تحمل عواطف منفی و ناملایمات-بخش دوم

distress-tolerance-87625762347855430

بردباری در برابر عواطف به چه معناست

درباب تعریف مشخص ومعین از مفهوم بردباری در برابر پریشانی و ناراحتی روحی وروانی شاید برخی ازتعابیر استفاده شده دراین اشعار رابطه مستقیم با منظور ما نداشته باشد. بطورمعین قصد ما از طرح نابردباری این است:

نابردباری” طبق تعریف صورت گرفته در این برنامه دو فاکتوراصلی دارد:

 

نوعی برداشت یا طرز تلقی ذهنی یک شخص راجع به تجربه ای کاملاً ناخوشایند،رنج آور و عواطف تحمل ناپذیر، همراهی این فکر با احساس نیاز شدید برای گریزازعواطف ناراحت کننده.

 

مشکلات مربوط به تحمل یا بردباری در مقابل پریشانی و ناراحتی عاطفی،  اغلب با ترس از عواطف منفی که درحال تجربه آن هستیم، پیوند دارد. عدم تحمل پریشانی عاطفی اغلب برتجربیات عاطفی فوق العاده شدید متمرکز است، یعنی، هنگامی که عاطفه “داغ”، قوی و قدرتمند باشد(برای مثال، نومیدی شدید بعد از یک بحث و جدل طولانی با کسی که او را دوست دارید، یا ترس شدید درحالیکه مشغول سخنرانی هستید).

البته این عدم تحمل میتواند درمورد عواطف با شدت کم نیز اتفاق بیفتد(بطورمثال، ناآرامی وتشویش راجع به آزمایش پزشکی پیش رو، غمگینی بهنگام یادآوری روابط ازهم گسسته گذشته). هرچند به شدت خود عاطفه نیست، ولی اندازه ایکه شما می ترسید، میزانی که احساس ناراحتی دارید، اندازه ای که آنرا تحمل ناپذیرمیدانید وآن میزان که میخواهید ازآن فرارکنید، تعیین میکنیدکه چقدردر مقابل پریشانی نابردبارهستید.

 

چندین نوع عاطفه منفی وجود دارد که بطور بالقوه می توانند برای مردم پریشان کننده باشند. ما این عواطف منفی را در سه گروه زیر تقسیم بندی کرده ایم:

 

عواطف گروه “غم”

این گروه شامل عواطفی می شود که درجات مختلف انواع غمگینی را مشخص می سازد،اینها عبارتند ازدل شکستگی، صدمه روحی، یاس، گناه، شرم، غمگینی، افسردگی، حزن، بدبختی وغیره.

این عواطف واحساسات ممکن است یا با انگیختگی فیزیولوژیکی ضعیف(مثل ضعف انرژی،خستگی، سنگینی ) یا با انگیختگی بسیار زیاد(مثل گریه شدید،خستگی ناپذیری) با افکارنومیدانه، فقدان یا ازدست دادن کسی یا چیزی، حسرت وافسوس و نارسایی یا بی کفایتی  ترکیب بشوند وشما را به پرهیزیا گریز از زندگی سوق بدهند.

 

عواطف گروه “جنون”

این گروه عواطفی را شامل می شود که انواع خشم وعصبانیت رابا درجات ضعیف تا شدید نشان میدهد. اینها شامل احساس آزردگی، تحریک پذیری، تلاطم وبیقراری، ناکامی وعقیم ماندن، نفرت وانزجار، رشک وحسادت، خشم، غضب وطغیان، کینه ونفرت، دشمنی وغیره می باشند.

این عواطف معمولاً با واکنش فیزیولوژیکی یا جسمی مثل تنش یا استرس، افزایش ضربان قلب، احساس تعرق یا داغ شدن وغیره  یا باتفکرات غیرمنصفانه و تبعیض آمیز واقدام های خطا ونادرست همراه می شوند و بشکل رفتارهای تهاجم لفظی یاکلامی، جسمی و قلمی، بازتاب وانعکاس می یابد.

