تحمل عواطف منفی و ناملایمات-بخش نخست

distress-tolerance

 

منظور از  تحمل عواطف منفی و ناملایمات چیست؟ چطوری می توانیم نابردباری، ناشکیبایی  یا عدم تحمل ناراحتی و پریشانی عاطفی و احساسی را تحمل کنیم؟چطوری میتوانیم در برابر فشارهای روانی، استرس، رنجش، خشم و انواع و اقسام عواطف منفی در زندگی صبوری کنیم و راه حل های طبیعی و سالم و بدون عواقب را جستجو کنیم؟

در این برنامه تصمیم داریم طی یک سلسله مباحث علمی ویژگی نابردباری و ناشکیبایی در مقابل عواطف منفی و ناملایمات را بطور دقیقتر بشناسیم و یکسری تکنیک های روانشاختی و معنوی برای کنار آمدن و تحمل این موقعیت را بیاموزیم و تمرین کنیم.

مباحث ما تحت عناوین مدلهای تحمل عواطف منفی و ناملایمات تقدیم حضور می شود امیدواریم اینقدر صبوری بخرج دهید که بتوانید مطالعات خود را بتدریج و گام به گام با ما پیش ببرید.

برای همه شما وخودم صبر و شکیبایی در مقابل ناملایمات را آرزومندم.

tarh-28746528764872874324110
بردباری یا تحمل رنج و درد و ناراحتی  در فرهنگ ملی و اعتقادی ما ایرانیان
فرهنگ وسنت و تاریخ کهنه کشور ما آمیخته از فرهنگ مقاومت و شکیبایی در برابر ناملایمات و سختی هاست. وقتی دفتر ادبیات کهن این مرز و بوم را بگشاییم، از زبان هرکدام از ستارگان و نام آوران این مرز و بوم، در باره این موضوع مطالب قابل تامل و تفکر بسیاری  میتوان سراغ گرفت.
در اینجا میخواهم جهت اشاره بر چنین پیشینه ای، چند بیت شعر از مشاهیر ادب فارسی  به منظور مطلع سخن تقدیم حضور بنمایم:

 

 

همه بردباری کن و راستی                   جدا کن ز دل کژی و کاستی
ستون خرد بردباری بود                 چو تندی کند تن بخواری بود

فردوسی

tarh987234598274

چو نسرین اوفتاد از پای، گفتم                 که باید صبر کرد و بردباری
ز برف آماده گشت آب گوارا                     گوارائی رسد زین ناگواری
کدام غنچه که خونش بدل نمی‌جوشد                  کدام گل که گرفتار طعن خاری نیست
کدام شاخه که دست حوادثش نشکست                    کدام باغ که یکروز شوره‌زاری نیست
شدی خمیده و بی برگ و بار و دم نزدی                    بزیر بار جفا، چون تو بردباری نیست
جواب داد که یاران، رفیق نیم رهند                        بروز حادثه، غیر از شکیب، یاری نیست

پروین اعتصامی

هرکدام از ما بعنوان انسان صاحب عاطفه و احساس هستیم، آیا نیستیم؟ این عواطف و احساسات بخش جدایی ناپذیر هستی و موجودیت ما را تشگیل میدهند و وجودشان برای حیات و بقاء ما کاملاً ضروری و انکارناپذیر است.

اگر بخواهیم تعداد احساسات را بشماریم بسیارزیاد است و دامنه آنها از احساسات هولناک و تحمل ناپذیر گرفته تا احساسات آرام بخش و لذت بخش متنوع و گسترده می باشد. یعنی برخی از احساسات تحمل ناپذیر و سخت هستند و بعض دیگر راحت و لذتبخش می باشند.

