تفسیر دیوان شمس و مثنوی معنوی حضرت مولانا(گنج حضور)-برنامه ۶۱۱

hozor423895273820154251209090

برنامه شماره ۶۱۱ گنج حضور

اجرا: پرویز شهبازی

۱۳۹۵ تاریخ اجرا: ۱۳ ژوئن ۲۰۱۶ ـ ۲۵ خرداد   

 
 

مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۱۹۴۸

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 1948, Divan e Shams

بانگ آید هر زمانی زین رواقِ(۱) آبگون(۲)

آیتِ اِنّا بَنَیْنَاهَا وَ اِنّا مُوسِعُون(۱)

که شْنود این بانگ را بی‌گوش ظاهر دم به دم؟

تایِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّایِحُون(۲)

نردبان حاصل کنید از ذِی المَعارِجْ، بر روید

تَعْرُجُ الرُّوحُ اِلَیْهِ وَ المَلایِک اَجْمَعُون(۳)

کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال؟

ساخت معراجش(۳) یَدِ کُلٌّ اِلَیْنَا راجِعُون(۴)

تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر

لا’یُلَقّاها فرو می خوان و اِلّا الصَّابِرُون(۵)

بنگر این تیشه به دست کیست، خوش تسلیم شو

چون گره مستیز با تیشه که نَحْنُ الغالبُون(۶)

پایه‌ای چند ار برآیی، باشی اَصْحَابُ الیَمین

ور رسی بر بام خود، اَلسَّابِقُونَ اَلسَّابِقُون(۷)

گر ز صوفی خانه گردونی، ای صوفی برآ

واندرآ اندر صف اِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّون(۸)

ور فقیری، کوس(۴) تَمَّ الفَقْرُ فَهْوَ الله بزن

ور فقیهی، پاک باش از اِنَّهُمْ لَا یَفْقَهُون(۹)

گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود

پس تو چون نون و قلم پیوند با مَایَسْطُرُون(۱۰)

چشمِ شوخِ(۵) سَوْفَ یُبْصِر باش پیش از یُبْصِرُون

چو مُداهن(۶) نرم ساری(٧) چیست؟، پیش یُدْهِنُون(۱۱)

چون درخت سدره(٨) بیخ آور(۹)، شو از لَا رَیْبَ فیه

تا نلرزد شاخ و برگت از دمِ رَیْبُ المَنُون(۱۲)

بنگر آن باغ سیه گشته ز طَافَ طَایِفٌ

مکر ایشان باغ ایشان سوخته هُمْ نَایِمُون(۱۳)

(۱) قرآن کریم، سوره الذاریات (۵۱)، آیه ۴۷

Quran, Sooreh Zariat ( #51), Line # 47

وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ 

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و آسمان را قدرتمندانه بنا کردیم و ما البته وسعت دهنده ایم.

و آسمان را به قدرت ونیرو بنا کردیم و ما [همواره] 

وسعت دهنده ایم.

hozor423895273820154251210021

مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۷۷۱

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 771, Divan e Shams

هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند

دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند

دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید

هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند

نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست

جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند

عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب

سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند

ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان

پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند

تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست

چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند

hozor189202001394808902

مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۲۸۳۱

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 2831, Divan e Shams

چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم

در مسجدم بسوزد، چو بدو رسد اذانی

(۲) قرآن کریم، سوره توبه (۹)، آیه ۱۱۲

Quran, Sooreh Tobeh ( #9), Line # 112

التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ 

الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَالْحَافِظُونَ

لِحُدُودِ اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

[آن مؤمنان] همان توبه‌کنندگان، پرستندگان، سپاسگزاران، روزه‌داران، رکوع‌کنندگان، سجده‌کنندگان، وادارندگان به کارهاى پسندیده، بازدارندگان از کارهاى ناپسند و پاسداران مقرّرات خدایند. و مؤمنان را بشارت ده.

مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۵۶۶

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 566

پنبه اندر گوش حسِّ دون کنید(١٠)

بند حسّ از چشم خود بیرون کنید

پنبهٔ آن گوش سِر، گوش سَر است

تا نگردد این کر، آن باطن، کر است

بی‌حس و بی‌گوش و بی‌فکرت شوید

تا خطابِ ِارجِعی* را بشنوید

hozor423895273820154251210040

* قرآن کریم، سوره فجر (۸۹)، آیه ۲۷

Quran, Sooreh Fajr ( #89), Line # 27

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً

ترجمه فارسی

Farsi Translation

ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته! به سوی پروردگارت در حالی که

از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد.

مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۳۷۴۷

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 3747

این دهان بستی، دهانی باز شد

کو خورندهٔ لقمه‌های راز شد

گر ز شیر دیو، تن را وابُری

در فِطام(١١) او، بسی نعمت خوری

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۱۷۳۰

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 1730

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب

دم به دم بر آسمان می‌دار امید

در هوای آسمان رقصان چو بید

دم به دم از آسمان می‌آیدت

آب و آتش رزق می‌افزایدت

گر تو را آنجا بَرَد نبود عجب

منگر اندر عجز و بنگر در طلب

کین طلب در تو گروگان خداست

زانکه هر طالب به مطلوبی سزاست

جهد کن تا این طلب افزون شود

تا دلت زین چاه تن بیرون شود

hozor423895273820154251215428

مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۱۶۳۹

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 1639

گر تو این انبان ز نان خالی کنی

پر ز گوهرهای اِجلالی(١٢) کنی

طفل جان، از شیر شیطان باز کن

بعد از آنش با مَلَک اَنْباز(۱۳) کن

تا تو تاریک و ملول و تیره‌ای

دان که با دیو لعین(۱۴) همشیره‌ای(۱۵)

(۳) قرآن کریم، سوره معارج (۷۰)، آیه ۱-۷

Quran, Sooreh Maarej ( #70), Line # 1-7

سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ. (۱)

لِلْکَافِرِینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ. (۲)

مِنَ اللَّهِ ذِی الْمَعَارِجِ . (۳)

تَعْرُجُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ

مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ . (۴)

فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلاً. (۵)

إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً. (۶)

وَنَرَاهُ قَرِیباً. (۷)

ترجمه فارسی

Farsi Translation

درخواست کننده ای درخواست عذابی

کردکه واقع شدنی است. (۱)

که اختصاص به کافران دارد [و] آن را بازدارنده‌اى نیست. (۲)

[و] از جانب خداوند صاحب درجات [و مراتب‌] است. (۳)

فرشتگان و روح، در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى «او» بالا مى‌روند. (۴)

پس صبر کن، صبرى نیکو. (۵)

زیرا آنان آن روز را دور مى‌بینند. (۶)

و [ما] نزدیکش مى‌بینیم. (۷)

hozor423895273820154251215426

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۵۶

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 2556

نردبانهایی ست پنهان در جهان

پایه پایه تا عَنان آسمان(۱۶)

مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۲۳۵

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 4235

از مقامات تَبَتُّل(۱۷) تا فنا

پایه پایه تا ملاقات خدا

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۲۵۵۷

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 2557

هر گُرُه را نردبانی دیگر است

هر روش را آسمانی دیگر است

هر یکی از حال دیگر بی‌خبر

مُلک با پهنا و بی‌پایان و سر

این در آن حیران که او از چیست خوش

وآن درین خیره که حیرت چیستش؟

صحنِ(۱۸) اَرضُ الله(۱۹) واسِع(۲۰) آمده

هر درختی از زمینی سرزده

بر درختان شُکر گویان برگ و شاخ

که زهی مُلک و زهی عرصهٔ فراخ

بلبلان گرد شکوفهٔ پُر گِره

که از آنچه می‌خوری ما را بده

hozor423895273820154251215419

(۴) قرآن کریم، سوره انبیاء (۲۱)، آیه ۹۳

Quran, Sooreh Anbia ( #21), Line # 93

وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ ۖ کُلٌّ إِلَیْنَا رَاجِعُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و [کارشان] دینشان را میان خود پاره پاره کردند. 

[ولی سرانجام] همه به سوى ما بازمى‌گردند.

(۵) قرآن کریم، سوره قصص (۲۸)، آیه ۸۰

Quran, Sooreh Ghesas ( #28), Line # 80

وَقَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَیْرٌ لِمَنْ 

آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و کسانى که دانش [واقعى‌] یافته بودند گفتند: « واى بر شما! براى

کسى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهترست،

و جز شکیبایان آنرا نیابند.»

مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۶۰۰

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 2, Line # 600

صبر از ایمان بیابد سر کُله(۲۱)

حَیْثَ لا صَبْرَ فَلا ایمانَ لَه**

گفت پیغمبر: خداش ایمان نداد

هر که را صبری نباشد در نهاد

** حدیث

مَن لا صَبْرَ لَهُ، لا ایمانَ لَهُ

هرکه را صبر نباشد، وی را ایمان نباشد.

مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۱۸۵۲

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 1852

گفت لقمان: صبر هم نیکو دمی ست(۲۲)

که پناه و دافع هر جا غمی ست

صبر را با حق قرین کرد ای فلان

آخِر وَالعَصر را آگه بخوان

صد هزاران کیمیا، حق آفرید

کیمیایی همچو صبر، آدم ندید

hozor423895273820154251210022

مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۱۴۱۰

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 6, Line # 1410

صبر جملهٔ انبیا با مُنکران

کردشان خاص حق و صاحب‌قِران(۲۳)

هر که را بینی یکی جامه دُرُست

دان که او آن را به صبر و کسب جُست

هر که را دیدی برهنه و بی‌نوا

هست بر بی‌صبری او آن گوا

مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۷۲۳

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 2723

کوری خود را مکن زین گفت فاش

خامش و در انتظار فضل باش

در میان روز گفتن: روز کو؟

خویش رسوا کردن است ای روزجو؟

صبر و خاموشی جَذوبِ(۲۴) رحمت است

وین نشان جستن نشان علت است

اَنْصِتُوا(۲۵) بپذیر، تا بر جان تو

آید از جانان، جزای اَنْصِتُوا

مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۸۹۴

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 6, Line # 3894

ما همی‌گفتیم: کم نال از حَرَج(۲۶)

صبر کن کِالصَّبرُ مِفتاحُ الفَرَج

این کلید صبر را اکنون چه شد؟

ای عجب منسوخ شد قانون؟ چه شد؟

img-2874587264385628349

 (۶) قرآن کریم، سوره شعراء (۲۶)، آیه ۴۴

Quran, Sooreh Shoaraa ( #26), Line # 44

فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِیَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّهِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

پس ریسمانها و چوبدستى‌هایشان را انداختند و گفتند: «به عزّت فرعون که ما حتماً پیروزیم.»

مولوی، دیوان شمس، غزل شمارهٔ ۶۵۲

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Qazal) # 652, Divan e Shams

تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

تدبیر به تقدیر خداوند نماند

بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند

حیله بکند لیک خدایی نتواند

گامی دو چنان آید کو راست نهادست

وان گاه که داند که کجاهاش کشاند

استیزه(۲۷) مکن مملکت عشق طلب کن

کاین مملکتت از مَلِکُ الْموُت(۲۸) رهاند

(۷) قرآن کریم، سوره واقعه (۵۶)، آیه ۱

Quran, Sooreh Vagheae ( #56), Line # 1

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَهُ. (۱)

لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَهٌ. (۲)

خَافِضَهٌ رَافِعَهٌ. (۳)

إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجّاً. (۴)

وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسّاً. (۵)

فَکَانَتْ هَبَاءً مُنْبَثّاً. (۶)

وَکُنْتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَهً. (۷)

فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ مَا أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ. (۸)

وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَهِ. (۹)

وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ. (۱۰)

أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ. (۱۱)

فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ. (۱۲)

ثُلَّهٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ. (۱۳)

وَقَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ. (۱۴)

IMG_20160330_124900

ترجمه فارسی

Farsi Translation

آن واقعه چون وقوع یابد. (۱)

[که‌] در وقوع آن دروغى نیست. (۲)

پست‌کننده [و] بالابرنده است. (۳)

چون زمین با تکان [سختى‌] لرزانده شود. (۴)

و کوهها [جمله‌] ریزه ریزه شوند. (۵)

و به صورت گرد و غباری پراکنده در آید. (۶)

و شما سه دسته شوید: (۷)

یاران دست راست، کدامند یاران دست راست؟ (۸)

و یاران چپ؛ کدامند یاران چپ؟ (۹)

و سبقت‌گیرندگان مقدمند. (۱۰)

(فطرت اولیه به خود آگاه و زنده می شود.

شاهنامه، بخش ۴، گفتار اندر آفرینش مردم

Ferdowsi Poem(Shahname), Part 4

نخستین فطرت پسین شمار

تویی خویشتن را به بازی مدار)

 

آنانند همان مقربان [خدا]. (۱۱)

در باغستانهاى پر نعمت. (۱۲)

گروهى از پیشینیان. (۱۳)

و اندکى از متأخران. (۱۴)

 قرآن کریم، سوره واقعه (۵۶)، آیه ۲۷

Quran, Sooreh Vagheae ( #56), Line # 27

وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و یاران راست؛ یاران راست کدامند؟

 قرآن کریم، سوره توبه (۹)، آیه ۱۰۰

Quran, Sooreh Tobeh ( #9), Line # 100

وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.

