جسارت را بیاموزید و تعلیم بدهید-بخش نخست

josor-8762438752

جسارت درحقیقت توانایی ابراز مستقیم، آشکار و صادقانۀ احساسات ، افکار و نیازهای فردیست

انسان بعنوان موجود اجتماعی درمتن مناسبات و قواعد اجتماعی قابلیت های خودش را پرورش میدهد و ملاحظه یا تفسیری که ازموقعیت داردو ساختارشخصیتی خود، نوع خاصی از ارتباط با دیگران را برقرار می سازد. مهم ترین مهارت هایی ارتباطی مورد نیاز برای یک فرد عبارتند از: مهارت خود آگاهی، مهارت مقابله با احساسا ت، مهارت تصمیم گیری، مهارت تفکّرنقّادانه، مهارت حل مسئله و مهارت مطالبه گری یا رفتار جسورانه می باشد(assertiveness ).
مهارت ارتباطی جسورانه که در ادبیات روان شناسی و روانپزشکی با عنوان  قاطعیت ، جرئت مندی یا جرئت ورزی نیز شناخته می شود، درحقیقت توانایی ابراز مستقیم، آشکار و صادقانۀ احساسات ، افکار و نیازهای فردیست به نحوی که بدون تضییع حقوق دیگران منجربه حفظ و دفاع از حقوق خود فرد بشود.
در ارتباط جسورانه، رفتار شخص بنوعی باید مدیریت شود که سالم،سازنده، وانطباقی باشد تا موجبات رشد و ارتقاء دو طرف ارتباط را فراهم سازد. و البته اعمال مدیریت صحیح و کارآمد در برقراری روابط، مستلزم برخورداری از دانش، آگاهی و مهارت هایی است که افراد با استفاده از آن ها می توانند روابط بین فردی و اجتماعی خود را به نحومؤثری سازمان بدهند.
تجربه دوران کودکی هرکدام ازما بگونه ای نشان میدهد که گاه گاهی والدین و اطرافیان ازما خواسته اند که با دیگران بصورت جسورانه رفتار کنیم:” پسرم دخترم کمی جرات و جسارت  داشته باش! چرا اینقدر خودت را ضعیف و بزدل نشان میدی، نذار دیگران حقت را بخورند… جرات داشته باش و با شهامت حرفت را بزن!…”
دریک نگاه کلی تر جرات ورزیدن و جسارت داشتن، اساساً یک جورسبک زندگی است نه یک جور روحیه شخصی  در رابطه با دیگران! درواقع توانایی فرد در بیان احساسات، افکار، باورهاوعقایدبصورت آزادانه و بدون سانسور یک نوع سلیقه زندگی می باشدکه هرشخصی در خانواده،اجتماع و محیط های تعلیم و تربیت رسمی فرا میگیرد. حرمت گذاشتن و حفظ حریم و حقوق دیگران چیزی نیست که یک شبه بتوان در مغز فردی تزریق نمود، بلکه نتیجه و برایند کارخانه تربیت و آموزش خانوادگی و اجتماعی می باشد.
ازنظر روانشناسی رابطه ای که انسان با دیگری برقرار می سازد، در سه وجه کلی قابل طبقه بندی می باشد. اما این دسته بندی بدان معنا نیست که میتوان برمبنای این سه مقوله مرزبندی دقیقی در رفتاریک شخص بوجود آورد. چرا که تعامل انسان تابع فاکتورهای پیچیده و پنهان بسیاری می باشد که نمی توان یک حکم کلی برای شخصی صادر و گفت که او شخصی منفل است یا جسور. بلکه براساس سنجش دقیق  در طول زمان میتوان بطور کلی قضاوت نمود که یک فرد خاص در یک موقعیت خاص چه رفتاری را ازخودش نشان میدهد.

josor-8762432313007

ازنظر روانشناسی رابطه ای که انسان با دیگری برقرار می سازد، در سه وجه کلی قابل طبقه بندی می باشد

 

سه نوع رابطه انسانی

دررفتار خشن، تهاجمی و پرخاشگرانه فرد با توسّل به خشونت و انواع گوناگون پرخاشگری مقاصد و نیازهای خود را ابراز و سعی می کند با تجاوز به حقوق دیگران خواسته خود را مرتفع سازد یا حق خود را بگیرد.

دررفتار منفعلانه فرد با انفعال،سکوت و تسلیم در برابر دیگران واکنش نشان می دهد و از ابراز حالات، احساسات و نیازهای خود باز می ماند و اجازه می دهد تا حقوق او توسط دیگران پایمال شود. بیشتر درجایی مصداق پیدا میکند که شخص جسارت دارد ولی به شیوه ای منفعلانه یا غیر مستقیم آنرا اعمال میکند؛ بطور مثال، برخی افراد وقتی عصبانی می شوند، به روش بلند بلند نعره کشیدن،یا هجوم بردن وحمله ورشدن و ضربه زدن اقدام نمی کنند، بلکه بیشتر با قهر کردن، ترشرویی یا ضربه زدن به دریا پرت کردن وسایل و لوازم دم دست شان عصبانیت خود را بروز میدهند.
با رجوع به این تعاریف مشخص است که رفتار جسورانه ، مطالبه گرایانه یا قاطعانه تنها رویکرد سالم، انطباقی و سازنده ای است که باید در روابط بین فردی و انسانی اعمال شود. رفتار های جسورانه یا مطالبه گرانه عمدتاً در بیان جسورانه، درخواست جسورانه و رد جسورانه و قاطعانه یا توانایی نه گفتن به دیگران می باشد.