طبیعی است که بیشتر مردم احساسات ناراحت کننده را دوست ندارند و تمایل دارند بیشتر مواقع احساسات خوب و لذتبخش را تجربه کنند و داشته باشند.
به همین دلیل اکثرما از احساسات ناراحت کننده و رنج آور فرار میکنیم؛ احساسات ناراحت کننده به اشکال مختلفی می توانند وجود داشته باشند و تعداد آنها وسیع است. ما انسان ها بطور کلی دو دسته احساسات داریم؛ کسری احساس جسمانی و بدنی هستند و یکسری روانی و عاطفی. مثلاً احساس سردی، احساس گرمی، از نوع جسمانی می باشند و احساس غم و ناراحتی از نوع عاطفی و احساسی.البته احساسات بینا بین هم وجود دارند مثل احساس درد، خستگی و گرسنگی وغیره.
تمرکز ما در این برنامه روی احساسات نارحت کننده عاطفی و روانی می باشد و به احساسات جسمی فعلاً نمی پردازیم چرا آسیب پذیری  اکثر مردم درمقابل عواطف بد و ناراحت کننده می باشد بگونه ای که ظرفیت وآستانه تحمل برخی افراد در مواجه با برخی ازعواطف بقدری اندک و ضعیف می باشد که منجر به فاجعه میگردد. عواطف پریشان کننده یا ناراحت کننده شاید چیزهایی باشند که هیچ کس راغب نباشد آنها را تجربه کند و یا دچارش بشود، ولی وجود این عواطف ارتباطی به خواست و اراده ما ندارد. فعال و غیر فعال شدن آنها تابع منطق بیولوژیکی و انسانی ما ست که عمدتاً توسط سیستم خودکار و سامانه ناهوشیار ذهن فعال و عملیاتی می شود.

 

distress-tolerance-87625762347834210

پس تمرکز بحث ما روی گروهی از عواطف ناراحت کننده ای خواهد بود که ازغم و افسردگی و نومیدی و یاس و دلمردگی و خشم و غضب و حسادت و … را پوشش می دهد و آنرا بطور خلاصه پریشانی عاطفی یا “دیسترس” distress   می نامیم.
به این ترتیب می بینیم که چرخ زندگی با چرخش خود بالاجبار ما را با عواطف رنج آوری مواجه می سازد که ما درانتخاب شان ظاهراً دخالتی نداریم. عواطف بخش جدایی ناپذیر زندگی ما هستند و باید باشند، چیزی که لازم است تغییر بکند نوع نگاه و طرزپنداشت ما و سپس افزایش ظرفیت خویش نسبت به یک واقعیت طبیعی و خدا دادی می باشد.

 

اغلب مردم بدون دقت به این واقعیت مدعی هستند که عواطف دیسترس و پریشان کننده را  نمی توانند  “تحمل کننده” یابا آن “مواجه شوند”، یادرمقابلش “مقاومت نمایند” و “شکیبایی و بردباری” بخرج دهند.

 
اما با وجود این حرف ها، موضوع نابردباری و عدم تحمل پریشانحالی امر مطلق نیست که برخی داشته باشند و برخی نداشته باشند و یا اگر کسی فاقد تحمل پریشانی است، برای همیشه راه گریز و نجاتی ندارد. تحمل عواطف یک امر کاملاً نسبی است واز درجات مختلفی برخوردار می باشد،از ضعیف ترین حالت تحمل تا بالاترین درجه تحمل و شکیبایی.

 
نابردباری یا تحمل پریشانی عاطفی، هیچکدام باعث نخواهند شدکه ما بتوانیم این احساسات را عقب برانیم یا از فعال شدن دوباره آنها برای دفعاعت بعد جلوگیری کنیم. عدم تحمل آنها فقط موجب پدید آمدن خوشه ای از مشکلات بزرگتر می شود، مشکلاتی که یقیناً یک مانع بزرگ درمسیر زندگی و رشد و پیشرفت انسان نابردبار خواهد شد و حتی ناراحتی عاطفی شخص را چند برابرتلخ تر و بدتر می سازد.

 
چنانچه شما دوست عزیز احساس میکنید در مواجه با پریشانی عاطفی یا تحمل بعضی ناملایمات و ناراحتی های عاطفی، تحمل و بردباریتان پایین است، توصیه میکنم حتماً این برنامه را مطالعه کنید تا ضمن افزایش دانش خود نسبت به واقعیت عواطف واحساسات(هوش عاطفی)، شیوه بردباری مطلوب، زیبا، شریف وانسانی راتمرین کنید وارتقاء روانشناختی ومعنوی بعد روانی خود همت بگمارید.

ادامه دارد….

تحمل عواطف منفی و ناملایمات-بخش دوم

ترجمه بهمن ابراهیمی

 

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!