حمله پانیک چگونه واقع می شوند؟بخش سوم

panic-attack-152374568723471

حمله پانیک چگونه واقع می شوند؟

?موقعیت ها یا ایستگاههای تولید حمله پانیک

در مدل نخست، راجع به نحوه حمله پانیک بحث کردیم و آنرا بصورت ” آژیرخطرجعلی” توصیف نمودیم؛ یعنی یورش همزمان ترس بدون هیچ عامل تهدید فیزیکی وواقعی. احتمالا از بی دلیلی ظاهری این حملات پانیکی شگفت زده باشید.

?این بی دلیلی ظاهری ناشی ازویژگی های شخصیتی منحصربفرد هرکدام از انسان ها می باشد؛

چرا که  هرفردی ممکن است با دلائل ترکیبی فوق العاده پیچیده ای دچار یک حمله پانیکی اولیه یا آژیرخطرجعلی بشود.

منظورازاین ترکیب پیچیده، رابطه فاکتورهایی مانند ساخت بیولوژیکی شخص، شخصیت وشرایط غریزی بدن او در شروع واکنش عصبی می باشد.

درحالیکه این فاکتورها مبنای احتمالی یا استعداد لازم را برای بروزیک حمله پانیکی فراهم می سازند،اما اغلب مواقع شرایط استرس زا یا تجربه استرسی، عامل کارگزار یا تعیین کننده را ایفا میکنند.

??بسیاری ازاشخاص هستند که وقتی براثریک دوره فشارواسترس، به اولین حمله پانیکی دچارمی شوند،احتمال فرا خوانی حمله مجددپانیک، براساس همان دلائل اولیه وجود دارد؛

شرایط استرس آوری و رخدادهای منفی در زندگی بسیار زیاد هستند و تاثیرشان نیز از هرفردی به فرد دیگر تفاوت دارد.
اگر حادثه ای برای شخصی نابود کننده به حساب می آید، دقیقا همان حادثه شاید برای شخص دیگری، کاملا قابل تحمل و پذیرش باشد.

? مثلا  بوجود آمدن مشکلات ارتباطی مثل جدایی ازهمسریا طلاق، یا بوجود آمدن یک فقدان شدید واثرگذار در زندگی مانند از دست دادن شغل یا از مرگ یکی از نزدیکان و اعضای خانواده.

موقعیت های پراسترسی  هستند که  احتمالا اکثر با هراس یا خوف شدید و بدنبال آن با حمله پانیک مواجه شوند.

?? با درنظر گرفتن این موضوع و ملاحظه ظرفیت های روانی هر شخصی، در هر حادثه ای  پاسخ های جسمانی شان به رخدادهای منفی ضمن اینکه متفاوت است، درست شبیه پاسخ به یک خطر جسمی واقعی خواهد بود.

حمله واکنش بدن درهنگام حمله یک حیوان وحشی، یا هنگام نزدیک شدید یک اتومبیل سریع و…

بجز شرایط پیش گفته، مواقع دیگری نیز وجود دارد که حمله پانیک ساخته و پرداخته می شود و علت آن میتواند محرکهای برانگیزنده درونی یا بیرونی باشد.

?محرکی که یک تهدید کننده یا خطر برای شخص محسوب شود.

 

panic-attack-152374568723463

✈️??درخصوص محرک های بیرونی، باید گفت یکسری موقعیت هایی وجود دارند که شخص دچاراندکی احساس بیم و هراس می شود؛مثلا  سوار شدن به کوپه قطاریا متروی شلوغ، یا فروشگاه شلوغی که دچاراحساس خفگی ودلتنگی شود.

???محرک های درونی می توانند شامل افکار، تصورات، تخیلات، خاطرات و حتی احساسات یا واکنش های جسمی باشند؛

این محرک ها شاید یکسری رویدادهای عادی باشند بجز هنگامی که توسط شما بعنوان یک سوژه یا موقعیت تهدید کننده، تلقی و تفسیر شود.
مثلا یک واکنش جسمی مثل احساس فشار و سفتی در قفسه سینه را درنظر بگیرید. آیا هیچوقت در قفسه سینه تان احساس سفتی و فشار نکرده اید  وبدنبال آن ضربان قلب تان تند نشده باشد؟

حتماً شده، چونکه درهمان موقع احتمالا در سرتان این  فکر گذشته که:” خدایا بدادم برس! نکنه دارم سکته میکنم….؟” وسامانه هوشمند بدن شما در واکنش به این احساس خطر ذهنی، اقدامات از قبل پیش بینی شده خود را شروع کرده است. و ازجمله آنها احساس اضطراب و ترس می باشد.

پس این نکته خیلی مهم را برای همیشه در همه امور احساسی و عاطفی به ذهن بسپارید که

❤️هروقت «باورکنید»

که چیزی برای شما و سلامتی و زندگی تان تهدید آمیز است، مطمئناً بدنبالش دچار احساس ترس و هراس خواهید شد و حمله اضطرابی یا حمله پانیک به شما دست خواهد داد.

شدت این حمله نیزبستگی دارد به اینکه شما تهدید کنندگی آن عامل را تا چه اندازه قویا باور دارید یا اندکی و تاحدودی باور دارید.

 وقتی موقعیتی، فکری، تصویری، یا واکنش و احساس جسمی را بعنوان عامل تهدید کننده درک و تفسیر می کنیم، بدنبالش دچار احساس اضطراب یا دلتنگی خواهیم شد.

اینجا یک چرخه وجود دارد چون وقتی که دچار احساس اضطراب می شویم، ممکن است برخی تغییرات جسمی را نیزتجربه کنیم، یا ترس از واکنش های اولیه موجب شدید شدن و دامنه دار شدن آن بشود؛

مثلاً وقتی دچار نوسان درتپش قلب بشوید و آنرا بعنوان خطر سکته قلبی باور کنید، بدنبالش واکنش های بدنی مثل تندتند وکوتاه شدن تنفس، سفتی در قفسه سینه، احساس گیجی،عرق کردن، سفید شدن رنگ پوست،لرزش دست و پا، خشکی دهان وغیره  به شما دست خواهد داد.

اما اگر عامل تهدید کننده واقعی نباشد(فقط تصور شما باشد)، بزودی همه این تغییرات جسمی بتدریج کمرنگ و خاموش خواهند شد.

?البته داستان هنوز تمام نشده، ممکن است ذهن شما بازی را همچنان ادامه بدهد؛

اگرقبل ازاینکه این تغییرات حسی کاملاً فروکش کنند، براثرتجربه این تغییرات در بدن تان، شما مشغول فکر کردن به عواقب بدو منفی این عوارض بشوید،

مثلاً پیش خود فکر کنید که ” این تپش قلب  مثل اینکه داره جدی جدی میشه، آخه قلبم داره از سینه میزنه بیرون، سکته که اینطوری نمیشه، دارم کنترلمو از دست میدم، نکنه بیماری خاصی دارم و خودم بیخبرم! نکنه دچارجنون بشوم،نکنه…..”

به احتمال زیاد درواکنش به این افکارنگران کننده و منفی، اضطراب و هیجان شما شدیدتر می شود،

واکنش های بدنی تان تقویت و بیشتر می شوند،

??و تا حالت غش و ضعف و «حمله پانیک» پیش بروید.

ادامه دارد…

اختلال پانیکی چطوری رشد میکند و بوجود می آید؟-بخش چهارم

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!