبعد جوناس راگرفت وبزور روی برف خواباند، زانویش را روی سینه او گذاشت، تند تند برف را برداشته و درسروصورت جوناس مالید. جوناس با ترس ووحشت جیغ میزد،” چکار میکنی؟ داری منومیکشی؟”

فیل درحالیکه  شدیداً مشغول کارخودبود, گفت” میخوام صورتت را بشورم,”

وجوناس درحال کشمکش با خشم وانضجارفریاد میزد، ” حساب تو را میرسم, دست ازسرم بردار, به مادرم میگم”

فیل گفت,” اگربگی, من هم دلیل کار خودم را برایش توضیح میدهم”

جوناس جیغ میزد وتقلا میکرد, ولی بیهوده بود. فیل حسابی صورت  او را برف مالی کرد, و دست از تلافی برنداشت تا وقتی که کاملاً متقاعد شد، توانسته مزه رفتاربد جوناس را به او بچشاند.

 

Related image

فیل پس ازکشمکش زیاد گفت,” حالا، بلند شو!”

جوناس بزحمت  روی پاهایش ایستاد، طوریکه تمام هیکلش ازشدت خشم می لرزید.

فریاد زد,” بخاطراین کارت حساب پس میدی!”

فیل هم کم نیاورد و با لحن تحقیر آمیزی گفت,” هیچ غلطی نمیتوانی بکنی!”

” توی روستا  تو بد جنس ترین پسری ”

” همه  کسانیکه مرا می شناسند, میدونن که من قصد دارم اینجا را ترک کنم.”

” به مادرم خبرمیدم!”

” بروخونه وبه مادرت بگو!”

جوناس به طرف خانه راه افتاد, وفیل هم برای ممانعت ازاوهیچ کاری نکرد.وقتی دید جوناس به خیابان رسید وبطورمصمم به طرف منزل پیش میرود, به خود گفت:

” خیال میکنم بخاطر این کارحسابی به دردسر می افتم:  کاری هم از دستم فعلاً برنمیاد. خانم برنت همیشه جانب پسر عزیز دُردانه اش رامیگیره، پسری که دست کمی ازمادرش نداره. با اینهمه بی خیال، بدترازآنچه که درگذشته به سرم آورده اند، نمیتونه باشه.”

فیل تصمیم گرفت به خانه نرود, فرصت ددهت تا توفانی که جوناس با قصه هایش برپا میکند فروکش نماید. همین کار راهم کرد، حدود نیم ساعتی صبرکرد و بعد به آرامی طرف خانه راه افتاد.در حیاط رابازکرد, برف های روی کفشش راباجارویی که پشت درقرارداشت پاک کرد، وبعد درورودی را هم گشود، به درون آشپزخانه قدم گذاشت.

pesare-name-rasan3

براندازاولیه فلیپ اوراخرسند کرد, کسی آنجا نبود. امیدوارشد خانم برنت – که هیچ وقت دلش نمی خواست اورامادرصدا بزند – بیرون باشد, ولی خیلی نگذشت که  صدای ضعیف سنجیده وعبوس ازاتاق نشیمن مجاور، شادمانی  او را به انتظار دریافت مجازاتی تلخ مبدل کرد.

” فیلیپ برنت, بیا اینجا!”

فیل وارد اتاق نشیمن شد.

 

دانلود مستقیم رمان پسر نامه رسان

download

 

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!