josor-87624321

جسور بودن بدان معنا نیست که همیشه و هروقت چیزی را میخواهید حتماً بدست می آورید

بنظر برخی جسارت ورزی و جراتمندی، تفاوت چندانی با تعدی گری و خشونت ندارد: برخی ازافراد که درفکر تهاجم هستند، جسورانه رفتار میکنند چون آنچه را که نیاز دارند با این روش اظهار میکنند و توضیح میدهند. حقیقت این است که  هم روش جسورانه و هم روش تهاجمی هر دو نیازهای ما را شرح میدهند؛ اما بدیهی است که بیان جسورانه خواسته ها و نیاز ها با روش تهاجمی و تجاوزگرانه تفاوت کاملاً فاحشی دارد. تفاوت آنها بطور آشکار در کلمات، لحن کلام، و زبان بدنی ای می باشد که استفاده میکنند. بعداً راجع به این تفاوت ها بطور مفصل تر در بخش مربوط به ویژگی های کلامی هرکدام از سبک های ارتباطی بحث خواهیم کرد.
بزعم برخی نیز اگر آدم جسور و بادل و جراتی باشیم، هرچیزی را که بخواهیم بدست می آوریم: جسور بودن بدان معنا نیست که همیشه و هروقت چیزی را میخواهید حتماً بدست می آورید. درواقع جسارت داشتن ابداً تضمینی بر نتایج و دستاوردها نیست. جسور بودن نوعی ابراز وجودمی باشد آنهم  به شیوه ای که هم نیازهای خودتان و هم نیازهای دیگران با احترام وحقوق متقابل دنبال می شود. این بدان معناست که گاهی اوقات آنچه شما میخواهید را ابداً بدست نخواهید آورد و گاهی اوقات مصالحه رضایتبخش دو جانبه را بدست خواهید آورد.
ازنظر بعضی افراد نیز اگر بخواهیم جسور باشیم، باید در همه شرایط  جسورانه رفتار کنیم: فهم و شناخت نحوه وچگونگی رفتار جسورانه، این شانس یا گزینه را به شما میدهدکه بدانید کی و چه وقت جسورباشید. بدان معنا نیست که شما در هر وضعیت و شرایطی بایدجسورانه رفتارکنید. ممکن است به این واقعیت رسیده باشید که در موقعیت های خاصی رفتار جسورانه، کاملاً بی فایده و حتی مضر باشد.بطورمثال، اگرشما با یک شخص خشن و مسلحی روبرو شوید و بخواهید با منطق رفتارجسورانه با او برخورد کنید، ممکن است فرد مقابل شما آدم معقولی نباشد و نتواند خشم خود را کنترل کند و خطر واقعی زندگی شما را تهدید نماید ونهایتاً چیزی که نصیبت تان می شود، گلوله ای داخل مغزتان باشد. در چنین موقعیت هایی شاید رفتار انفعالی بهترین گزینه و کاملاً مفید باشد.

 

josor-876244300

تاثیراصلی جسور نبودن یا به عبارتی کمرویی و خجالتی بودن دراین است که می تواند عزت نفس انسان را تضعیف سازد

تبعات عدم جسارت ورزی
تاثیراصلی جسور نبودن یا به عبارتی کمرویی و خجالتی بودن دراین است که می تواند عزت نفس انسان را تضعیف  سازد. اگربه شیوه انفعالی ارتباط برقرارکنیم آنچیزی را که واقعاً احساس میکنیم یا فکر میکنیم را بیان نخواهیم کرد. این بدان معناست که ما نتیجه کار را با توافق و تامین نیازها و خواسته های دیگران به پایان می رسانیم تا اینکه بفکرخواسته خودمان باشیم. این شیوه انفعالی میتواند به فقدان هدفمندی در زندگی و احساس عدم کنترل بر زندگی را بوجود آورد.
اگر هیچ وقت فرصت نیابیم که تفکرات و احساسات خود را بدون سانسور و آزادانه بیان کنیم،این وضع میتواند موجب احساس تنش یا استرس، اضطراب یا خشم و نفرت بشود. و ونیزمیتواند به روابط ناسالم وناراحت کننده ای بیانجامد. در این میان احساس خواهیم کرد که گویا نزدیکترین اشخاص به ما نیز، واقعاً ما را نمی شناسند.
در مقابل انفعال افراطی، تهاجمی افراطی قرار دارد که اگربخواهیم دائماً به شیوه تهاجمی با دیگران ارتباط داشته باشیم،عاقبت دوستان و نزدیکانی که برای ما احترام قائل هستند رااز دست خواهیم داد. پس رفتار تهاجمی نیز نهایتاً باعث عزت نفس ضعیف می شود.
تحقیقات بسیاری وجود دارد که تاثیر منفی جسارت نداشتن یعنی منفعل و خجالتی بودن یا تهاجم و خشن بودن را بررسی کرده اند؛ افرادی که از روش جسورانه استفاده میکنند کمتر افسرده هستند و نسبت به بقیه از سلامتی بیشتری برخوردارند. اشخاص غیر جسور(از هردو طیف منفعل و خشن)به احتمال زیادتری گرفتار مصرف مواد مخدر، الکل و غیره می شوند.
در فوبیای اجتماعی، فقدان جسارت پدیده بسیار شایع است. کسی که دچارفوبیای اجتماعیست فکرمیکند که دیگران نسبت به او ازموضع قضاوت، انتقاد و سرزنش رفتار میکنند و بنابراین به همین دلیل از موقعیت های اجتماعی گریزان هستند. اگر فکر میکنید شمانیزدچارفوبیای اجتماعی می باشید توصیه میکنم حتماً مبحث مربوط به آنرا در سایت هوشیار۴ ( www.hoshyar4.com) دنبال کنید.

ادامه دارد….

ترجمه بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!