ترجمه فارسی 

Farsi Translation

و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار، و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند، خدا از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند، و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است. همیشه در آن جاودانه‌اند. این است همان کامیابى بزرگ.

(۸) قرآن کریم، سوره صافات (۳۷)، آیه ۱۶۵

Quran, Sooreh Saffaat ( #37), Line # 165

وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و در حقیقت، ماییم که [براى انجام فرمان خدا] صف بسته‌ایم.

(۹) حدیث

تَمَّ الفَقْرُ فَهْوَ الله.

چون فقر تمام شود، خداست.

IMG_20160330_124804

(۹) قرآن کریم، سوره انفال (۸)، آیه ۶۵

Quran, Sooreh Anfaal ( #8), Line # 65

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

اى پیامبر، مؤمنان را به جهاد برانگیز. اگر از [میان‌] شما بیست تن، شکیبا باشند بر دویست تن چیره مى‌شوند، و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز مى‌گردند، چرا که آنان قومى‌اند که نمى‌فهمند.

 (۱۰) قرآن کریم، سوره قلم (۶۸)، آیه ۱

Quran, Sooreh Ghalam ( #68), Line # 1

ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند.

مولوی، مثنوی، دفتر اول، بیت ۳۹۳

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 1, Line # 393

خفته از احوال دنیا روز و شب

چون قلم در پنجه تقلیب رب

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۸۰

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 3180

ای دریده پوستین یوسفان

گر بدرَّد گرگت، آن از خویش دان

زانکه می‌بافی، همه‌ساله بپوش

زانکه می‌کاری، همه ساله بنوش

فعل توست این غصه‌های دم به دم

این بود معنی قَدْ جَفَّ الْقَلَم***

که نگردد سنت ما از رَشَد(۲۹)

نیک را نیکی بود، بد راست بَد

کار کن هین که سلیمان زنده است

تا تو دیوی تیغ او بُرَّنده است

چون فرشته گشت، از تیغ ایمنی ست

از سلیمان هیچ او را خوف نیست

حکم او بر دیو باشد نه مَلَک

رنج در خاک ست نه فوق فلک

ترک کن این جبر را که بس تهی ست

تا بدانی سِرِّ سِرِّ جبر چیست

ترک کن این جبر جمع مَنبَلان(۳۰)

تا خبر یابی از آن جبر چو جان

ترک معشوقی کن و کن عاشقی

ای گمان برده که خوب و فایقی(۳۱)

ای که در معنی ز شب خامش‌تری

گفت خود را چند جویی مشتری؟

*** حدیث

جَفَّ الْقَلَمُ بِما اَنْتَ لاقٍ

خشک شد قلم به آنچه سزاوار بودی.

IMG_20160330_124843

(۱۱) قرآن کریم، سوره صافات (۳۷)، آیه ۱۷۵

Quran, Sooreh Saffaat ( #۳۷), Line # 175

وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ یُبْصِرُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

و آنان را بنگر که خواهند دید.

(۱۱) قرآن کریم، سوره قلم (۶۸)، آیه ۹

Quran, Sooreh Ghalam ( #68), Line # 9

وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

دوست دارند که نرمى کنى تا نرمى نمایند.

مولوی، مثنوی، دفتر ششم، بیت ۳۳۴۲

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 6, Line # 3342

چشم‌ داری تو، به چشم خود نگر

منگر از چشم سَفیهی(۳۲) بی‌خبر

گوش داری تو، به گوش خود شنو

گوش گولان را چرا باشی گرو؟

بی ز تقلیدی، نظر را پیشه کن

هم برای عقل خود اندیشه کن

(۱۲) قرآن کریم، سوره بقره (۲)، آیه ۲

Quran, Sooreh Baghareh ( #2), Line # 2

ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

این است کتابى که در [حقانیت‌] آن هیچ تردیدى نیست؛ [و] مایه هدایت تقواپیشگان است.

(۱۳) قرآن کریم، سوره قلم (۶۸)، آیه ۱۹

Quran, Sooreh Ghalam ( #68), Line # 19

فَطَافَ عَلَیْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَهُمْ نَائِمُونَ.