 

عواطف گروه “ترس”

عواطف مربوط به گروه “ترس” نیز متنوع بوده وازنظرشدت وضعف درجات مختلفی دارند. ازجمله ناآرامی،اضطراب، وحشت وبیم، هراس وخوف، وحشت خالص وغیره. معمولاً این عواطف با تحریک جسمی یا فیزیولوژیکی شدید همراه است مثل افزایش ضربان قلب، تندشدن تنفس،تنش و فشار عصبی، عرق کردن، لرزش،آشوب در شکم و معده و غیره. همچنین افکارتهدید کننده، آسیب پذیری، عجز ونومیدی، و میل به فرار یا گریز از ویژگی های این گروه عواطف می باشد.

 

نابردباری برخی افراد درمقابل پریشانی میتواند بسیار گسترده باشد، ممکن است همه عواطف پریشان کننده  منفی را در خود متوجه شوند، در مورد دیگران شاید نابردباری پریشانی فقط به یک گروه خاصی عاطفی محدود شود(مثلاً اضطراب).

distress-tolerance-876257623478556435

درمورد شما چطور؟ کدام عواطف منفی را برای تعامل  کردن، سخت می بینید؟

 

توجه: بعضی از افراد هستند که نه فقط با عواطف منفی بلکه حتی با عواطف مثبت نیزدچار پریشانی و ناراحتی می شوند، بگونه ای که نمی توانند نگرانی خود را کنترل نمایند. این درحالیست که این عاطفه مثبت بخصوص، درمیان عامه مردم جای نگرانی و ناراحتی ندارد. در این برنامه ما جهت معالجه این گروه تمهیدات خاصی درنظر نگرفته ایم ولی چنانکه این افراد عواطف مثبت شدید برایشان آزار دهنده است، می توانند از برخی استراتژیهای این برنامه استفاده کنند.

اصطلاح پریشانی و ناراحتی که درکلیه مطالب این برنامه مورد استفاده قرار میدهیم به عواطفیاشاره دارد که بشکل کاملاً آزاردهنده، ضجرآور،ناراحت کننده و غمگین کننده ظاهر شوند.

به همین دلیل عواطف منفی ذکر شده در ۳ خوشه الزاماً بدان معنا نیست که ناراحت کننده و پریشان کنند باشند. مثلاً برخی از افراد درهنگام عصبانیت و خشم دچار احساس کسب قدرت می شوند و برای ایشان احساس خشم موجب ناراحتی و پریشانی  نمی شود. یا نمونه دیگر، بعضی افراد تماشای فیلم های جنایی و با صحنه های خشن که موجب احساس ترس و خوف می شود را دوست دارند و لذت می برند. یا در مثال دیگر برخی افراد در هنگام دچار شدن به احساس حزن وغم چون برایشان نوعی انرژی خلاقانه میدهد که وارد عرصه های هنری، موسیقی یا نگارش بشوند، از این حالت استقبال نمایند و بگویند گهگاهی کریه چیز خوبی است.

این نمونه ها نشان میدهد که عاطفه منفی بصورت فی نفسه یا ذاتاً به پریشانی و ناراحتی حتمی و قطعی منجر نمی شود. چنانکه در مدل بعدی کتاب مشاهده خواهید کرد، اینها عواطف نرمالی به حساب می آیند و اغلب عامل کمک و حمایت کننده از ما می باشند.

ما فقط زمانی به احساس پریشانی و ناراحتی دچار می شویم که تجربه عاطفی و احساسی خود را بصورت یک اتفاق بد تفسیر کنیم.

ادامه دارد…..

تحمل عواطف منفی و ناملایمات-بخش نخست

عدم تحمل پریشانی چگونه تشگیل می شود؟-بخش سوم

ترجمه بهمن ابراهیمی

نظر شما چیست؟ ( بدون نظر )

تایید کنید که ربات نیستید !!!