ترجمه فارسی

Farsi Translation

پس در حالى که آنان غنوده بودند، بلایى از جانب پروردگارت بر آن [باغ‌] به گردش در آمد.

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۹۹

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 3199

اَنْصِتوا یعنی که آبت را به لاغ(۳۳)

هین تلف کم کن که لب‌خشک ست باغ

مولوی، مثنوی، دفتر پنجم، بیت ۳۱۹۶

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 5, Line # 3196

تا کنی مر غیر را حَبْر(۳۴) و سَنی(۳۵)

خویش را بدخُو و خالی می‌کنی

مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۲۲۳۵

Rumi (Molana Jalaleddin) Poems (Mathnavi), Book # 3, Line # 2235

در گَویّ(۳۶) و در چَهی ای قَلتَبان(۳۷)

دست وادار از سِبالِ(۳۸) دیگران

چون به بستانی رسی زیبا و خوش

بعد از آن دامان خلقان گیر و کش

ای مقیم حبس چار و پنج و شَش

نغزجایی، دیگران را هم بکش

IMG_20160330_124822

(١) رواق : رواق به معنی عمارتی که سقف قوسی شکل دارد، ایوان، راهرو و مدخل سقف‌دار در داخل عمارت می باشد. در اینجا رواق آبگون به معنی آسمان آبی است.

(٢) آبگون: آبی، مانند آب

(٣) معراج: عروج، بالا رفتن

(۴) کوس: طبل بزرگ

(۵) شوخ: گستاخ

(۶) مُداهن: چرب زبان، چاپلوس

(۷) نرم ساری:‌ انعطاف به خرج دادن، نرمش، انعطاف

(۸) درخت سدره: درختی بهشتی که ریشه ای عمیق دارد.

(۹) بیخ آور: در اینجا فعل امری به معنی ریشه بدوان، ریشه درست کن، دارای چندین ریشه، با ریشه بسیار

(۱۰) پنبه در گوش کردن: کنایه از بستن گوش و ترک شنیدن

(۱۱) فِطام: در لغت به معنی از شیر بازگرفتن است ، در مصطلحات صوفیه، کنایه است از انقطاع از عادات و اخلاق زشت و شهوات جسمانی و تجدید حیات روحانی.

(۱۲) اِجلالی: گرانقدر

(۱۳) اَنْباز: شریک

(۱۴) دیو لعین: شیطان ملعون( لعنت شده)

(۱۵) همشیره: خواهر، اینجا به معنی همراه و دمساز

(۱۶) عَنان آسمان:‌ پهنه آسمان، آن قسمت از آسمان که نمایان است.

(۱۷) تَبَتُّل: از بَتْل به معنی بریدن و اخلاص داشتن است. در اصطلاح صوفیه عبارتست از انقطاع و گسستن از دنیا و مافیها و اتصال و پیوستن به حق تعالی بی هیچ غرضی.

(۱۸) صحن: ساحت خانه و سرا، عرصه

(۱۹) اَرضُ الله: زمین خدا

(۲۰) واسِع: فراخ، گشاد، پهناور

(۲۱) سر کُله: تاج سر، کلاه

(۲۲) نیکو دم: صفت و موصوف به معنی دم و نفس خوب و خوش

(۲۳) صاحب‌قِران: صاحب منسب و بزرگی، پادشاه پیروز و مظفّر.

(۲۴) جَذوب: بسیار کِشنده، بسیار جذب کننده

(۲۵) اَنْصِتُوا: خاموش باشید، ( اشاره به آیه ۲۰۴ از سوره اعراف)

(۲۶) حَرَج: سختی و تنگی

(۲۷) استیزه: ستیزه، جنگ، خصومت

(۲۸) مَلِکُ المْوُت: فرشته‌ای که جان مردم را می‌گیرد، عزرائیل

(۲۹) رَشَد: هدایت، به راه راست رفتن، از گمراهی درآمدن

(۳۰) مَنبَل: تنبل، کاهل، بیکار

(۳۱) فایق: چیره، مسلط، برتر

(۳۲) سَفیه: نادان، احمق

(۳۳) لاغ:‌ هزل، شوخی، در اینجا به معنی بیهوده

(۳۴) حَبْر: دانشمند، دانا

(۳۵) سَنی: رفیع، بلند مرتبه

(۳۶) گَوْ: گودال

(۳۷) قَلتَبان: بی غیرت، بی حمیّت

(۳۸) سِبالِ: سبیل

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!